جوان آنلاین: پایان سی‌وهشتمین جشنواره بین‌المللی فیلم‌های کودکان و نوجوانان، بار دیگر فرصتی برای ارزیابی وضعیت سینمایی فراهم می‌کند که سال‌هاست از آن به‌عنوان یکی از بخش‌های مهم فرهنگ و سینمای ایران یاد می‌شود، اما هنوز نمی‌توان درباره تداوم تولید، کیفیت آثار، سهم این سینما از بازار و ارتباط منظم آن با مخاطبان، تصویری روشن و مبتنی بر داده ارائه کرد. مسئله فقط این نیست که در جشنواره امسال چه فیلم‌هایی دیده شدند یا کدام آثار جایزه گرفتند. پرسش مهم‌تر این است که پس از پایان رویداد، چه فیلم‌هایی فرصت اکران مناسب پیدا می‌کنند و کدام آثار می‌توانند تماشاگر را به سالن بازگردانند.

سینمای ایران برای تبدیل شدن به صنعتی موفق و سودآور راهی سخت و دشوار در پیش دارد. صنعت زمانی شکل می‌گیرد که تجربه‌های موفق به دانش قابل انتقال، نیروی انسانی متخصص، الگو‌های تأمین مالی، شبکه توزیع و امکان تولید آثار بعدی منجر شوند. اگر سینمای ایران به صنعتی باثبات و پایدار تبدیل شود، می‌توان در آن نقشی برای سینمای کودک و نوجوان قائل بود ولی در وضعیت آشفته سینمای ایران، بسیار سخت می‌شود برنامه مشخصی برای آن ترسیم کرد.

 فیلم‌هایی با کمترین اثرگذاری
در نهایت هر سال باید به همین جشنواره فیلم کودک اصفهان دلخوش بود که هر سال برگزار می‌شود و مدیرانش به ارائه آماری از حضور فیلم‌ها اکتفا می‌کنند و دیگر خیلی خبری از اکران‌های موفق و جذب تماشاگر نیست. شاید در این میان بخت با یک یا دو انیمیشن همراه شود و بتواند سهمی از گیشه را نصیب این انیمیشن‌ها کند و غیر از این در طول سال، خبری از موفقیت فیلم‌های کودک و نوجوان در سینمای ایران نیست. 
ارزیابی امروز وضعیت سینمای کودک به داده‌هایی فراتر از تعداد فیلم‌ها نیاز دارد که معمولاً در شروع و پایان هر جشنواره بیان می‌شود. سینمای کودک امروز بیش از هر چیزی به فیلم‌های جذاب و تماشایی برای کودک و نوجوان نیاز دارد. فیلم‌هایی که بتوانند در حافظه چند نسل ماندگار شوند و ردی از خاطره را در تاریخ سینما به جا بگذارند. درست شبیه کاری که زمانی «شهر موش‌ها»، «دزد عروسک‌ها»، «کلاه قرمزی» و «خواهران غریب» انجام می‌داد. 
اما سینمای امروز کودک و نوجوان ناتوان از تحقق چنین خواسته‌ای است. فیلم‌ها با کمترین میزان اثرگذاری ساخته می‌شوند و خیلی زود از یاد‌ها می‌روند و کمتر فیلمی می‌تواند در حافظه کودکان و نوجوانان نقش ببندد. کودک امروز با انیمیشن‌های بین‌المللی، بازی‌های ویدئویی، پلتفرم‌های نمایش آنلاین و محتوای کوتاه مواجه است. این وضعیت، رقابت برای جلب توجه او را دشوارتر می‌کند و فیلمسازان ایرانی کاری سخت‌تر از گذشته در پیش دارند. 

 نبود مخاطب‌شناسی
یکی از مسائل مهم در این میان نبود مخاطب‌شناسی و نادیده گرفتن سلیقه و علایق گروه‌های سنی مختلف است. در دهه ۶۰ و ۷۰ فیلمسازان جهانِ کودکان و نوجوانان را می‌شناختند و بلد بودند متناسب با آن جهان داستانی را روایت کنند ولی امروز فاصله فیلمساز برای درک جهان کودک و نوجوان بسیار زیاد است. ساخت فیلم‌های سفارشی و ارگانی نیز نمی‌تواند دردی از سینمای کودک و نوجوان دوا کند. این گروه سنی بیش از هر چیزی به قصه‌ها، شخصیت‌ها و روایت‌های جذاب و باورپذیر نیاز دارند؛ چیزی که در بیشتر فیلم‌های کودک و نوجوان غایب است و قابلیت همراه کردن مخاطبش را ندارد. مزیت سینما در خلق جهانی منسجم، شکل دادن به رابطه‌ای عاطفی با شخصیت‌ها و طراحی تجربه‌ای است که مخاطب را در طول روایت همراه نگه دارد. 

شاید آمدن هوش مصنوعی کار را از بعضی جهات ساده کرده باشد ولی فناوری نمی‌تواند جای خالی فیلمنامه و شناخت مخاطب را پر کند و سینمای ایران به کارگردانان و فیلمسازان مطلع و آگاهی نیاز دارد که جهانِ کودک و نوجوان امروز را به خوبی بشناسد و درک کند.

 نیاز به طراحی سازوکاری سینمایی
در ایران باید سازوکاری طراحی شود که حمایت از سینمای کودک را به مراحل مشخصی تقسیم کند. جشنواره فیلم کودک و نوجوان اصفهان نیز در این میان نقشی فراتر از محل نمایش و داوری داشته باشد. معرفی پروژه‌های در حال توسعه به تهیه‌کنندگان، ایجاد ارتباط با پخش‌کنندگان و پلتفرم‌ها، حمایت از فیلمنامه‌های کودک و پیگیری سرنوشت آثار دوره‌های گذشته نمونه‌ای از اقدامات جشنواره پس از اختتامیه است. 
همچنین یکی از ضعف‌های قابل بررسی، فاصله میان نمایش جشنواره‌ای و دسترسی عمومی به فیلم‌هاست. فیلمی که جایزه می‌گیرد، اما برنامه روشنی برای اکران، تبلیغات و ارتباط با مخاطب ندارد به اثری اثرگذار تبدیل نمی‌شود. در کنار آن، ادبیات کودک و نوجوان می‌تواند منبعی برای توسعه ایده‌های سینمایی باشد. بااین‌حال، اقتباس موفق به انتقال ساده داستان کتاب محدود نمی‌شود. نویسنده سینما باید منطق روایی اثر مبدأ را بشناسد و آن را به کنش، تصویر، صدا و ساختار دراماتیک تبدیل کند. ارتباط منظم ناشران، نویسندگان، فیلمنامه‌نویسان و تهیه‌کنندگان می‌تواند این ظرفیت را فعال‌تر کند به شرط آنکه نشست‌های تخصصی به توسعه پروژه، تعیین حقوق اقتباس و قرارداد‌های اجرایی منجر شوند. 
پس از سی‌وهشت دوره، جشنواره فیلم‌های کودکان و نوجوانان اصفهان باید با شاخص‌هایی فراتر از کیفیت برگزاری سنجیده شود. تعداد آثار، میزان مشارکت و فروش بلیت، اطلاعاتی درباره عملکرد همان دوره می‌دهند، اما برای ارزیابی اثرگذاری بلندمدت باید سرنوشت فیلم‌های دوره‌های پیشین، وضعیت اکران برگزیدگان، تداوم فعالیت استعداد‌های معرفی‌شده و میزان تحقق برنامه‌های حمایتی نیز بررسی شود. 
انتشار گزارش عملکرد سالانه، همراه با داده‌های قابل مقایسه، می‌تواند جشنواره را به نهادی پاسخگوتر تبدیل کند. چنین گزارشی باید مشخص کند چه تعداد از پروژه‌های معرفی‌شده به تولید رسیده‌اند، چه میزان از آثار به مخاطب هدف دست یافته‌اند و حمایت‌های صورت‌گرفته چه نتایجی داشته‌اند. بدون این اطلاعات، سابقه طولانی جشنواره به‌خودی‌خود چیزی درباره میزان موفقیت سیاست‌های آن ثابت نمی‌کند. 
سی‌وهشتمین جشنواره فیلم کودک و نوجوان اصفهان تمام شده است. اکنون باید دید کدام فیلم‌ها مخاطبان خودشان را پیدا می‌کنند، کدام پروژه‌ها ادامه پیدا می‌کنند و چه تغییری در سازوکار تولید رخ می‌دهد. جشنواره فیلم اصفهان می‌تواند در اصلاح وضعیت آشفته سینمای کودک نقش داشته باشد، اما باید برای روز‌های پس از جشنواره هم برنامه داشته باشد و بتواند به سازوکاری منسجم، اصولی و درست برسد. غیر از این تمام تلاش‌های جشنواره بی‌ثمر و بدون فایده خواهد بود و تغییری در وضعیت فعلی سینمای کودک و نوجوان رخ نخواهد داد.