هر دو اردوگاه انتخاباتی رژیم صهیونیستی علیرغم تنش و اختلاف زیاد، در دشمنی با فلسطین و مقاومت اتفاق نظر دارند.
به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری تسنیم، در چارچوب تحلیلهای مراکز مطالعاتی و رسانهای درباره انتخابات رژیم صهیونیستی، مرکز مطالعاتی الزیتونه در مقالهای به رویکرد و جهتگیریهای دو اردوگاه صهیونیستی در این انتخابات در قبال مسئله فلسطین و مقاومت آن پرداخته که بهشرح زیر است:
اول: رویکردهای دو اردوگاه رژیم صهیونیستی در قبال مسئله فلسطین
1. اردوگاه ائتلاف حاکم ـ نتانیاهو
ائتلاف بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر کنونی رژیم اشغالگر، متشکل از احزاب راست افراطی بهسرکردگی حزب لیکود، سیاستهای خصمانه، تندرو و تهاجمی را در قبال مسئله فلسطین اتخاذ میکند، از جمله برجستهترین ویژگیهای آن در مرحله فعلی میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
الف. ادامه جنگ نسلکشی و حملات نظامی در نوار غزه و کرانه باختری، تشدید هدف قرار دادن مبارزان مقاومت، گسترش سیاست ترور و تخریب زیرساختها.
ب. اتخاذ دیدگاه صهیونیسم مذهبی و راست افراطی بهعنوان یک برنامه کاری کابینه. اعلام عمومی پیگیری پروژه «اسرائیل بزرگ»، گسترش پروژههای الحاق کرانه باختری و تجزیه آن، تثبیت کنترل نظامی بر مناطق وسیعی از نوار غزه و امتناع از عقبنشینی به خط سبز.
ج. گسترش سیاست مسلح کردن شهرکنشینان، دادن اختیار تام به آنها برای ایجاد تنش و درگیری در مناطق مختلف کرانه باختری و افزایش فشار امنیتی و اقتصادی بر ساکنان کرانه باختری و نوار غزه بهمنظور مجبور کردن آنها به مهاجرت از مناطق خود و خارج از سرزمینهای فلسطینی.
د. هدف قرار دادن هرگونه هویت فلسطینی، تلاش برای فروپاشی تشکیلات خودگردان فلسطین بهنفع ادارات منطقهای در کرانه باختری مرتبط با اشغال، و استفاده از شبهنظامیان جاسوس برای پایان دادن به حکومت حماس و به دست گرفتن کنترل نوار غزه.
ه. تشدید یهودیسازی و پروژههای شهرکسازی در قدس اشغالی، تشدید تجاوزات به مسجد الاقصی و اجرای آیینهای تلمودی و تحریک فلسطینیان.
2. اپوزیسیون:
اردوگاه مخالف نتانیاهو در انتخابات شامل سه حزب اصلی است که در بسیاری از سیاستهای خود در مورد مسئله فلسطین اتفاق نظر دارند. حزب «یشار» بهریاست گادی آیزنکوت، پیشتاز این گروه است و نظرسنجیهای چند هفته گذشته نشان میدهد که این حزب از لیکود جلوتر است و آن را بهعنوان نیروی پیشرو در بلوک انتخاباتی مخالف نتانیاهو قرار میدهد.
حزب یشار با توجه به پیشینه امنیتی گادی آیزنکوت که بهعنوان رئیس ستاد ارتش رژیم صهیونیستی فعالیت کرده است، و حضور دیگر سران امنیتی و نظامی سابق در مناصب برجسته در درون این حزب، بهعنوان یک حزب امنیتی میانه طبقهبندی میشود.
حزب دوم، «با هم» بهریاست نفتالی بنت، از ادغام احزاب «یش آتید» و «بنت 2026» پدید آمد و از نظر ایدئولوژیکی در جناح راست میانه سکولار قرار میگیرد.
پیشینه این حزب منعکسکننده یک دیدگاه امنیتی تندروست و رویکردی برای کاهش درگیری بهجای حل آن اتخاذ میکند و بر بهبود شرایط اقتصادی و معیشتی فلسطینیان در عین حفظ اشغال و کنترل امنیتی اسرائیل تمرکز دارد.
حزب سوم، حزب «اسرائیل خانه ما» بهریاست آویگدور لیبرمن، بهعنوان یک حزب راستگرای سکولار طبقهبندی میشود که پایگاه انتخاباتی اصلی آن را مهاجران یهودی از اتحاد جماهیر شوروی سابق تشکیل میدهند و در مورد مسائل سیاسی و امنیتی مواضع تندی اتخاذ میکنند.
اتفاق نظر در جلوگیری از تشکیل کشور فلسطین
در مورد سیاستها و مواضع اصلی آنها در مورد مسئله فلسطین، هر سه حزب بر رد قطعی راهکار دودولتی و جلوگیری از تأسیس یک کشور مستقل فلسطینی اتفاق نظر دارند. آنها همچنین از جدایی سیاسی و جمعیتی از فلسطینیان برای حفظ اکثریت یهودی و از الحاق منطقه C در کرانه باختری، در عین حفظ کنترل امنیتی بر مناطق A و B، حمایت میکنند.
این احزاب اپوزیسیون در عین حال، طرح الحاق کامل اتخاذشده توسط ائتلاف نتانیاهو را رد میکنند و ادغام بیش از دو میلیون فلسطینی در جامعه اسرائیلی را ایدهای خطرناک میدانند که ماهیت یهودی آن را تهدید میکند.
در مورد شهرکسازیها در کرانه باختری، هر سه حزب از تقویت بلوکهای اصلی شهرکسازی که آنها را قانونی میدانند و تخلیه کانونهای غیرمجاز که نقاط اصطکاک و تنش امنیتی هستند، حمایت میکنند.
این احزاب همچنین مخالف همدستی کابینه نتانیاهو با خشونت شهرکنشینان در کرانه باختری هستند، بهطوری که شهرکنشینان را افراطی و آشوبگر توصیف میکنند و خواستار مهار حملات آنها شدهاند. این احزاب استدلال میکنند که شهرکنشینان پروژه شهرکسازی را تضعیف میکنند و اعتبار اسرائیل را از بین میبرند.
اما در حالی که هر سه حزب بر لزوم جلوگیری از هرگونه خلأ در کرانه باختری که میتواند به جنبشهای مقاومت اجازه دهد نفوذ خود را گسترش دهند، توافق دارند، یک نقطه اختلاف در مورد نقش آینده تشکیلات خودگردان فلسطین پدیدار میشود.
حزب یش آتید ترجیح میدهد به تعامل با تشکیلات خودگردان بهعنوان یک نهاد کارآمد و یک نهاد خودگردان گسترشیافته که قادر به مدیریت امور مدنی فلسطین در کرانه باختری بدون حاکمیت کامل یا ارتش است، ادامه دهد.
این حزب هماهنگی امنیتی با تشکیلات خودگردان را بهعنوان یک منفعت امنیتی میداند که بار ارتش اسرائیل را کاهش میدهد و از هرجومرج جلوگیری میکند، اما حزب با هم بهریاست نفتالی بنت با همکاری و هماهنگی امنیتی محدود با تشکیلات خودگردان در کرانه باختری برای جلوگیری از فروپاشی آن مخالفتی ندارد، مشروط بر اینکه تشکیلات خودگردان اصلاحات اساسی را انجام دهد.
در همین حال، حزب «اسرائیل خانه ما» رویکرد متفاوتی را اتخاذ میکند، زیرا در آغاز اکتبر 2026 طرحی را پیشنهاد داد که شامل لغو توافقنامه اسلو، انحلال تشکیلات خودگردان فلسطین، الحاق منطقه «ج» به حاکمیت اسرائیل و انتقال مدیریت امور روزانه فلسطینیها در مناطق «الف» و «ب» به اردن در چارچوب همکاری یا «کنفدراسیون» اسرائیل و اردن میشود.
توافق درباره اشغال نظامی غزه
اما در مورد آینده نوار غزه، این سه حزب دیدگاه امنیتی و سیاسی مشابهی را اتخاذ میکنند که مبتنی بر حفظ حضور نظامی و تضمین آزادی کامل تحرک ارتش است. آنها با خروج سریع از نوار غزه مخالفند، اما در عین حال درخواستهای راست افراطی برای بازسازی شهرکها یا اعمال حاکمیت غیرنظامی بر آن را بهدلیل بار امنیتی و جمعیتی که این امر ایجاد میکند، رد میکنند.
این احزاب همچنین بازگشت تشکیلات خودگردان فلسطین به نوار غزه را رد میکنند و خواستار واگذاری اداره مدنی و اقتصادی آن به یک دولت تکنوکرات فلسطینی غیروابسته به حماس، تحت نظارت و هماهنگی بینالمللی و منطقهای، بهعنوان یک مرحله انتقالی هستند.
این سه حزب بر ضرورت حذف مقاومت فلسطین، برچیدن قابلیتهای نظامی آن و نابودی زیرساختهای آن تأکید دارند. حزب با هم، از سیاست اقدام قاطع امنیتی علیه مقاومت فلسطین و همچنین حفظ کنترل کامل اسرائیل بر مرزها و گذرگاهها برای جلوگیری از مسلح شدن مجدد مقاومت و اطمینان از اینکه نوار غزه تهدیدی در آینده ایجاد نمیکند، حمایت میکند.
دوم: پیامدهای احتمالی نتایج انتخابات بر آرمان فلسطین
طبق آخرین نظرسنجیها در مورد انتخابات رژیم صهیونیستی پیشبینی میشود که ائتلاف اپوزیسیون بهطور متوسط 54 کرسی را به دست آورد، در حالی که بلوک نتانیاهو تقریباً 50 کرسی را به دست خواهد آورد، این بدان معناست که هیچ یک از این دو بلوک قادر به تشکیل کابینه بهتنهایی نخواهند بود (زیرا حداقل 61 کرسی موردنیاز است).
احزاب اپوزیسیون ممکن است در تشکیل یک کابینه اقلیت با حمایت اکثریت قاطع اعضای عرب پارلمان (حدود 13 نفر) موفق شوند، هرچند این بعید بهنظر میرسد، در این شرایط نتانیاهو میتواند همچنان به حکومت خود ادامه دهد و منتظر انتخابات جدید باشد یا در گسترش بلوک پارلمانی خود (با وارد کردن احزاب به ائتلاف خود) موفق شود.
گزینه سوم هم تشکیل یک کابینه وحدت داخلی با نخستوزیری چرخشی است که رئیس هر دو اردوگاه دو سال بهعنوان نخست وزیر فعالیت میکنند، این گزینه برای هر دو طرف نامطلوب است، اما ممکن است به یک ضرورت تبدیل شود، این یک داروی تلخ برای هر دو طرف است و این «وحدت» را شکننده و مستعد فروپاشی در هر زمانی میکند و بهطور بالقوه منجر به انتخابات جدید میشود.
در مورد جهتگیریها مقابل مسئله فلسطین اگر ائتلاف نتانیاهو در انتخابات پیروز شود، یا اگر بهدلیل شکست سایر ائتلافهای سیاسی در کسب اکثریت آرا و برگزاری انتخابات جدید، در قدرت باقی بماند، احتمالاً او سیاستهای فعلی خود در قبال مسئله فلسطین را ادامه خواهد داد.
اما اگر یک کابینه وحدت داخلی تشکیل شود که البته بعید بهنظر میرسد، این میتواند یک پوشش بینالمللی برای بسیاری از سیاستهای تندرو و جنایتکارانه اسرائیل فراهم کند، در عین حال کابینه رژیم صهیونیستی مجبور است سطح توحش و تجاوزگری خود را با هدف پایاندادن به انزوای بینالمللی اسرائیل و احیای عادیسازی روابط با کشورهای عربی کاهش دهد.
اما اگر اردوگاه اپوزیسیون در تشکیل کابینه بعدی موفق شود، احتمالاً تلاش خواهد کرد اولویتهای فوقالذکر خود را با حمایت از الحاق منطقه C، گسترش کنترل امنیتی بر کل کرانه باختری و نوار غزه و از بین بردن مقاومت و تواناییهای آن تطبیق دهد.
همچنین احتمالاً سیاستهای این اردوگاه تا حد زیادی با دیدگاه دونالد ترامپ، رئیس جمهور ایالات متحده، برای آینده نوار غزه و نقش شورای صلح و کمیته ملی که تحتنظر آن برای اداره نوار غزه تأسیس شده است، همسو خواهد بود.
اگر این اتفاق بیفتد، انتظار میرود پروژه الحاق و شهرکسازی در منطقه C ادامه یابد، اما با سرعت کمتر و با گسترش کمتر. خشونت شهرکنشینان در کرانه باختری و تهاجم به مسجد الاقصی نیز احتمالاً کاهش مییابد، همانطور که اقدامات سرکوبگرانه علیه اسرای فلسطینی در زندانهای اسرائیل نیز کاهش مییابد.
همچنین انتظار میرود که حملات نظامی رژیم صهیونیستی، هدف قراردادن مبارزان مقاومت و ترور فعالان در کرانه باختری و غزه در سطح متمرکزتر و با شدت کمتری ادامه یابد، در حالی که ارتباط بین عقبنشینی از نوار غزه و خلعسلاح مقاومت همچنان ادامه خواهد داشت.
از طرف دیگر نقش «شورای صلح» در نظارت بر اداره نوار غزه احتمالاً گسترش خواهد یافت و بهبود نسبی در تلاشهای کمکرسانی، مسکن و بازسازی حاصل خواهد شد، همچنین احتمالاً روابط سیاسی و هماهنگی امنیتی کابینه رژیم صهیونیستی با تشکیلات خودگردان فلسطین در کرانه باختری ادامه خواهد داشت، بدون اینکه به آن اجازه بازگشت به نوار غزه را بدهد.
نتیجهگیری؛ سگ زرد برادر شغال است
با توجه به مطالبی که گفته شد تفاوتهای قابلتوجهی در اولویتها و سیاستهای دو اردوگاه رقیب در انتخابات اسرائیل برای مدیریت مرحله بعدی پدیدار میشود، با این حال، آنها در مورد بسیاری از جهتگیریها، دیدگاهها و اهداف استراتژیک برای مدیریت درگیری در سطح فلسطینی و عربی توافق دارند،
بنابراین در حالی که بهرهبرداری از تفاوتهای نسبی در سیاستهای دو طرف بهنفع آرمان فلسطین مهم است، باید در شرطبندی روی نتایج انتخابات احتیاط کرد.
همچنین بسیار مهم است که بدانیم وحدت و قدرت موضع فلسطین، همراه با گسترش حمایت عربی، اسلامی و بشردوستانه آن، همچنان صحیحترین استراتژی برای دستیابی به منافع مردم فلسطین و مقابله با تهدیدات وجودی پیشِروی آرمان آنهاست.
