شکاف در افکار عمومی آمریکا بر سر هزینه‌های حمایت از اسرائیل

شکست جمهوری‌خواهان در انتخابات میان‌دوره‌ای، علاوه بر اعتراض به جنگ ایران و بحران اقتصادی، از نگاه نویسنده نشانه نارضایتی گسترده‌تر از سیاست خارجی مداخله‌جویانه آمریکا و حمایت نظامی از اسرائیل است. ترامپ با نقض وعده پایان دادن به جنگ‌های بی‌پایان، وارد جنگ با ایران شد و هزینه سیاسی آن را پرداخت؛ همان‌گونه که حمایت بایدن از جنگ غزه پیش‌تر به کاهش حمایت دموکرات‌ها انجامید. پیروزی منتقدان کمک‌های نظامی به اسرائیل نشان‌دهنده شکل‌گیری مطالبه‌ای فراتر از رقابت حزبی برای تغییر سیاست خارجی است.

فرارو- تریتا پارسی، تحلیلگر ارشد مسائل بین الملل در موسسه کوئینسی

به گزارش فرارو به نقل از نشریه ریسپانسیبل استیت کرفت، شکست تاریخی جمهوری‌خواهان در انتخابات میان‌دوره‌ای فقط اعتراض به جنگ ایران و بحران هزینه‌های زندگی نبود؛ این نتیجه می‌تواند نشانه رد گسترده‌تر سیاست خارجی مداخله‌جویانه آمریکا و حمایت نظامی از جنگ‌های اسرائیل باشد.

درباره علت شکست سنگین دونالد ترامپ و حزب جمهوری‌خواه در انتخابات تردیدی وجود ندارد: جنگ ایران و بحران اقتصادی ناشی از آن به‌ویژه افزایش هزینه‌های زندگی عامل اصلی این شکست بوده‌اند. با این حال، تمرکز صرف بر مخالفت رأی‌دهندگان با جنگ ایران، بخش مهم‌تری از پیام سیاسی انتخابات را پنهان می‌کند. این انتخابات را می‌توان رد سیاست خارجی گسترده‌تری دانست که بارها آمریکا را وارد جنگ کرده یا به حمایت از جنگ‌ها و جنایت‌های جنگی متحدانش کشانده است.

در بسیاری از رقابت‌های انتخاباتی، رابطه آمریکا و اسرائیل نیز به یکی از موضوعات اصلی تبدیل شده بود. رأی‌دهندگان هر دو حزب در مواردی این رابطه را به چالش کشیدند و خواستار بازگشت سیاست خارجی به اولویت‌های ملی آمریکا شدند.

ترامپ برخلاف وعده‌های انتخاباتی خود عمل کرد

ترامپ در کارزار انتخاباتی خود وعده داده بود به جنگ‌های بی‌پایان آمریکا پایان دهد و جنگ تازه‌ای آغاز نکند. اما در نهایت، به درخواست‌ها و مواضع نخست‌وزیر اسرائیل توجه کرد و آمریکا را وارد جنگی گسترده با ایران ساخت. این در حالی بود که امکان دستیابی به توافقی دیپلماتیک وجود داشت که از توافق هسته‌ای دوره باراک اوباما نیز قوی‌تر بود. ترامپ می‌توانست با اعلام دستیابی به اهداف خود، مسیر دیپلماسی را ادامه دهد؛ اما به‌جای آن، گزینه نظامی را انتخاب کرد. اکنون او بهای این تصمیم را با از دست دادن اکثریت جمهوری‌خواهان در کنگره می‌پردازد.

این روند البته به انتخابات اخیر محدود نمی‌شود. از دوران جورج دبلیو بوش به بعد، رأی‌دهندگان آمریکایی بارها به نامزدهایی رأی داده‌اند که وعده کاهش ماجراجویی خارجی و خویشتن‌داری نظامی داده‌اند. بر اساس نظرسنجی‌های پس از انتخابات، جنگ‌ها به عاملی مهم و حتی تعیین‌کننده در تصمیم رأی‌دهندگان تبدیل شده‌اند.

غزه؛ شکستی که پیش‌تر به دموکرات‌ها هشدار داده بود

جو بایدن بارها تأکید کرده بود که حقوق بشر در مرکز سیاست خارجی دولت او قرار دارد. او در سخنرانی اکتبر ۲۰۲۱ گفته بود دولتش از نخستین روز فعالیت، اقدامات مشخصی برای بازگرداندن حقوق بشر به جایگاه محوری سیاست خارجی آمریکا انجام داده است. هنگامی که پای اسرائیل به میان آمد، بایدن در نهایت با خواسته‌های بنیامین نتانیاهو همراه شد و با تأمین مالی و حمایت سیاسی و نظامی، زمینه ادامه جنگ و نسل‌کشی در غزه را فراهم کرد. یک سال بعد، دموکرات‌ها در انتخابات با مجازات بخشی از رأی‌دهندگان روبه‌رو شدند و زمینه بازگشت ترامپ به کاخ سفید فراهم شد.

نظرسنجی مؤسسه یوگاو در ژانویه ۲۰۲۵ نشان داد که در میان رأی‌دهندگان بایدن در سال ۲۰۲۰ که در انتخابات ۲۰۲۴ به کامالا هریس رأی ندادند، بیشترین سهم به کسانی تعلق داشت که به دلیل سیاست دموکرات‌ها در قبال غزه از شرکت در انتخابات خودداری کرده بودند. همچنین، بر اساس گزارشی از آکسیوس، بررسی داخلی دموکرات‌ها پس از انتخابات نشان داده بود که موضع حزب درباره غزه بخشی از حمایت انتخاباتی آن را از بین برده است. از این منظر، پیروزی نامزدهایی که آشکارا با کمک مالی لابی طرفدار اسرائیل مخالفت می‌کنند یا سیاست اسرائیل در غزه را محکوم می‌کنند، صرفاً واکنشی به جنگ ایران نیست؛ بلکه نشانه نارضایتی عمیق‌تر از سیاست خارجی دولت‌های بایدن و ترامپ است.

شکل‌گیری مطالبه‌ای فراتر از رقابت حزبی

در تگزاس، رأی‌دهندگان از نامزدی حمایت کردند که با افتخار کمک مالی کمیته روابط عمومی آمریکا و اسرائیل موسوم به آیپک را رد می‌کرد و گفته بود تصاویر غزه به‌عنوان یک معلم، مسیحی و انسان او را عمیقاً متأثر می‌کند. در میشیگان نیز عبدل السید، سناتور منتخب در سخنرانی پیروزی خود اسرائیل را به نسل‌کشی و آپارتاید متهم کرد و با تشویق حاضران روبه‌رو شد.

این تحولات نشان می‌دهد که سیاست خارجی آمریکا دیگر صرفاً موضوع اختلاف میان دو حزب نیست. ترامپ و بایدن، با وجود تفاوت‌هایشان، هر دو به شکل‌های مختلف سیاستی مبتنی بر برتری‌جویی جهانی و تداوم نظامی‌گری چند دهه گذشته را دنبال کردند؛ سیاستی که در آن حمایت از اسرائیل جایگاهی ویژه داشت. اکنون رأی‌دهندگان هر دو حزب این الگو را به چالش کشیده‌اند و زمینه برای شکل‌گیری چارچوبی تازه در سیاست خارجی فراهم شده است؛ چارچوبی که نویسنده آن را «حکمرانی مسئولانه در عرصه بین‌المللی» می‌نامد و بر این اصل استوار است که قدرت از مسیر صلح و رفاه از راه همزیستی تقویت می‌شود.

دو سال آینده می‌تواند فرصت‌های متعددی برای همکاری جمهوری‌خواهان و دموکرات‌هایی فراهم کند که به پیام رأی‌دهندگان توجه دارند. اما نخستین آزمون جدی آن‌ها در ۱۱ دسامبر خواهد بود؛ زمانی که اعتبارنامه موقت تأمین مالی دولت فدرال به پایان می‌رسد. کنگره برای جلوگیری از تعطیلی دولت باید درباره تمدید بودجه موقت تصمیم بگیرد. قانون‌گذاران باید از این فرصت استفاده کنند و شرط بگذارند که در صورت تصویب اعتبارنامه جدید، هیچ بودجه تازه‌ای برای جنگ ایران اختصاص نیابد.

در نهایت، پیام انتخابات اخیر ممکن است فراتر از شکست یک رئیس‌جمهور یا یک حزب باشد: بخشی از جامعه آمریکا دیگر نمی‌خواهد هزینه سیاست خارجی مداخله‌جویانه را با جان سربازان، منابع عمومی و افزایش فشار اقتصادی بپردازد.