از کاهش محدودیت تا تضمین تولید؛
مسئله فولاد در زمستان فقط این نیست که چند واحد صنعتی چند روز گاز کمتری میگیرند. وقتی انرژی فولاد محدود میشود، پیامدش در همان کارخانه نمیماند؛ تولید آهن اسفنجی، شمش، اسلب، نورد، صادرات، حملونقل، نقدینگی شرکتها و حتی برنامه تعمیرات و توسعه تحت فشار قرار میگیرد.
زمستان هنوز شروع نشده، اما صنعت از همین حالا چشمش به برنامه انرژی دولت است. خبرهای هفتههای اخیر یک پیام دوگانه دارد: از یک طرف، وزارت نیرو از کاهش محدودیت برق صنایع و امکان دریافت برق مازاد بر دیماند قراردادی در ساعات ۲۲ تا ۱۰ صبح خبر داده و آن را در راستای حمایت از تولید اعلام کرده است؛ از طرف دیگر، فعالان فولاد میگویند کمبود گاز برای زنجیره فولاد واقعیتی است که همه تولیدکنندگان آن را میشناسند. این فاصله میان «کاهش محدودیت» و «اطمینان از تأمین پایدار» همان جایی است که باید از همین امروز درباره آن تصمیم گرفت. صنعت با خبر خوب آرام نمیشود؛ با برنامه قابل اجرا آرام میشود.
مسئله فولاد در زمستان فقط این نیست که چند واحد صنعتی چند روز گاز کمتری میگیرند. وقتی انرژی فولاد محدود میشود، پیامدش در همان کارخانه نمیماند؛ تولید آهن اسفنجی، شمش، اسلب، نورد، صادرات، حملونقل، نقدینگی شرکتها و حتی برنامه تعمیرات و توسعه تحت فشار قرار میگیرد. رئیس انجمن فولاد ایران گفته مصرف روزانه گاز مورد نیاز زنجیره فولاد حدود ۳۵ میلیون مترمکعب است و در عین حال به وجود محدودیتها در برق و گاز اشاره کرده است؛ همین عدد نشان میدهد با صنعتی روبهرو هستیم که هم انرژیبر است و هم زنجیرهساز. محدود کردن چنین صنعتی، صرفاً مدیریت مصرف نیست؛ جابهجا کردن فشار از شبکه انرژی به شبکه تولید است.
در این میان، فولاد خوزستان وضعیتی ویژه دارد. شرکتی که امسال آسیب ناشی از حمله را تجربه کرده، برای بازسازی و بازگشت به تولید هزینه داده، بازار داخلی و صادراتی خود را رها نکرده و همزمان در مسیر خودتأمینی انرژی حرکت کرده، نباید دوباره در پاییز و زمستان با محدودیتهای تکراری روبهرو شود. ورود ظرفیت نیروگاهی و پیگیری نیروگاه خورشیدی بهبهان از سوی چنین شرکتهایی یعنی صنعت بخشی از مسئولیت آینده انرژی خود را پذیرفته است. اما خودتأمینی با تولیدِ نیمهتعطیل جلو نمیرود. شرکتی که قرار است نیروگاه بسازد، سرمایهگذاری کند و زنجیرهاش را مقاومتر کند، باید جریان تولید و درآمدش حفظ شود؛ وگرنه از آن هم تولید میخواهیم، هم سرمایهگذاری، اما ابزار مالی هر دو را با محدودیت انرژی تضعیف میکنیم.
خبر خوب این است که در سطح دولت نیز اصل مسئله دیده شده است. توافق وزارتخانههای صمت و نیرو برای کاهش محدودیت برق صنایع فولادی و شهرکهای صنعتی، و نیز اعلام اجرای برنامههای عملیاتی برای عبور از زمستان، نشان میدهد مسئله تولید از دستور کار بیرون نرفته است. اما تجربه سالهای گذشته میگوید مشکل صنعت معمولاً از «نبود وعده» شروع نمیشود؛ از فاصله میان وعده و اجرا آغاز میشود. صنعت فولاد به جای تصمیمهای روزانه و ناگهانی، به سهمیه روشن، جدول زمانی قابل پیشبینی، تفکیک میان مصرف مولد و غیرمولد، و هماهنگی واقعی میان برق، گاز، صمت و استانداریها نیاز دارد.
زمستان پیش رو میتواند به تکرار همان نسخه قدیمی ختم شود؛ یعنی جبران ناترازی از جیب صنعت. اما میتواند نقطه تغییر هم باشد: دولت از همین حالا اعلام کند که صنایع پیشران، بهویژه فولاد، در صف نخست قطع انرژی قرار نمیگیرند؛ محدودیتها اگر ناگزیر شد، از قبل اعلام میشود؛ شرکتهایی که در خودتأمینی انرژی سرمایهگذاری کردهاند، تنبیه نمیشوند؛ و تولید صادراتمحور قربانی سادهترین تصمیم اداری نخواهد شد. فولاد خوزستان و شرکتهای مشابه در سختترین شرایط نشان دادهاند که میتوانند بایستند و تولید را برگردانند. حالا نوبت سیاست انرژی است که نشان دهد تولید را فقط در سخن حمایت نمیکند؛ در روز سرد زمستان هم کنار آن میایستد.
