آذربایجان شرقی- یکصد و شصت و نهمین نشست مؤسسه وادی حیات با محوریت نقد و بررسی رمان «کوری» اثر ژوزه ساراماگو، با عنوان «سه خوانش از کوری انسان معاصر» در کتابخانه مرکزی تبریز برگزار شد.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در تبریز،در این نشست، سخنرانان از سه منظر فلسفی، روان‌شناختی و اگزیستانسیالیستی به واکاوی مفاهیم محوری رمان کوری پرداختند و با تمرکز بر نسبت انسان با بحران، نیروی حیات، دگردیسی شخصیت و فروپاشی تصویر ذهنی انسان از جهان، ابعاد مختلف این اثر ادبی را بررسی کردند.

بهرام اصل فتاحی، روان‌شناس با رویکرد اگزیستانسیالیستی، در این نشست با تأکید بر نقش موقعیت‌های بحرانی در شکل‌گیری و تحول شخصیت انسان اظهار کرد: رویدادهای غیرعادی و پیش‌بینی‌ناپذیر می‌توانند تأثیر عمیقی بر شخصیت انسان داشته باشند. آلبرت بندورا، روان‌شناس نام‌آشنای جهان، نیز در نظریه‌های خود بر تأثیر متقابل فرد، رفتار و محیط تأکید می‌کند.

وی با اشاره به رخداد محوری رمان کوری افزود: در این اثر، نابینایی سفید به‌عنوان یک رویداد غیرعادی، نظم پیشین زندگی شخصیت‌ها را برهم می‌زند و آن‌ها را در موقعیتی قرار می‌دهد که ناگزیرند با شرایطی کاملاً متفاوت روبه‌رو شوند. شخصیت‌ها در مواجهه با این وضعیت، دچار دگردیسی می‌شوند و برای بقا و حل مسائل پیش‌آمده، به انسان‌هایی متفاوت از گذشته تبدیل می‌شوند.

فتاحی با بیان اینکه شرایط و اتمسفر زندگی می‌تواند انسان را دستخوش تغییر کند، ادامه داد: آنچه در رمان ساراماگو اهمیت دارد، صرفاً تحول فردی شخصیت‌ها نیست، بلکه دگردیسی در سطح اجتماعی و جمعی است. بحران، روابط انسانی، مناسبات قدرت، اخلاق و شیوه مواجهه افراد با یکدیگر را دگرگون می‌کند و نشان می‌دهد که انسان‌ها در شرایط متفاوت، ظرفیت‌های متفاوتی از خود بروز می‌دهند.

این روان‌شناس با اشاره به مفهوم زیست‌جهان خاطرنشان کرد: بحران‌ها ما را وادار می‌کنند زیست‌جهان خود را از نو تعریف کنیم. آنچه پیش از بحران بدیهی و تثبیت‌شده به نظر می‌رسید، در مواجهه با یک اتفاق غیرمنتظره ممکن است معنای خود را از دست بدهد. این مسئله را می‌توان در آثاری همچون «انسان در جست‌وجوی معنا» اثر ویکتور فرانکل نیز مشاهده کرد؛ جایی که انسان در مواجهه با رنج و موقعیت‌های دشوار، ناگزیر به بازاندیشی درباره معنای زندگی و نسبت خود با جهان می‌شود.

بحران‌ها انسان را به بازتعریف زیست‌جهان خود وامی‌دارند

وی همچنین در تبیین ارتباط رمان کوری با اگزیستانسیالیسم گفت: اگزیستانسیالیسم بر موقعیت انسان در جهانی نامطمئن، آزادی و مسئولیت انتخاب تأکید دارد. انسان در این نگاه، موجودی نیست که صرفاً با تکیه بر شرایط بیرونی یا تعاریف از پیش تعیین‌شده زندگی کند؛ بلکه در مواجهه با موقعیت‌های دشوار است که معنای انتخاب‌هایش آشکار می‌شود. رمان کوری نیز انسان را در برابر جهانی فروپاشیده و فاقد تکیه‌گاه‌های آشنای پیشین قرار می‌دهد؛ جهانی که در آن، شخصیت‌ها باید میان تسلیم، خودخواهی، خشونت، همبستگی و مسئولیت‌پذیری دست به انتخاب بزنند. از این منظر، کوری تنها روایت فقدان بینایی نیست، بلکه روایتی از مواجهه انسان با آزادی، مسئولیت و معنای انسان‌بودن در شرایط بحرانی است.

سجاد یوسفی، پژوهشگر فلسفه و روان‌شناسی، نیز در این نشست با تمرکز بر مفهوم شور زندگی در مواجهه با بحران‌های فردی و اجتماعی اظهار کرد: نیروی حیات و شور زندگی از عوامل تعیین‌کننده در نحوه مواجهه انسان با بحران‌های روحی و حتی اجتماعی است. رمان کوری نشان می‌دهد افرادی که از نیروی حیات و میل بیشتری برای ادامه زندگی برخوردارند، می‌توانند با شرایط دشوار و دگرگونی‌های گسترده کنار بیایند و خود را با وضعیت تازه سازگار کنند.

وی افزود: در مقابل، هنگامی که نیروی حیات در انسان تحلیل می‌رود، گاه کوچک‌ترین بهانه می‌تواند به عاملی برای انصراف از ادامه مسیر تبدیل شود. این تقابل را می‌توان در رفتار و سرنوشت شخصیت‌های رمان ساراماگو مشاهده کرد؛ جایی که مواجهه با یک بحران مشترک، واکنش‌های متفاوتی را در افراد برمی‌انگیزد و تفاوت میان میل به ماندن و تسلیم‌شدن را آشکار می‌کند.

وحید یوسفی، روان‌شناس تبریزی نیز با طرح موضوع فروپاشی تصویر ذهنی انسان از زندگی گفت: هرکدام از ما تصویر منحصربه‌فردی از زندگی و جهان پیرامون خود داریم و هنگامی که با بحران مواجه می‌شویم، ممکن است این تصویر به‌طور کامل فروبریزد.

دبیر مؤسسه وادی حیات ادامه داد: گاهی انسان تصور می‌کند اگر اتفاقی مشخص در زندگی‌اش رخ دهد، دیگر توان ادامه‌دادن نخواهد داشت و زندگی برای او به پایان می‌رسد؛ اما وقتی در میدان عمل با همان اتفاق هولناک مواجه می‌شود، درمی‌یابد که همچنان زنده است، نفس می‌کشد و می‌تواند به زندگی ادامه دهد.در چنین لحظه‌ای، تصویر پیشین او از کلیت جهان زیسته فرو می‌ریزد و باید نسبت تازه‌ای با واقعیت برقرار کند.

بحران‌ها انسان را به بازتعریف زیست‌جهان خود وامی‌دارند

یوسفی با اشاره به اهمیت فاصله‌گرفتن از تصاویر ذهنی تثبیت‌شده افزود: اگر انسان بیش از اندازه به تصویر ذهنی خود از زندگی بچسبد، ممکن است توان مواجهه با واقعیت را از دست بدهد. اما کسانی که انسان را جان‌سخت‌تر از تصویرها و پیش‌بینی‌های ذهنی‌اش می‌دانند و باور دارند که حتی پس از فروپاشی تصورات پیشین نیز می‌توان ادامه داد، کمتر اسیر آن تصاویر می‌شوند و تماس مستقیم‌تری با خود زندگی برقرار می‌کنند.

وی با اشاره به نسبت این مفهوم با رمان کوری خاطرنشان کرد: یکی از پرسش‌های اساسی این اثر آن است که وقتی جهان آشنای ما فرو می‌ریزد، چه چیزی از انسان باقی می‌ماند؟ آیا انسان همچنان می‌تواند در دل آشفتگی، راهی برای ادامه‌دادن پیدا کند؟ ساراماگو با قرار دادن شخصیت‌های داستان در موقعیتی استثنایی، ما را با این پرسش مواجه می‌کند که زندگی همیشه مطابق تصویرها و پیش‌بینی‌های ما پیش نمی‌رود، اما این به معنای پایان امکان زیستن نیست.

در پایان این نشست، حاضران نیز در فضایی تعاملی به طرح دیدگاه‌ها و پرسش‌های خود درباره ابعاد فلسفی، روان‌شناختی و اجتماعی رمان کوری پرداختند و وجوه مختلف این اثر از منظر تجربه انسانی، بحران و امکان بازسازی معنای زندگی مورد بحث و تبادل نظر قرار گرفت.