ملوان باخت و مازیار زارع پس از این بازی استعفا داد. سرنوشت این استعفا هر چه باشد، حرف‌های مازیار بعد از این باخت به شدت باارزش بود.

کسی هست که در فوتبال ایران ملوان را نشناسد؟ از جایگاه این تیم و شخص مازیار زارع به عنوان سرمربی و اسطوره آن خبر نداشته باشد؟ کسی هست که نتواند ملوان یا صنعت نفت را دوست داشته باشد؟ شهرهایی که نتایج تیم‌های محبوب و قدیمی آن‌ها مستقیم روی زندگی روزمره مردم تاثیر دارد. تنها ورزشگاه‌هایی که یک‌دست سفید و زرد و اثری از قرمز و آبی در آن نیست، تمام المان‌های لازم برای اصالت و معنی عشق در این وانفسای امروز…

قوی سپید به عنوان یک تیم پرافتخار و پرطرفدار از آبروها و سرمایه‌های لیگ برتر است. از آن تیم‌ها که هر وقت نباشند، سطح اول فوتبال ما چیزی کم دارد. پس نتایج ضعیف این تیم و جایگاه بدش در جدول به چشم همه آمده و درست در همین شرایط، مازیار زارع با حرف‌هایش ثابت کرد که چرا ملوان صاحب چنین جایگاهی در فوتبال ایران شده است. جایگاهی چنین اصیل، معتبر و قابل احترام برای همه، ابتدا بی کم و کاست مهم‌ترین حرف‌های مازیار را مرور کنیم:

  • این‌که دقیقه‌های آخر گل می‌خوریم، مقصرش من مربی هستم.
  • از همه عذرخواهی می‌کنم. خوشحالم که باعث شدم مردم انزلی دو بار از خوشحالی بریزند توی خیابان؛ یک بار برای صعود به لیگ برتر و یک بار هم برای صعود به فینال جام حذفی.
  • من تا حالا ندیدم مربی نتیجه نگیرد و شعار «حیا کن، رها کن» نشنود. اما️ هواداران ملوان همیشه احترام من را نگه داشتند و این نشان‌دهنده فرهنگ بالای مردم اینجاست.
  • به هیچ‌وجه برنمی‌گردم. چون پررو نیستم که نتیجه نگیرم و بمانم. کسی بیاید که بتواند به ملوان کمک کند، من نتوانستم.

در همین ارتباط ببینید: ;با تصمیمی که گرفتم امکان ندارد برگردم/ شرمنده آخرین بار است چون نمی‌توانم ناراحتی هواداران را ببینم +ویدیو

مکتبی که می‌تواند چنین الگوهایی را به فوتبال معرفی کند، برای همه قابل احترام است. ملوان از قدیمی‌ترین تیم‌های حال حاضر فوتبال ماست و زمانی که همه چیز در آبی و قرمز پایتخت خلاصه می‌شد، برای حداقل دو دهه جدی‌ترین رقیب استقلال و پرسپولیس بود. اولین کاپیتانی که از یک تیم شهرستانی آمد و بازوبند تیم ملی را بست، بازیکنی که گل اولین صعود به جام جهانی را زد، رکورد ۵ حضور متوالی در فینال جام حذفی در سال‌هایی که لیگ برگزار نمی‌شد، همه و همه این افتخارات به درستی پشت همین فرهنگ حاکم بر ملوان می‌ایستد.

در فوتبالی که بیش از همیشه به تغییر تفکر و فرهنگ حاکم بر آن نیاز داریم، در روزگاری که همه آدم‌ها اول به منافع خود نگاه می‌کنند و بعد منافع جامعه یا جمع، دیدن کسی که یک تیم و یک شهر را برای خودش نمی‌خواهد واقعا نوبر است. مازیار زارع کسی بود که ملوان را با دست خالی و بدون پول به لیگ برتر برگرداند. سال‌های قبل با مشتی جوان و حداقل‌قراردادها آبرومندانه‌ترین نتایج را گرفت و فراموش نمی‌کنیم که کل مردم شهر مدام دم خانه او جمع می‌شدند تا برگردد.

حالا ببینید همین مازیار چه می‌گوید؛ آن‌قدر ملوان را دوست دارد که به خاطرش قید خودش را می‌زند و می‌گوید من دیگر نمی‌توانم، کسی بیاید که به ملوان کمک کند. او شرمنده مردم است که حرمتش را نگه داشته‌اند، نتیجه را گردن می‌گیرد و بابتش عذرخواهی می‌کند؛ از مردم طلبکار نیست، بهانه نمی‌آورد و توجیه نمی‌کند، تنها بابت خوشحال کردن مردم به خودش افتخار می‌کند و دنبال شریک ناکامی و مقصر نیست و از دست‌های پشت پرده حرف نمی‌زند.

انصافا کدام‌یک از این حرف‌ها را از دهان یک مربی دیگر تا امروز شنیده بودید؟ آن هم کسی با آن همه سابقه و اعتبار در انزلی با آن جایگاه و احترام؟ بگوید من نمی‌توانم و نترسد که همه آبرو و گذشته‌اش زیر سوال برود! اصلا این‌ها هیچ، قید دستمزدش را بزند! مربیانی داریم که با ۱۰ باخت متوالی هم استعفا نمی‌دهند تا باشگاه مجبور شود کل پولشان را بدهد!

مازیار زارع در فوتبال سنتی که غیرت و تعصب حرف اول و آخر را می‌زد، نماد ملوان شد و در فوتبالی که جوانان ازراه‌رسیده بدون داشتن پیشینه فنی به عنوان بازیکن، مدعی علم مربیگری و تخصص دانشگاهی می‌شدند، سمبل قوی سپید که آمد و در عمل -بدون شعار و ادعا- با دست خالی تیمش را به لیگ برتر آورد. اگر او با این ریشه و عشق و تعصب در کنار علم و تخصص نمی‌تواند نتایج دلخواهش را تکرار کند، یعنی مشکل ملوان از جای دیگری است!

نمی‌دانیم این مشکل چیست و اینجا، کاری هم به آن نداریم. اشکان پوررشید -مالک ملوان که از اول به‌خاطر رفاقت با مازیار تیم را تحویل گرفت- گفته با استعفای او موافقت نمی‌کند. شاید در عالم رفاقت، از مازیار دلخور هم شده که او را وسط راه تنها گذاشته، اما می‌گوید او عصبانی بوده و برمی‌گردد و اجازه جدایی نمی‌دهم! این‌که مازیار برگردد یا نه به خودش مربوط است و ملوان.

با یادآوری این حرف‌های مازیار، آرزو می کنیم که امثال او در این فوتبال روز به روز بیشتر شوند تا پس از یکی دو نسل، شاهد تغییر تفکر حاکم بر فوتبال فعلی باشیم. تغییری که لازمه پیشرفت است و فوتبال به شدت به آن نیاز دارد. اصلا زندگی، به شرافت و اصالت نیاز دارد!

این مطلب را هم از دست ندهید: تلاش برای بازگشت سرمربی پس از استعفا؛ از نظر فنی بسیار خوب بوده است