سخنرانان نشست نقد و بررسی کتاب «تاریخ سینمای ایران» اثر جمال امید، با مرور نقش این اثر در گردآوری و حفظ منابع سینمایی، به بررسی شیوه‌های تاریخ‌نگاری سینما، ضرورت شناخت فیلم‌ها در بستر تاریخی خود و اهمیت انتشار جلدهای بعدی این مجموعه پرداختند.

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، شصتمین نشست «صد کتاب ماندگار قرن» در تالار فرهنگ مرکز همایش‌های بین‌المللی این سازمان برگزار شد. در این نشست، حسن حسینی، نویسنده و پژوهشگر سینمای ایران، و نوید پورمحمدرضا، پژوهشگر حوزه سینما و شهرسازی، درباره کتاب «تاریخ سینمای ایران» سخن گفتند و پیام ارسالی بهزاد رحیمیان، مؤلف مجموعه «راهنمای فیلم»، قرائت شد. علیرضا مجمع، منتقد و روزنامه‌نگار سینما، دبیری برنامه را بر عهده داشت.

حفظ اسناد و شناسنامه تاریخ سینمای ایران

علیرضا مجمع، دبیر نشست، در آغاز برنامه با خواندن بخش‌هایی از مقدمه کتاب «تاریخ سینمای ایران»، رویکرد جمال امید در تدوین این اثر را تشریح کرد. او به نقل از مؤلف گفت: «سیر رویدادها و دقایق مهم تاریخ سینمای ایران در وهله نخست باید مستمر و یکنواخت بازگو شود و پس از دستیابی به شناخت واضح و کامل از جمیع جهات، با حضور همه شواهد و مستندات، به بررسی و تحلیل آن نشست.»

وی در ادامه، با اشاره به توضیحات مؤلف درباره شیوه انتخاب نقدهای فیلم در جلد دوم، بیان کرد که برای جلوگیری از افزایش بیش از اندازه حجم کتاب، بخشی از نقدها به‌صورت گزیده انتخاب شده‌اند. مجمع از مقدمه کتاب خواند: «نقدها به ترتیبی آورده شده‌اند که شناخت اثر از نگاه‌های مختلف را موجب شوند و در عین حال، مرور گویایی بر حضور نسل جدید منتقدان باشند.»

مجمع همچنین درباره محدوده آثار بررسی‌شده در جلد دوم، به نقل از جمال امید گفت: «در فصل‌های مربوط به سال‌های اول بعد از انقلاب که تولیدات هنوز شکل نگرفته، به‌منظور تشریح موقعیت و شرایط فیلم‌سازی، وقایع مربوط به همه تولیدات منعکس شده است؛ اما بعداً صرفاً به آثاری پرداخته شده که نمایش عمومی داشته‌اند. تولیداتی که تنها نمایش جشنواره‌ای داشته‌اند، به فصل مربوط به خود در بخش جشنواره‌ها واگذار شده‌اند.»

غلبه رویکرد تقویمی بر تاریخ‌نگاری سینمای ایران

حسن حسینی، نویسنده و پژوهشگر سینمای ایران، با انتقاد از غلبه رویکرد تقویمی بر تاریخ‌نگاری سینمای ایران گفت: «ما تقویم را به جای تاریخ گرفته‌ایم؛ ذهنیتمان بیشتر معطوف به رخدادهاست و کمتر به روندها پرداخته‌ایم. الگوهای دوره‌بندی تاریخ سینما باید از تحولات خود این هنر استخراج شوند و زمینه‌های زیبایی‌شناختی، فنی، اقتصادی و اجتماعی آن را در بر بگیرند.»

وی در نقد کتاب جمال امید، انتخاب عنوان «ده سال تا سقوط» برای روایت سال ۱۳۴۸ را نمونه‌ای از تحمیل نگاه پسینی بر گذشته دانست و افزود: «کسانی که در سال ۱۳۴۸ فیلم می‌ساختند، نمی‌دانستند ده سال بعد قرار است چه اتفاقی بیفتد.» حسینی همچنین تغییر شیوه تولید و شکل‌گیری تولید دولتی در اوایل دهه ۱۳۶۰ را از تحولاتی دانست که باید در دوره‌بندی تاریخ سینمای ایران مورد توجه قرار گیرند.

این پژوهشگر با نقد نگاه اسطوره‌ای به سینما و آنچه «توهم کفایت نظریه» نامید، گفت: «گاهی فرد با یک نظام نظری آشنا می‌شود و فکر می‌کند دیگر نیازی به پژوهش ندارد و می‌تواند بر مبنای همان نظریه، تاریخ سینما را بخواند.» وی با تأکید بر اولویت اسناد و شواهد، مطالعه کمّی فیلم‌ها و بررسی الگوهای نما، تدوین و سبک را از راه‌های سنجش داوری‌های رایج درباره سینماگران برشمرد.

حسینی در ارزیابی جایگاه اثر جمال امید، تاریخ‌نگاری سینمای ایران را حاصل تداوم تلاش چند نسل دانست و گفت: «در زمان انتشار این کتاب، روش‌های جدید تاریخ‌نگاری هنوز در ایران شناخته‌شده نبودند و از این منظر نمی‌توان به مؤلف ایراد گرفت.»

وی افزود: «این متن، تاریخی است و یکی از امتیازهایش این است که از طریق آن می‌توانیم درباره کم‌وکاستی‌های تاریخ‌نگاری خودمان صحبت کنیم.»

در ادامه، پیام ارسالی بهزاد رحیمیان، مؤلف مجموعه «راهنمای فیلم»، قرائت شد. رحیمیان در این پیام خواستار فراهم شدن پشتیبانی لازم برای انتشار جلدهای بعدی «تاریخ سینمای ایران» شد و نوشت: «ای کاش در این مراسم، اضافه بر معرفی و بررسی و ارج‌گذاری، برای قدردانی از آقای امید اعلام می‌شد که پشتیبانی لازم فراهم آمده تا جلدهای بعدی تاریخ سینما منتشر شوند.»

وی با اشاره به ناتمام ماندن انتشار این مجموعه، تأکید کرد: «تاریخ سینمای ایران، پروژه اصلی و عظیم کارنامه آقای امید است که تألیفش سال‌هاست پایان گرفته، اما انتشارش به سرانجام نرسیده است. ۲۲ سال از چاپ جلد دوم گذشته و ناشر طی تمام این سال‌ها نسخه آماده چاپ جلد سوم را در اختیار داشته، اما امکان یا تمایلی برای انتشار آن نداشته است.»

رحیمیان همچنین با یادآوری آغاز آشنایی خود با جمال امید در ابتدای دهه ۱۳۶۰، از سوزانده شدن بخشی از فیلم‌های جمع‌آوری‌شده در بیابان‌های اطراف تهران سخن گفت و نوشت: «بدون آشنایی قبلی، سراغ آقای امید رفته بودم که در زیرزمین وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی از فیلمخانه ملی ایران محافظت می‌کرد.» او درخواست اجازه بازنشر «فرهنگ فیلم‌های سینمای ایران» را نقطه آغاز همکاری‌ای دانست که دو تا سه دهه ادامه یافت.

وی در مرور این همکاری، به انتشار دو جلد نسخه به‌روزشده «فرهنگ فیلم‌های سینمای ایران» و سه کتاب درباره پیدایش سینمای ایران، اوانس اوگانیانس و عبدالحسین سپنتا در سال ۱۳۶۳ اشاره کرد و آن‌ها را پیش‌درآمد مجموعه «تاریخ سینمای ایران» خواند. رحیمیان درباره ادامه این مسیر نوشت: «با تعطیلی فاریاب، قرار شد ادامه کار انتشار تاریخ سینمای ایران در انتشاراتی‌های دیگری پی گرفته شود؛ ابتدا نگاه و بعد روزنه. در جریان این ادامه کار هم در مقام مجری طرح، در آماده‌سازی و چاپ دو جلد آن در سال‌های ۱۳۷۴ و ۱۳۸۳ کوشیدم.»

کتاب جمال امید را پشتوانه‌ای برای شناخت بستر تاریخی

نوید پورمحمدرضا، پژوهشگر حوزه سینما و شهرسازی، نیز مهم‌ترین دستاورد کتاب جمال امید را حفظ اسناد و شناسنامه سینمای ایران دانست و گفت: «مأموریت مهم‌تر، نجات یک تاریخ، نجات دسته‌ای از اسناد و نجات یک شناسنامه است؛ چیزی که به این سادگی به دست ما نمی‌رسید.» او با اشاره به محدودیت دسترسی نسل خود به فیلم‌ها و مطبوعات سینمای پیش از انقلاب، نقش این کتاب در انتقال منابع تاریخی به خوانندگان و پژوهشگران را ارزشمند توصیف کرد.

وی با تفکیک دو رویکرد «توصیفی» و «تبیینی» در تاریخ‌نگاری سینما، بیان کرد: «کاری که جمال امید انجام داده، اساساً در چارچوب تاریخ‌نگاری توصیفی قرار می‌گیرد؛ شناسنامه فیلم‌ها، خط سیر زمانی رویدادها و گفت‌وگوهای نقادانه پیرامون فیلم‌ها در آن گردآوری شده‌اند. این اطلاعات به پژوهشگر کمک می‌کنند تا دریابد هر فیلم در زمان نمایش خود چگونه فهمیده شده و چه واکنش‌هایی برانگیخته است.»

پورمحمدرضا در ادامه با نقد مقدمه‌های کتاب افزود: «مقایسه ارزش‌گذارانه سینمای پیش و پس از انقلاب، نشانه‌ای از جهت‌گیری در تاریخ‌نگاری است.»

این پژوهشگر با اشاره به حرکت تاریخ‌نگاری معاصر از روایت‌های جامع به پژوهش‌های متمرکز و مسئله‌محور، درباره خطر «اکنون‌زدگی» هشدار داد و گفت: «رد پای گذشته نباید به‌واسطه این اکنون‌زدگی یا حال‌گرایی محو شود؛ افق دانایی و معرفت پیشینیان و گذشتگان را نباید از یاد برد.»

وی ثبت جزئیات و واکنش‌های هم‌زمان با نمایش فیلم‌ها در آثاری مانند کتاب جمال امید را پشتوانه‌ای برای شناخت بستر تاریخی آثار و پرهیز از تحمیل داوری‌های پسینی بر آن‌ها دانست.

در پایان نشست، کلیپی با محوریت تاریخ سینمای ایران پخش شد و حاضران به پرسش و پاسخ پیرامون این اثر پرداختند.