پلتفرم‌های خانگی بخشی از مسیر خود تا به امروز را از معبر آزمون‌وخطا طی کرده‌اند و طبیعی است که برخی از دورخیزها به شکست و برخی دیگر به ثبت تجربه‌ای تازه و موفق منتهی شده است. یکی از قالب‌های مهم برنامه‌سازی که بیراه نیست اگر مدعی شویم که در رتبه دوم پس از سریال‌های نمایشی، سهم عمده‌ای در جذب مخاطب به ویترین پلتفرم‌ها داشته، تاک‌شو یا همان برنامه‌های گفت‌وگومحور است.

مهمترین آسیب در فرآیند طراحی این دست برنامه‌ها هم بنابر آنچه تا به امروز در کارنامه پلتفرم‌ها به ثبت رسیده، تکیه آن‌ها بر حضور چهره‌ها و فقدان خلاقیت در طراحی چارچوب کلی برنامه است. پلتفرم فیلیمو که در زمینه آزمون و خطا برای رسیدن به قالب‌های مطلوب یکی از باسابقه‌ترین‌ها به‌شمار می‌رود مدتی است که پخش دو برنامه «روشن» و «فیلیموسیت» را آغاز کرده است. دو برنامه با دو مأموریت کاملا متفاوت که در یک نگاه کلی عنصر مشترک در آن‌ها «گفت‌وگو» است. برنامه‌ای از جنس «روشن» که احتمالا در نبود علی میرمیرانی در مقام میزبان در همان مرحله طراحی روی کاغذ پروژه‌ای شکست‌خورده بود و بخش عمده‌ای از تکیه‌اش روی اجرای متفاوت و لحن متمایز میرمیرانی در گفت‌وگو با مهمانان بوده است. نکته‌ای که باید اعتراف کرد ارزش ریسک برای تولید یک برنامه جدید را هم داشته اما خروجی آن فاصله‌ای معنادار با تجربه‌های قبلی همین مجری و میزبان پیدا کرده است.

اصلی‌ترین پاشنه‌آشیل برنامه هم اتفاقا در زمینه چیدمان مهمان‌ها و مهمتر از آن فقدان هرگونه نوآوری و فرم و ارائه است. نه مهمان‌ها جذابیتی فراتر از آنچه پیش‌تر مخاطب در شبکه خانگی تماشا کرده به برنامه تزریق کرده‌اند و نه فضای کلی برنامه و حتی میزبانی میرمیرانی تفاوتی با قالب‌های کلیشه‌ای قبلی دارد! در سوی دیگر اما برنامه «فیلمیوسیت» قرار دارد که مأموریتی فراتر از گفت‌وگو برای آن در نظر گرفته شده است. پرداخت متفاوت پلتفرم‌ها به تولیدات‌شان فی‌نفسه ایده جذابی است و پیش‌تر هم پلتفرم‌هایی همچون شیدا تلاش کردند قالب‌هایی را برای این مأموریت طراحی کنند اما چندان باب‌طبع مخاطب از آب درنیامد.

«فیلیموسیت» هم هرچند در همین قسمت‌های ابتدایی به پشتوانه بریده‌های وایرالی به چشم مخاطبان این پلتفرم آمده اما چالش اصلی‌تر این است که این فرم برنامه‌سازی چه پشتوانه‌ای برای استمرار و توفیق تضمین‌شده دارد؟ ریتم بالای برنامه در کنار تلاش برای افزودن چاشنی طنز به میان‌برنامه‌ها تمهیداتی است که شاید تماشای هر قسمت را برای مخاطب تسهیل کند اما سوال اینجاست که مخاطب چرا باید دست به انتخاب این محصول برای تماشا بزند؟ مشخصا در روایت فرآیند تولید سریالی همچون «کنکل» جای خالی چهره‌های اصلی سریال از هانیه توسلی گرفته تا صابر ابر چه تأثیری می‌تواند بر اعتماد مخاطب داشته باشد؟‌اگر پلتفرم از مزیت دسترسی به ستاره‌های خود در چنین برنامه‌ای بهره نبرد، چه امتیاز ویژه‌ای می‌توان برای چنین برنامه‌ای لحاظ کرد؟ به‌خصوص که تأکید بر همین ارزش‌های به‌ظاهر حاشیه‌ای، هویت گفت‌وگومحور برنامه را هم تحت‌الشعاع قرار داده و حتی نمی‌توان خروجی آن را به‌عنوان گفت‌وگوی صریح با عوامل یک برنامه به تماشا نشست.

«روشن» و «فیلیموسیت» دو برنامه با دو مأموریت کاملا متفاوت هستند اما ناکامی هردو در تحقق مأموریت‌ها نقطه اشتراکی است که می‌تواند برای فیلیمو حکم یک زنگ خطر را در مسیر بهره‌گیری مطلوب از ظرفیت تاکشو داشته باشد.