حرمها تنها بناهایی از کاشی، سنگ و آینهکاری نیستند؛ ارگانیسمهایی زندهاند که در بستر سدهها، لایههای پیچیدهای از زیست انسانی، کنشهای نمادین و الگوهای اجتماعی را در خود تنیدهاند. بازخوانی اسناد دیوانی و تاریخی آستان قدس رضوی این امکان را فراهم میآورد که بارگاه منور رضوی را فراتر از یک فضای کالبدی، بهمثابه «متنی زنده» قرائت کنیم؛ متنی که در سطر سطر کاغذهای کهن آن، نبض حیات جمعی جامعه ایران ثبت شده است.
به گزارش آستان نیوز؛ در نشستی پژوهشی که با حضور کارشناسان و اهل نظر در کتابخانه مرکزی آستان قدس برگزار شد، زهرا فاطمیمقدم، مسئول امور پژوهش و مطالعات اسنادی این مجموعه، با تکیه بر اسناد دستاول تاریخی، هندسه سوگواری در این کانون مذهبی را از دوره صفوی تا قاجار واکاوی کرد.
کالبدشکافی مفهوم آیین در زیست جمعی
آیین، تلاشی سامانیافته و مبتنی بر نمادهاست که با توالی و تکرار در بستر زمان و مکان، به تجربه انسان معنا میبخشد. براساس تحلیلهای ارائهشده در این نشست، ساختار آیینها بر چهار ستون اساسی استوار است: «تکرارپذیری»، «نظم ساختاری»، «نمادپردازی» و «مشارکت جمعی». بررسی تاریخی رفتارهای سوگواری در حرم مطهر رضوی نشان میدهد این کنشها چگونه توانستهاند با بهرهگیری از این چهار مؤلفه، حزن را از یک تجربه فردی و روانشناختی، به یک الگوی هویتبخش اجتماعی ارتقا دهند.
زهرا فاطمی مقدم با اشاره به کارکرد روانشناختی سوگواری و پیشینه کهن آن در ایران، حرم مطهر رضوی را «متنی زنده» توصیف کرد که لایههایی از تاریخ، باور و تجربه جمعی را در خود جای داده است. به گفته وی، آیینهای این بارگاه براساس هویت و کارکرد، در دو گروه کلی جای میگیرند: گروه نخست، آیینهایی است که برای فراهمکردن شرایط مناسب زیارت زائران شکل گرفتهاند؛ گروه دوم نیز آیینهایی را دربرمیگیرد که با هدف تعظیم و تکریم شعائر مذهبی و ابراز شکوه و عظمت بارگاه حضرت رضا(ع) برگزار میشوند. آیینهای عزاداری اهلبیت(ع) در گروه دوم قرار دارند؛ مناسکی که بهتدریج از یادبود دو مناسبت محوری—عاشورا و بیستویکم رمضان—آغاز شدند و با گذر زمان، دایره شمول آنها به سالگرد درگذشت دیگر پیشوایان دینی نیز تسری یافت.
دیوانسالاری ماتم، از خاموشی نقارهها تا سکوت سیاهپوشی
یکی از جنبههای تحلیلی اسناد رضوی، بازتاب سوگواری در ساختار اداری و دیوانسالاری آستانه است. عزا در حرم مطهر تنها یک حالت معنوی نبود، بلکه تغییری بنیادین در کارکرد فضاهای زیستی و اداری پدید میآورد.فاطمیمقدم یکی از نشانههای سازمانیافتن سوگواری را تعطیلی برخی بیوتات و فعالیتهای وابسته به آستان قدس رضوی در روزهای عزا دانست. اسناد تاریخی نشان میدهند با فرارسیدن ایام عزا، چرخه روزمره فعالیتهای شهریِ وابسته به حرم مطهر متوقف میشد. سندی شاخص به تاریخ ۱۰۱۱ هجری قمری گواهی میدهد در این ایام، اماکنی مانند «حمام آغچه» به نشانه احترام تعطیل میشدند. مکتبخانهها فعالیت آموزشی را متوقف میکردند و نقارهخانه—که صدای مداوم حیات بارگاه است—به نشانه حزن، مهر خاموشی بر طبلها و کرناهای خود میزد.
آمادهسازی بصری فضا، جلوه دیگری از این دگرگونی بود. اسناد دوره قاجار تصویر روشنی از سیاهپوش کردن صحنها و رواقها ارائه میدهند. طبق سندی به جا مانده از سال ۱۲۷۴ هجری قمری، دستورالعملهای دقیقی برای پوشاندن بخشهای مختلف حرم مطهر با پارچههای سیاه وجود داشته است؛ تمهیدی بصری که فضای معماری را از حالت روزمره خارج و آن را برای ورود به یک رخداد نمادین جمعی مهیا میکرد.
صورتبندی نمادها؛ روضهخوانی، خطبهخوانی و شمعگردانی
به گفته فاطمی مقدم، ماتم در آستان قدس همواره با ترکیبی از سه عنصر روایت، نور و نمادهای تجسمی هدایت میشد:
۱. کلام و روایت (روضهخوانی): سوگواری بدون بازخوانی دراماتیک واقعه، ناقص بود. قدیمیترین اسناد بدست آمده درباره منصب روضهخوانی، از فردی به نام «محمدحسین روضهخوان» در سال ۱۰۲۵ هجری قمری یاد میکنند. این اسناد نشان میدهند تداوم این آیین بیش از هر چیز بر نظام «وقف» تکیه داشته است؛ موقوفاتی که بنیه مالی اجرای این مناسک را تثبیت میکردند. در همین امتداد، کهنترین سند مکتوب از شکلگیری آیین سوگواری ایام فاطمیه، به سال ۱۳۰۹ هجری قمری پیوند خورده است.
۲. تشریفات ساختارمند (خطبهخوانی): خطبهخوانی نقطه پیوند نظم دیوانی با آیین مذهبی بود. منصب خطیب از سال ۱۰۱۱ قمری بهصورت رسمی در اسناد آستانه به ثبت رسیده است. در دوران قاجار، این سنت در ساختاری رسمیتر و با تشریفاتی مشخص در صحن کهنه (عتیق یا صحن انقلاب فعلی) سامان یافت؛ سندی متعلق به سال ۱۳۰۱ قمری جزئیات این حضور تشریفاتی را به تصویر کشیده است.
۳. عناصر تجسمی (نخلبندی و شمعگردانی): زبان نمادها با حضور اشیای معنابخش تکمیل میشد. سند سال ۱۰۶۷ هجری قمری پرده از پیشینه «نخلبندی» برمیدارد؛ سازهای چوبی و تمثیلی که به عنوان تابوتواره شهیدان، در ایام محرم و رمضان آذینبندی و در فضای حرم حمل میشد؛ آیینی که بعدها با مناسکی چون «شمعگردانی» پیوند خورد و تصویر بصری ماندگاری از سوگ جمعی را پدید آورد.
فراتر از سیاههها و اسناد
مرور برگهای بازمانده از قرون گذشته روشن میکند اسناد موقوفات و هزینهکردهای حرم مطهر، فراتر از اوراق خشک حسابداریاند. این متون، مردمنگاری یک جامعه در حال گذارند؛ مدارکی که گواهی میدهند چگونه یک جامعه محلی و نهاد مذهبی، مفاهیمی چون سوگ، حافظه تاریخی و تکریم قدسی را به زبانی نهادینهشده، منظم و آیینی ترجمه کردهاند تا ساختار معنایی خود را در برابر فرسایش زمان حفظ کنند.
