ژ۳ با تکیه بر سادگی تولید، دقت بالا و قدرت تخریب مهارنشدنی کالیبر ۷.۶۲، به رغم چالشهایی نظیر وزن سنگین، پس از گذشت بیش از نیمقرن همچنان در میادین نبرد خاورمیانه حضور دارد.
به گزارش خبرآنلاین، به نقل از فارس، ورود ژ۳ به میادین نبرد، پایان دوران طلایی تفنگ FAL بود. طراحی آلمانیها به قدری موفق بود که این سلاح به بیش از ۷۰ کشور جهان صادر شد و بسیاری از کشورها از جمله ایران، امتیاز تولید بومی آن را از کارخانه هکلر و کخ دریافت کردند. در خاورمیانه، ژ۳ نقش استراتژیکی ایفا کرده است.
این سلاح در ایران، پاکستان، ترکیه و عربستان به کار گیری شد و از همان زمان پای ثابت شبکه رزم تمام این کشورها است. در کنار نقش آفرینی تاریخی در دفاع مقدس به عنوان سلاح سازمانی ارتش، ژ۳ در درگیری های ترکیه و حتی جنگ یمن هم نقش محوری داشته است.
در اواخر دهه ۱۹۵۰ میلادی، زمانی که بیشتر تسلیحات با روشهای زمانبر و پرهزینه ماشینکاری قطعات فولادی تولید میشدند، مهندسان هکلر و کخ آلمان غربی با طراحی تفنگ ژ۳ یک تحول صنعتی در فناوری نظامی ایجاد کردند. نوآوری اصلی این سلاح، استفاده از ورقههای فولادی پرسکاری و جوشکاریشده در ساخت بدنه بود که تولید انبوه، سریع و ارزان را در دوران جنگ سرد ممکن ساخت.
از منظر مکانیک، ژ۳ برخلاف اکثر تفنگهای همنسل خود که از سیستم سنتی فشار مستقیم گاز باروت استفاده میکردند، به مکانیسم پیشرفته تاخیر غلتکی مجهز شد. در این سیستم مهندسیشده، دو غلتک فولادی در گلنگدن تعبیه شده بود که تا لحظه خروج کامل گلوله و افت فشار، قفل میماندند. این فناوری، دقت سلاح را به دلیل کاهش قطعات متحرکِ اولیه، افزایش داد.
برای مهار فشار عظیم ناشی از کالیبر قدرتمند ناتو و جلوگیری از چسبیدن پوکه، فناوری جان لوله شیاردار ابداع شد. شیارهای طولی درون لوله به مقداری از گاز باروت اجازه میداد تا پوکه را احاطه کرده و خروج آن را تسهیل کند. ترکیب این مکانیسمهای پیچیده با سایت نشانهروی مکانیکی دقیق ژ۳ را به یکی از برترین دستاوردهای رزم انفرادی متالورژی و مکانیک در نیمه قرن بیستم تبدیل کرد.
محبوبیت ژ۳ در برابر رقبای همنسل خود اتفاقی نیست. در مقایسه با FAL، تفنگ ژ۳ حدود ۱۰ سانتیمتر کوتاهتر، کمی سبکتر، ارزانتر و دارای ساختاری سادهتر بود که لگد کمتری نیز به تیرانداز وارد میکرد اما رقابت اصلی ژ۳ همواره با AK-47 روسی (کلاشینکف) بوده است. در حالی که AK-47 سلاحی سبکتر، سادهتر و با قابلیت اطمینان بالا برای تولید انبوه شرقی بود، ژ۳ با تکیه بر ارگونومی برتر، دقت فوقالعاده و برد مؤثر ۴۰۰ تا ۶۰۰ متر، برتری بالستیکی خود را دیکته میکرد.
انرژی جنبشی و قدرت تخریب کالیبر ۷.۶۲ ناتو در ژ۳ به حدی است که به راحتی در جلیقههای ضدگلوله نفوذ میکند. این قدرت بازدارندگی در برابر کالیبرهای ضعیفتر مانند ۵.۵۶ میلیمتری غربی، باعث شده تا ژ۳ به عنوان یک سلاح بیرقیب در زمینه قدرت آتش مستقیم شناخته شود.
علیرغم تمام مزایا، ژ۳ در استانداردهای نبردهای مدرن دارای ایرادات فنی و تاکتیکی جدی است.
- وزن بیش از حد: در حالی که وزن استاندارد تفنگهای نبرد امروزی بین ۳.۵ تا ۴ کیلوگرم است، اضافه کردن تجهیزات جانبی مانند دوربین، دوپایه و لوله جوفی، وزن ژ۳ را به ۵.۵ الی ۶ کیلوگرم میرساند. این وزن وحشتناک تحرک را کاهش داده و برای نیروهای هوابرد، غواص و واکنش سریع یک کابوس محسوب میشود.
- ابعاد دستوپا گیر: طول زیاد سلاح و نداشتن دستگیره حمل، استفاده از آن را در درگیریهای شهری ، فضاهای محدود و داخل نفربرها به شدت دشوار میسازد.
- ضعف در سیستم تغذیه و مسلحسازی: خشاب ۲۰ تیری برای درگیریهای شدید کافی نیست و نیاز به تعویض مداوم دارد. از سوی دیگر، سفتی گلنگدن و قرارگیری آن در یک سمت، سرعت عمل را در مواقع غافلگیری به شدت کاهش میدهد. در حالی که زمان استاندارد برای تعویض خشاب و مسلحسازی در تسلیحات مدرن ۴.۵ تا ۵.۵ ثانیه است، این زمان در ژ۳ بین ۸ تا ۱۰ ثانیه طول میکشد.
- نرخ بالای گیر کردن: یکی از فاجعهبارترین ایرادات نسلهای قدیمی این سلاح، گیر کردن مداوم آن است. در دورانی مانند جنگ هشتساله، گزارشها حاکی از گیر کردن ۲ تا ۴ تیر در یک خشاب ۲۰ تیری بود؛ نقص فنی که میتوانست منجر به تلفات جانی شود.
ژ۳ در دستهبندی بتل رایفل (تفنگ نبرد) قرار میگیرد؛ سلاحی قدرتمند که برخلاف اسالت رایفلهای (تفنگهای تهاجمی) معمولی مانند کلاشینکف یا ام۱۶ که از فشنگهای متوسط استفاده میکنند، با بهرهگیری از فشنگ مرگبار و سنگینِ ناتو (۵۱×۷.۶۲ میلیمتر)، برد مؤثر، قدرت توقف و نفوذ فوقالعاده بالایی در درگیریهای فاصله دور و متوسط دارد.
ماهیت عملیاتی ژ۳ به عنوان ستون فقرات پیادهنظام، برای نبرد در مناطق صعبالعبور و باز طراحی شده است؛ جایی که تکتیرانداز یا رزمنده به آتش پشتیبان دقیق، عبور از موانع سخت و سرکوب مواضع دشمن در فاصلههای فراتر از برد تسلیحات سبکِ استاندارد نیاز مبرم دارد.
البته دلیل اصلی محبوبیت ژ۳ در دسته تفنگهای نبرد، قیمت تمام شده کمتر تولید و عملیاتی کردن آن به نسبت رقبا است که مزیت نسبی عملیاتی در اقتصاد جنگ به ژ۳ بخشیده است.
با وجود تمام چالشهای ارگونومیک، عملکرد میدانی ژ۳ در طول دههها ثابت کرده است که در صورت نگهداری مناسب، سلاحی مرگبار و تعیینکننده است. در نبردهای چریکی و کوهستانی، جایی که شلیک از فواصل دور و نفوذ در سنگرهای دشمن اهمیت دارد، ژ۳ کارنامه درخشانی از خود به جا گذاشته است. نیروهای مسلح در سراسر جهان دریافتهاند که حتی ورود تسلیحات با فناوری بالا نیز نتوانسته نیاز تاکتیکی به کالیبر ۵۱×۷.۶۲ میلیمتری را برطرف سازد و در این کلاس، ژ۳ همچنان یکی از مطمئنترین گزینههاست.
در افکار عمومی و جامعه نظامی، ژ۳ سلاحی با دو چهره کاملاً متفاوت است. از یک سو به دلیل وزن بالا، لگد شدید و گیر کردنهای بدنامش مورد انتقاد قرار میگیرد و از سوی دیگر به عنوان یک توپخانه دستی، با قدرت تخریب مهارنشدنی و دقت مثالزدنیاش ستایش میشود.
