اظهارات توهین‌آمیز مارکو روبیو درباره تمدن ایران، فراتر از یک مناقشه تاریخی، پرسش‌هایی درباره ریشه‌های خصومت آمریکا با ایران ایجاد کرده است.

باشگاه خبرنگاران جوان - اظهارات توهین‌آمیز مارکو روبیو درباره تمدن ایران، فراتر از یک مناقشه تاریخی، پرسش‌هایی درباره ریشه‌های خصومت آمریکا با ایران ایجاد کرده است؛ موضوعی که حالا با واکنش‌های زیادی روبه‌رو شده است. اما در این میان، سکوت یا موضع اصلاح‌طلبان در برابر آن قابل تأمل است.

اظهارات جنجالی و توهین‌آمیز مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، در جریان سخنرانی‌اش در یونان، فراتر از یک مناقشه تاریخی بود.او با اشاره به میراث یونان و روم باستان و پیوند دادن ایران امروز با ایران باستان، روایتی ارائه کرد که می‌توان آن را تلاشی برای صورت‌بندی تقابل آمریکا و ایران در چارچوبی تمدنی دانست؛ روایتی که اختلاف دو کشور را نه صرفاً نتیجه سیاست‌های جمهوری اسلامی، بلکه بخشی از تقابلی تاریخی معرفی می‌کند.

همین وجه از سخنان روبیو، اهمیت واکنش‌های داخلی را دوچندان می‌کند. در حالی که شماری از رسانه‌ها و چهره‌های سیاسی و فرهنگی به اظهارات او اعتراض کردند، برخی روزنامه‌ها و شخصیت‌های اصلاح‌طلب سکوت کردند و گروهی دیگر نیز به‌جای پرداختن به پیام سیاسی این سخنان، بر جنبه‌های تاریخی و فرهنگی روابط ایران و یونان تمرکز کردند.

جدال تاریخی به جای پاسخ به یک ادعای سیاسی

احمد زیدآبادی، روزنامه‌نگار اصلاح‌طلب، در واکنش به سخنان روبیو، رفتار یونانیان و غربیان در دوران باستان را بازخوانی کرد؛ رویکردی که می‌توان آن را تلاشی برای مقابله با روایت یک‌سویه وزیر خارجه آمریکا دانست. با این حال، تمرکز بر اینکه در جنگ‌های باستانی کدام طرف آغازگر بوده، لزوماً به پرسش اصلی پاسخ نمی‌دهد: چرا یک مقام ارشد آمریکایی برای توضیح تقابل امروز کشورش با ایران، به رویدادهای چند هزار سال قبل متوسل می‌شود؟محمدجواد حق‌شناس، فعال اصلاح‌طلب، نیز در یادداشتی در روزنامه اعتماد، گویا همه تلاشش را به کار برده تا میان ایران باستان و یونان باستان نوعی آشتی برقرار کند. او با اشاره به ارتباطات هنری، فرهنگی و اقتصادی میان دو تمدن، بر این نکته تأکید می‌کند که روابط ایران و یونان در دوران باستان صرفاً به جنگ و درگیری‌های نظامی محدود نبوده و وجوهی از تعامل و همکاری را نیز در بر می‌گرفته است.

اما درواقع همه این‌ها، آدرس غلط‌هایی هستند که به نظر می‌رسد اصلاح‌طلبان با طرح آن‌ها، قصد دارند اصل ماجرا را به حاشیه ببرند، موضوعی که نشانگر نگاه ضدایرانی آمریکا نسبت به ایران است؛ چراکه فقط مارکو روبیو نیست که آغاز دشمنی غرب با ایران را دوران باستان می‌داند.

از نبرد حَرّان تا سیاست امروز آمریکا

اظهارات روبیو را نمی‌توان جدا از نمونه‌های مشابه در فضای سیاسی آمریکا بررسی کرد. لیندزی گراهام، سناتور جمهوری‌خواه و از حامیان دونالد ترامپ، نیز پیش‌تر با اشاره به شکست رومیان از اشکانیان در نبرد حَرّان گفته بود: «واقعاً باور دارم که سال ۲۰۲۶ می‌تواند به درگیری‌ای ۲۰۰۰ ساله پایان دهد».

این اظهارات نشان می‌دهد که ارجاع به تقابل‌های باستانی در بخشی از گفتمان سیاسی آمریکا صرفاً بحثی تاریخی نیست و می‌تواند برای صورت‌بندی منازعه امروز با ایران به کار گرفته شود. البته از این سخنان نمی‌توان نتیجه گرفت که تمام سیاست خارجی آمریکا بر مبنای دشمنی تمدنی با ایران شکل گرفته است، اما تکرار چنین ارجاع‌هایی ضرورت بررسی نگاه تاریخی و سیاسی برخی جریان‌های آمریکایی به ایران را افزایش می‌دهد.از این منظر، واکنش به سخنان روبیو نباید تنها به دفاع از خشایارشا یا یادآوری جنبه‌های مثبت روابط ایران و یونان محدود شود. پرسش مهم‌تر، نسبت میان این ادبیات تاریخی و سیاست امروز واشنگتن است.

جالب توجه است که مجری شبکه صدای آمریکا که رسماً به‌عنوان رسانه وزارت امور خارجه ایالات متحده فعالیت می‌کند، درباره سخنان روبیو گفته: «آنچه در آکروپلیس شنیده می‌شود، فقط روایتی از گذشته نیست؛ تصویری از آینده است، آینده‌ای که واشنگتن برای غرب ترسیم می‌کند».

سکوتی که با روایت همیشگی اصلاح‌طلبان سازگار نیست

در میان چهره‌هایی که واکنش روشنی به اظهارات روبیو نشان ندادند، نام افرادی مانند صادق زیباکلام و عباس عبدی نیز مطرح است. البته سکوت این افراد به‌خودی‌خود به معنای تأیید سخنان وزیر خارجه آمریکا نیست و بدون شواهد کافی نمی‌توان انگیزه مشخصی به آنان نسبت داد. با این حال، کم‌توجهی به ابعاد سیاسی این اظهارات، پرسش‌هایی درباره نحوه تحلیل این طیف از مناسبات ایران و آمریکا ایجاد می‌کند.

بخشی از چهره‌های اصلاح‌طلب در سال‌های گذشته، هنگام توضیح ریشه‌های اختلاف تهران و واشنگتن، بر عواملی مانند سیاست آمریکاستیزی جمهوری اسلامی، شعار «مرگ بر آمریکا»، برنامه هسته‌ای، سیاست منطقه‌ای و تلاش برای صدور انقلاب تأکید کرده‌اند.این عوامل بخشی از اختلافات واقعی دو کشورند، اما وقتی مقام‌های آمریکایی برای توضیح تقابل با ایران به دوره‌هایی پیش از تأسیس جمهوری اسلامی و حتی تاریخ باستان ارجاع می‌دهند، نمی‌توان تمام ابعاد این خصومت را صرفاً با سیاست‌های چهار دهه اخیر ایران توضیح داد.

در چنین شرایطی، بررسی نقش برداشت‌های تاریخی، ملاحظات ژئوپلیتیکی و نگاه برخی جریان‌های سیاسی آمریکا به جایگاه منطقه‌ای و تمدنی ایران نیز ضروری است.انتظار می‌رود کسانی که بر نقش سیاست‌های جمهوری اسلامی در ایجاد تنش با غرب تأکید دارند، به این وجه از سخنان روبیو نیز بپردازند: آیا ارجاع به ایران باستان صرفاً ابزاری تبلیغاتی است یا نشانه‌ای از نوعی نگاه تاریخی به تقابل با ایران؟

مسأله‌ای فراتر از یک مناقشه تاریخی

اهمیت اظهارات روبیو در این است که بحث روابط ایران و آمریکا را به سطحی فراتر از اختلافات روزمره سیاسی می‌برد. پرداختن به تاریخ روابط ایران و یونان یا یادآوری جنگ‌های باستانی، هرچند مفید است، جای تحلیل پیام سیاسی این سخنان را نمی‌گیرد.همچنین، سکوت یا واکنش محدود برخی چهره‌های اصلاح‌طلب به‌تنهایی برای اثبات انگیزه‌های آنان کافی نیست؛ اما تفاوت میان گستره واکنش‌های عمومی و میزان توجه این چهره‌ها به پیام روبیو، پرسشی جدی ایجاد می‌کند: چرا یکی از مهم‌ترین ابعاد سیاسی این اظهارات کمتر مورد توجه قرار گرفته است؟

بررسی دقیق ریشه‌های خصومت آمریکا با ایران، مستلزم توجه هم‌زمان به عوامل سیاسی، امنیتی، تاریخی و ژئوپلیتیکی است. همان‌طور که نمی‌توان تمام اختلافات را به سیاست‌های جمهوری اسلامی محدود کرد، از چند اظهارنظر تاریخی نیز نمی‌توان نتیجه گرفت که کل سیاست آمریکا بر پایه دشمنی تمدنی با ایران شکل گرفته است.با این حال، وقتی مقام‌های آمریکایی برای توضیح تقابل امروز خود با ایران به خشایارشا، اشکانیان و نبردهای باستانی متوسل می‌شوند، این اظهارات ارزش بررسی مستقل دارند.نادیده گرفتن این وجه از ماجرا، پاسخ به پرسش اصلی را به حاشیه می‌راند: نگاه بخشی از ساختار سیاسی آمریکا به ایران تا چه اندازه از اختلاف با جمهوری اسلامی فراتر می‌رود و با برداشت آن‌ها از تاریخ، هویت و جایگاه ایران پیوند دارد؟

منبع: فارس