تحلیل وضعیت کنونی عربستان، حاکی از نوعی آشفتگی و سردرگمی در مدیریت بحرانِ این کشور است و ریاض میان گزینههای تکراری و آزمودهشده در نوسان است.
بسیاری درباره پیشزمینه موضع یمن و تشدید عملیات نظامی در عمق خاک عربستان پرسشهایی دارند و برخی میکوشند این موضعگیری را از بافت تاریخی آن بهویژه سالها تجاوز و محاصره بیسابقه عربستان علیه یمن جدا کنند.
واقعیت با چنین روایت سطحی، تحریفشده، نادرست و گزینشی بسیار فاصله دارد؛ روایتی که دستکمی از آن تجاوز و محاصره دوازدهسالهای ندارد که هیچ پایانی برای آن متصور نیست و جنایتبار و ناعادلانه بوده است. پس، تصویر و پیشزمینه واقعی وضعیت یمن چیست؟
زمینه تشدید اقدامهای یمن علیه عمق خاک عربستان
صنعا آغازگر تجاوز به عربستان نبوده است -نه در زمان حال، نه در گذشته و نه در هیچ مقطعی از تاریخ؛ بلکه واقعیت کاملاً برعکس است؛ این عربستان بود که تجاوزی ناعادلانه، غیرموجه و غافلگیرکننده را علیه یمن آغاز کرد و خبر این تهاجم را از آمریکا اعلام کرد.
به گزارش المیادین، این کشور در راستای منافع واشنگتن و تلآویو، طی هشت سال بیش از یکچهارم میلیون حمله هوایی علیه یمن انجام داد و از سال ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۲ محاصرهای شدید بر مردم یمن تحمیل کرد؛ محاصرهای که در آن از هیچچیز دریغ نشد و جان بیش از ۶۰ هزار یمنی، که بیشتر آنها را زنان و کودکان تشکیل میدادند، گرفته شد.
پس از آن، صنعا و ریاض وارد مرحلهای از کاهش تنش شدند که سازمان ملل در سال ۲۰۲۲ اعلام کرده بود؛ صنعا به آتشبس و مسیر صلح پایبند ماند و با حمایت از تمامی تلاشها، مذاکره با عربستان و میزبانی از هیئتهای سعودی، حسن نیت خود را نشان داد؛ هیئتهای یمنی نیز برای حفظ آرامش و حلوفصل مسائل باقیمانده به عربستان سفر کردند.
با این حال، هنگامی که صنعا برای حمایت از غزه وارد عمل شد و به خاطر فلسطین و رنجهای غزه مستقیما با آمریکا، انگلیس و رژیم صهیونیستی رویارو شد، ریاض تصور کرد که یمن توانمندیهای راهبردی خود را به پایان رسانده و کاملاً تحلیل رفته و آماده سقوط است.
عربستان از «نقشه راه» عقبنشینی کرد و مزدوران را برای شعلهور کردن جنگ داخلی به کار گرفت؛ صنعا ناچار شد برای شکستن محاصره و پایان دادن به رنج میلیونها یمنی به گزینههای جایگزین روی آورد.
سیاست محاصره در برابر محاصره و تشدید در برابر تشدید
در مواجهه با این تشدید تنش، صنعا پاسخ متقابل را ضروری دانست و سیاست «محاصره در برابر محاصره» و «تشدید تنش در برابر تشدید تنش» را بهعنوان اصل حاکم بر اقدام متقابل اعلام کرد و وقایع نیز بر همین اساس پیش رفت.
یمن همچنان به عملیات دفاعی خود ادامه میدهد، حال آنکه عربستان از اوایل سپتامبر (شهریور) تاکنون بیش از ۲ هزار و ۳۰۰ حمله هوایی انجام داده که بر اساس آمار وزارت بهداشت، منجر به کشته شدن بیش از ۱۲۰ نفر و زخمی شدن نزدیک به ۳۰۰ تن شده است؛ افرادی که ۶۰ درصد آنها را زنان و کودکان تشکیل میدادند.
در بحبوحه تلاطمهای گسترده ژئوپلیتیک که منطقه و جهان را فرا گرفته و همچنین نوسان بازارهای جهانی انرژی، عربستان میتوانست با بهرهبرداری از افزایش قیمت نفت، به دستاوردهای اقتصادی و راهبردی بیسابقهای دست یابد.
این امر در صورتی امکانپذیر بود که ریاض به جای پافشاری بر قمارها و محاسبات نادرست و درگیر شدن در توطئهها و طرحهای منطقهای و بینالمللی، عقلانیت و منطق را در اولویت قرار میداد، راهبردی برای حل اختلافهای ژئوپلیتیک خود با یمن و منطقه اتخاذ میکرد و الزامات صلح را در یمن میپذیرفت.
با وجود این، اقدامهای کنونی، اقتصاد عربستان را زیر بار هزینههای گزاف ناشی از تشدید تنش و پیامدهای آن برده است؛ در نتیجه، پادشاهی عربستان شاهد به آتش کشیده شدن تأسیسات نفتی و تعطیلی فرودگاههای خود بوده و خزانه آن با تخلیه فزایندهای روبهرو شده که مستقیما بر سطح نقدینگی تأثیر گذاشته است.
علاوه بر این، مسیرهای حملونقل دریایی و صادرات نفت شاهد افتی شدید و بیسابقه بودهاند؛ بهویژه با تداوم توقف فعالیت خط لوله «شرق-غرب»؛ وضعیتی که وزیر انرژی عربستان نیز به آن اذعان کرده و نسبت به «تحولات غیرقابل پیشبینی در مرحله پیشرو» ابراز نگرانی شدید کرده است.
اختلال در فعالیت فرودگاههای یمن
عربستان در حال حاضر با اختلال عمدهای در فرودگاههای خود مواجه است؛ چرا که دهها شرکت هواپیمایی منطقهای و بینالمللی همچنان پروازهای خود را به فرودگاههای عربستان -بهویژه فرودگاه ملک خالد در ریاض- به حالت تعلیق درآوردهاند.
دادههای اقتصادی میدانی، پیامدهای فاجعهبار عملیات یمن را که از اواسط جولای (تیر) و براساس دکترینهای «محاصره در برابر محاصره» و «تشدید تنش در برابر تشدید تنش» انجام شدهاند، آشکار میسازد.
تأسیسات آرامکو -که از جیزان، ابها و نجران تا ریاض و فراتر از آن امتداد دارند- به آتش کشیده شدهاند؛ صادرات نفت عربستان محدود شده و خطوط کشتیرانی دریایی فلج شدهاند.
اقتصاددانان برآورد میکنند که بحران مالی ناشی از آن منجر به ضررهای هنگفت در درآمد روزانه شده و نقدینگی عربستان را در معرض آزمایش بیسابقهای قرار داده است.
این امر ریاض را مجبور کرده است برای پوشش کسری بودجه به دنبال وامهای بینالمللی باشد، در حالی که هزینههای نظامی همچنان منابع را تخلیه میکند، در کنار هزینههای سفرهای خارجی برای عقد قراردادها، خرید حمایت سیاسی و ایجاد اتحادهایی که در سالهای گذشته ناموفق بودهاند.
- بیشتر بخوانید:
- معادلات جنگ به نفع یمن؛ شکنندگی امنیتی و اقتصادی عربستان در برابر جنگ نامتقارن
- شلیک یمن به قلب امنیت اقتصادی عربستان
به گزارش بلومبرگ، در مورد تجارت و لجستیک، صادرات نفت عربستان از ماه آگوست (مرداد) شاهد کاهش شدید، بیسابقه و تاریخی و با عدم قطعیت در مورد آمادگی عملیاتی و سرنوشت بسیاری از تأسیسات نفتی و فرودگاهها همراه بود؛ عملیاتهای یمن فعالیتهای عادی آنها را مختل و از مدار بهرهبرداری خارج کرد و به دلیل ناتوانی در ازسرگیری فعالیتها، آینده آنها را در هالهای از ابهام فرو برد.
همزمان، یمن عملا محاصره دریایی کشتیرانی عربستان را اعمال کرده و عملیات حملونقل بار این کشور را دچار آشفتگی بیسابقهای ساخته است؛ عملیات بارگیری نفت ناچار به اتخاذ روشهای پیچیدهای برای دور زدن خطرات دریایی شده و این امر موجب شده است تا بازار کشتیرانی عربستان اعتماد شرکتهای بزرگ جهانی را از دست بدهد.
در همین حال، کشتیرانی دریایی عربستان در دریای سرخ تقریبا بهطور کامل متوقف شده و شریانهای حیاتی لجستیکی را فلج کرده است.
عربستان در مخمصه: بحران گزینهها و راهکارهای خروج
تحلیل وضعیت کنونی عربستان، حاکی از نوعی ازهمگسیختگی و سردرگمی در مدیریت بحران است؛ ریاض میان گزینههایی تکراری در نوسان است؛ گزینههایی که در سالهای گذشته آزموده شدهاند بیآنکه تغییری در واقعیتهای میدانی ایجاد کنند.
بُعد آمریکایی ماجرا نیز در این تصویر مشهود است؛ ترامپ به احتمال مداخله نظامی مستقیم اشاره کرده و هماکنون در حال ارائه مشاوره، تسلیحات و اطلاعات است.
از همان ابتدا، هم آمریکا و هم رژیم صهیونیستی برای درگیر کردن مجدد ریاض تلاش کردهاند؛ هرچند خود واشنگتن نیز پیشتر در تلاشی برای بازدارندگی و به زانو درآوردن یمنیها، دو دور تجاوز نظامی علیه یمن را آغاز کرده بود.
این کشور تمام توان نظامی خود را -از جمله ناوهای هواپیمابر، بمبافکنهای راهبردی و موشکهای کروز و تاماهاوک- به کار گرفت، اما در تغییر موازنه قوا، شکست دادن یمن یا حفاظت از کشتیرانی رژیم صهیونیستی ناکام ماند و سرانجام ناچار شد به دنبال مسیرهای مذاکرهای باشد که واقعیت جدید میدانی را به رسمیت میشناسند.
