امیرحسین محمودی با مصاحبه بعد از بازی مقابل فجر مرزهای پیشرفت از طریق زبان را جابجا کرد!
همه میدانیم در فوتبال ما -درست مثل بقیه تخصصها در کل جامعه- با توجه به فرهنگ حاکم در این سالها تخصص و لیاقت، اولویت اول افراد و شرط اصلی برای پیشرفت نیست! چه بخواهیم و چه نخواهیم، رفتاری که در دهههای ۶۰ و ۷۰ شمسی از نظر فوتبالیها زشت و منفی محسوب میشد حالا تبدیل به برگ برندهای برای پیشرفت و بستن قراردادهای بهتر شده است!
در آن سالها بازیکنی که سر و زبان داشت و به جای گذاشتن تمام توان خود در تمرین و مسابقه، به سراغ روابط عمومی میرفت و با مدیران و مربیان و رسانه ها ارتباط کلامی برقرار میکرد، معمولاً از سوی سایر بازیکنان طرد و تجربه نشان میداد که عاقبت خوبی ندارد!
اما با پیشرفت تکنولوژی و ایجاد شبکههای اجتماعی، حالا ارتباطات جزئی از زندگی همه ما در همه مشاغل شده و کار به جایی رسیده که در فوتبال، بازیکنانی که صاحب چنین ویژگیهایی باشند زودتر و بهتر پیشرفت میکنند و برعکس، بازیکنانی که به روش سنتی سرشان به کار خودشان است معمولا خیلی به حق خود نمیرسند!
کافیست نگاه کنید به مصاحبههای ملی پوشان این سالها که هر چقدر درون زمین -خلاف قولهای قلعه نویی- هیچ دستاوردی نداشتند، بیرون زمین در مصاحبه جبران و جایگاه خود در تیم ملی و قلب امیر قلعه نویی را حفظ کردهاند! پس از این بابت نمیتوان به یک جوان تازه وارد خرده گرفت که چرا از بزرگترها یاد گرفته است! بزرگترهایی که حتی بعد از یک بازی باشگاهی، حواسشان هست که هرجور شده بحث را به تیم ملی کشانده و تقدیر و تشکری از امیرخان و دستیارانش داشته باشند!
اما انصافاً امیرحسین محمودی پدیده تازهای در این زمینه است! پیش از این در خبرورزشی بارها از او نوشتیم که با ادامه این مسیر نه فقط از پرسپولیس بلکه از تیم ملی هم جا خواهد ماند، اما این جوان به جای تجدید نظر در کار و تمرکز روی مسائل فنی و بازی کردن، مرزها و استانداردهای پیشرفت کلامی و ابراز ارادت به سرمربی تیم ملی را جابجا میکند!
محمودی که سال قبل با دو بازی و به لطف ضعف بقیه بازیکنان پرسپولیس، با یک گل به چشم آمد و به تیم ملی دعوت شد و پس از آن، به واسطه سیاست قلعه نویی که سه چهار جوان برای پایین آوردن میانگین سنی تیم می خواست -نه برای بازی کردن!- در این تیم ماند و از آن به بعد، نه در پرسپولیس و نه در سطح ملی، دیگر هیچ اثر و ظهور و بروزی از او ندیدیم.
این فصل تارتار بازیکنان جوان را در دقایق آخر هر بازی به تیم تزریق و خیلی از آنها مثل شهرآبادی یا صادقی، از همین فرصتهای اندک استفاده و با نشان دادن خود، باعث شدند سرمربی در بازیهای بعدی بیشتر با آنها فرصت بدهد. اما محمودی که بیشتر از بقیه -به لطف همان برچسب ملیپوش بودن- فرصت حضور در زمین پیدا کرد، هرگز نتوانست کاری کند. دریغ از یک حرکت به یاد ماندنی یا یک تاثیر در مسابقه!
ولی تمام اینها تا قبل از بازی با فجر سپاسی یک روی ماجرا بود و حالا محمودی مرزها را جابجا کرده است. بازیکنی که قطعاً در ابتدای فصل به واسطه حضور در تیم ملی، قراردادش تغییر کرده، در حالی که نسبت به سایر بازیکنان حاضر در لیست کمترین اثرگذاری برای تیم را داشته، بعد از بازی میآید و مصاحبه میکند! و بعد از شکست پرسپولیس، از مدیریت و باشگاه انتقاد و میگوید شرمنده کادر فنی تیم ملی شده!
مصداق بارز همان مثل معروف! در حالی که بازیکن از باشگاه حقوق میگیرد و به واسطه پیراهن پرسپولیس و اعتماد مهدی تارتار -که اول فصل حتی پورعلی گنجی را نخواست- موقعیت ملی پیدا کرده، به جای اینکه بیشتر در تمرینات تمرکز خود را برای کار فنی بگذارد و در زمین، کمک حال تیم و مربی باشد، بعد از شکست و از دست رفتن صدر خرج خود را از بقیه سوا و با حاشیه و بیرون زمین، جبران میکند!
گل کار او هم یاد کردن از امیر قلعه نویی و کادر فنی تیم ملی بود تا همه بدانند او به جای پرسپولیس و نتایجش، نگران موقعیت خود در تیم ملی است! انگار باشگاه پرسپولیس و مهدی تارتار وظیفه دارند به صرف دعوت او به تیم ملی، و بدون آنکه بازی کند، بیشترین حقوق را به او داده و بدون توجه به اثرگذاری و کیفیت، در هر مسابقه جناب ایشان را به طور کامل در زمین نگه دارند!
توقعی که حتی علی دایی هم در ۳۷ سالگی و پس از آن همه افتخارات ملی و باشگاهی، نداشت و این جوان نرسیده از راه، دارد! محمودی با همین مصاحبه ثابت کرد چه پدیده غریب و نوبری است و تارتار خود بهتر میداند اگر همین جا برخورد لازم را انجام ندهد، از فردا دیگر کوچک و بزرگ این تیم را نمیتواند جمع کند!
شاید ندیده باشید: ویدیو| محمودی: هواداران پرسپولیس در جریان نبودند/ شرمنده کادر تیم ملی، کم بازی میرسد!
