جنگ هفت‌ماهه ایران و آمریکا، با وجود خسارت‌های سنگین نظامی و اقتصادی، همچنان در بن‌بست راهبردی قرار دارد. واشنگتن با تکیه بر برتری نظامی، محاصره دریایی و محدودکردن صادرات نفت ایران تلاش می‌کند تهران را به پذیرش خواسته‌های خود وادار کند؛ اما ایران، با وجود آسیب‌، حاضر نیست توافقی را بپذیرد که به اعتقاد مقام‌هایش تضمین معتبری برای اجرای تعهدات طرف آمریکایی ندارد.

به گزارش خبرفوری به نقل از آسوشیتدپرس، نزدیک‌شدن انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا در سوم نوامبر، فشارهای سیاسی بر دونالد ترامپ را افزایش داده است. بااین‌حال، این فشارها تاکنون به تغییر اساسی در محاسبات راهبردی دو طرف منجر نشده و چشم‌انداز پایان جنگ همچنان نامشخص است.

نارضایتی آمریکایی‌ها از جنگ

افزایش هزینه‌های زندگی، تورم و بالا رفتن قیمت بنزین، جنگ با ایران را به یکی از چالش‌های سیاسی دولت ترامپ تبدیل کرده است. بر اساس نظرسنجی مشترک آسوشیتدپرس و مرکز تحقیقات امور عمومی نورک، ۶۹ درصد آمریکایی‌ها معتقدند این جنگ ارزش هزینه‌های پرداخت‌شده را نداشته است. تنها ۲۸ درصد نیز از عملکرد ترامپ در قبال ایران رضایت دارند.

این نارضایتی در فضای انتخاباتی آمریکا اهمیت بیشتری پیدا می‌کند؛ به‌ویژه آنکه برخی نامزدهای جمهوری‌خواه نیز خواستار پایان سریع جنگ شده‌اند. ادامه درگیری می‌تواند هزینه‌های اقتصادی و سیاسی بیشتری برای دولت به همراه داشته باشد و موقعیت جمهوری‌خواهان را در انتخابات پیش رو تحت تأثیر قرار دهد.

بااین‌حال، ترامپ همچنان از پیروزی سخن می‌گوید و هم‌زمان هشدار می‌دهد که اگر ایران تسلیم خواسته‌های واشنگتن نشود، امکان تشدید اقدامات نظامی وجود دارد. اظهارات او درباره پرهیز از حمله تا پیش از انتخابات نیز نشان می‌دهد که دولت آمریکا باید میان ادامه فشار نظامی و پیامدهای سیاسی آن توازن برقرار کند.

بی‌اعتمادی تهران؛ مانع اصلی توافق

در تهران، مسئله فقط میزان خسارت‌های نظامی و اقتصادی نیست؛ بلکه بی‌اعتمادی به تعهدات واشنگتن، نقش تعیین‌کننده‌ای در محاسبات تصمیم‌گیرندگان ایرانی دارد. مقام‌های ایران معتقدند که می‌توانند فشارهای موجود را تحمل کنند و در مقابل، هزینه‌های بیشتری به آمریکا و اقتصاد جهانی تحمیل کنند.

ایران با اشاره به این بی‌اعتمادی‌ها تأکید کرده است که تهران درباره پایبندی آمریکا به توافق‌ها، حتی توافق‌هایی که شخص ترامپ امضا کند، تردید دارد.

از این منظر، انتخابات آمریکا نیز لزوما به معنای تغییر سیاست واشنگتن نیست. برخی تحلیلگران ایرانی معتقدند اختلاف دموکرات‌ها و جمهوری‌خواهان بیشتر به شیوه مواجهه با ایران مربوط است تا اصل تقابل با تهران.

مذاکرات غیرمستقیم دو کشور همچنان ادامه دارد، اما اختلاف بر سر ترتیب اجرای تعهدات، دستیابی به توافق را دشوار کرده است. ایران خواهان بازگشت به چارچوب توافق کوتاه‌مدت ژوئن و دریافت امتیازات اقتصادی است؛ توافقی که به گفته طرف ایرانی، منافع مالی مورد انتظار از آن محقق نشد.

محاصره دریایی و گره تنگه هرمز

یکی از مهم‌ترین اختلاف‌ها به محاصره دریایی بازمی‌گردد. مقام‌های ایرانی می‌گویند آمریکا باید ابتدا محاصره را لغو کند و سپس تهران درباره توقف حملات به نفتکش‌ها تصمیم بگیرد. در مقابل، واشنگتن حفظ محاصره و تداوم فشار اقتصادی را از ابزارهای اصلی وادارکردن ایران به عقب‌نشینی می‌داند.

تنگه هرمز نیز همچنان یکی از مهم‌ترین اهرم‌های این مناقشه است. آمریکا با اسکورت نفتکش‌ها توانسته عبور بخشی از محموله‌های نفتی را تسهیل کند، اما رفت‌وآمد کشتی‌ها همچنان بسیار پایین‌تر از سطح پیش از جنگ قرار دارد و حملات ایران به نفتکش‌ها افزایش یافته است.

هزینه‌های سنگین عبور دریایی، که در برخی موارد به یک میلیون دلار در روز یا بیشتر می‌رسد، نشان می‌دهد بازگشت نسبی امکان کشتیرانی الزاماً به معنای بازگشت امنیت به مسیرهای انرژی نیست. هم‌زمان، تنش‌های عربستان و حوثی‌ها در نزدیکی باب‌المندب، خطر گسترش بحران به دیگر مسیرهای مهم تجارت جهانی را افزایش داده است.

فشار اقتصادی بدون تسلیم سیاسی

در جبهه اقتصادی، سقوط ارزش ریال، محدودیت صادرات نفت و گزارش‌هایی درباره استعفای وزیر نفت ایران، از نشانه‌های تشدید فشارها بر تهران هستند. بااین‌حال، خسارت اقتصادی تاکنون به پذیرش خواسته‌های آمریکا منجر نشده است.

در سوی دیگر، اختلال در کشتیرانی و افزایش هزینه‌های انرژی می‌تواند فشارهای اقتصادی بیشتری بر آمریکا و کشورهای منطقه وارد کند. به این ترتیب، جنگ به وضعیتی رسیده که برتری نظامی به‌تنهایی برای تعیین نتیجه سیاسی آن کافی نیست.

در شرایط کنونی، سه مسیر اصلی پیش روی دو کشور قرار دارد: دستیابی به توافقی محدود و مرحله‌ای، ادامه جنگ فرسایشی همراه با مذاکرات متناوب، یا ازسرگیری حملات گسترده‌تر.

انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا ممکن است بر زمان‌بندی و هزینه سیاسی تصمیم‌های ترامپ اثر بگذارد، اما به‌تنهایی تضمینی برای پایان جنگ نیست. تا زمانی که اختلاف بر سر لغو محاصره، امنیت کشتیرانی و تضمین اجرای تعهدات حل نشود، دستیابی به توافقی پایدار دشوار خواهد بود.

گره اصلی جنگ اکنون این است که واشنگتن می‌خواهد فشار نظامی و اقتصادی را تا زمان عقب‌نشینی تهران حفظ کند، درحالی‌که ایران حاضر نیست پیش از دریافت امتیازات و تضمین‌های موردنظر خود، از اهرم‌های فشارش صرف‌نظر کند. همین تقابل، چشم‌انداز پایان جنگ را همچنان مبهم نگه داشته است.