قزوین - ایرنا - باستانشناس و پژوهشگر قزوینی ضمن انتقاد از وضعیت گردشگری استان، گفت: ضعف تبلیغات، بسته بودن برخی بناهای تاریخی و تبدیل خانههای ارزشمند به کافه و رستوران، متاسفانه بخش عظیمی از ظرفیتهای میراثی قزوین برای گردشگران را تحتالشعاع قرار داده است.
به گزارش خبرنگار ایرنا، قزوین با در اختیار داشتن ۱۱ درصد از آثار تاریخی کشور و با پیشینه کهن چند هزارساله، آثار ارزشمند معماری، بناهای مذهبی و ظرفیتهای فرهنگی و طبیعی از جمله استانهایی است که میتواند سهم قابلتوجهی در حوزه گردشگری تاریخی و فرهنگی کشور داشته باشد.
با این حال، برخورداری از آثار تاریخی به تنهایی برای تبدیل یک شهر به مقصد گردشگری کافی نیست و تبلیغات موثر، دسترسی مناسب به بناها، برنامهریزی جامع و مدون برای اقامت گردشگران، مرمت اصولی آثار و تعریف کاربریهای متناسب با هویت تاریخی، از جمله مولفههایی هستند که در تحقق این هدف نقش دارند.
در قزوین اما پرسشهای مهمی درباره نحوه معرفی جاذبهها، تبدیل خانههای تاریخی به کافه، بسته بودن برخی بناها در روزهای تعطیل، کمبود اقامتگاههای مناسب و چگونگی بهرهبرداری از ظرفیت ثبت جهانی الموت مطرح بوده و هست.
آیا قزوین در معرفی میراث پیشینیان خود به گردشگران موفق عمل کرده است؟ چرا بسیاری از مسافران، این شهر را صرفا مسیری برای عبور میدانند؟ و چگونه میتوان میان حفظ اصالت آثار تاریخی و توسعه اقتصادی گردشگری تعادل برقرار کرد؟
برای بررسی این موضوعات خبرگزاری جمهوری اسلامی مرکز قزوین گفت و گویی را با زهرا محمدی، باستانشناس و پژوهشگر قزوینی انجام داده که در ادامه میخوانید:
ایرنا. به نظر شما، قزوین در حوزه جذب گردشگر تا چه اندازه موفق بوده و توانسته مردم را به سمت جاذبههای گردشگری جذب کند.
به نظرم ما در این قضیه موفق نبودهایم؛ با توجه به اینکه ما دومین شهری هستیم که آثار اسلامی زیادی را درون خود جای داده، یعنی بعد از اصفهان، قزوین بر گرفته از دوران صفویه آثار متنوع و بسیار زیادی را در پیوند میان دین و سیاست به خود اختصاص داده است.
متاسفانه ما هنوز نتوانستهایم کارهای چندان موثر و چشمگیری در حوزه گردشگری انجام بدهیم، چون یک سری آثار هستند که همواره در دسترس عموم قرار دارند، برخی توسط شهرداری و یا توسط میراث فرهنگی بازسازی شده و قابل نمایش هستند اما خیلی از آثار دیگر همچنان این امکان را ندارند و توجه چندانی روی آنها نمیشود؛ به عنوان مثال، یک آبانبار زنان در بازار قزوین وجود دارد که به نظرم ارزش بسیار زیادی برای مشاهده آن وجود دارد.
ایرنا. به نظرم خیلیها در استان قزوین هنوز نام این آب انبار را هم نشنیدهاند.
بله، چون دقیقا در بازار واقع شده و یکی از آبانبارهای خیلی جذاب محسوب میشود؛ البته بنده به عنوان نمونه این مورد را عرض کردم، حالا خیلی از آثار دیگر هم هستند که نسبت به سایر آثار تاریخی، مغفول ماندهاند.
در روزهای تعطیل، ۲ تا سه روز آثار تاریخی ما تعطیل هستند و گردشگر که برای تماشا میآید، پشت درهای بسته میماند.
ایرنا. به نظر شما اینکه گفته میشود ما برای جذب گردشگر، مثلا گردشگر خارجی، حتما باید هتل پنجستاره داشته باشیم، ایده درستی است؟
تا حدودی برخی موارد به کمبود هتل مناسب در قزوین مربوط میشود، چون به واقع ما یک هتل ایدهال که مناسب گردشگر خارجی باشد، نداریم اما به نظرم نمیشود ۱۰۰ درصد نگاه کرد به این قضیه که چون هتل پنجستاره نیست، پس در جذب گردشگر خارجی هم نمیتوانیم موفق باشیم؛ چون گردشگر میآید که با شیوه و سنتهای ایرانی آشنا بشود.
بگذارید این گونه توضیح دهم، ما میتوانیم خانههای بومگردی خیلی خوبی در سطح استان قزوین راهاندازی کنیم، در خود شهرستان قزوین خانههای بومگردی خیلی کمی وجود دارد، به عنوان نمونه یک هتل ارغوان وجود دارد که بخش حفظ و احیای میراث فرهنگی در این قضیه خیلی کمک کرد؛ همچنین بعضی از خانههای قدیمی نیز واگذار شدند و خوب از این موضوع استقبال شد، اما خودم نقد دارم به اینکه خانههایی که واگذار میشوند، متاسفانه بخشی از آنها به کافه تبدیل میشود.
یعنی ما انگار خارج از اینکه بخواهیم فکر کنیم که از این خانه چگونه میتوانیم استفاده کنیم، خارج از فکر کافه نمیتوانیم به چیز دیگری بیاندیشیم؛ تا جایی که یک خانه تاریخی فقط باید به کافه و رستوران تبدیل شود.
بنده در جمع نخبگان و دوستان علاقهمند به حوزه گردشگری همیشه میگویم اگر اهرام ثلاثه مصر هم در قزوین وجود داشت، حتما به کافه و رستوران تبدیل میشد.
امروز متاسفانه هر اثر تاریخی که در قزوین داریم، در یک جریان و رویه مشخصی به کافه تبدیل میشود و متاسفانه میروید نگاه میکنید و میبینید که چقدر این آثار تاریخی در بازسازی و مرمت دچار مشکل میشوند؛ یعنی از حالت اولیه خود خارج شدهاند.
این وفاداری نسبت به یک اثر تاریخی، به نظرم خیلی مهم است؛ چون ما میراثی داریم از گذشتگان و در ادامه نیز بایستی میراثی به یادگار بگذاریم برای آیندگانی که با تغییرات خُرد و جزیی این وفاداری و اصالت را از بین نبرند.
اگر بخواهم به شیوه تحلیلی توضیح دهم، تغییرات خیلی جزیی در یک بنا ممکن است از تحلیلهای آیندگان جلوگیری کند و نسل فردا را با تحلیلی اشتباه از یک اثر تاریخی مواجه کند؛ بنابراین وفاداری نسبت به بناها، موضوع مهمی است و میراث فرهنگی اتفاقا باید سختگیری شدیدی را نیز در این حوزه اعمال کند.
هر چند معتقدم که مجموعه میراث فرهنگی قزوین این روزها تلاش زیادی در حفظ و هویت آثار تاریخی به خرج میدهد اما باز هم بسیاری از بناهای تاریخی و ارزشمندی هستند که روز به روز بر شدت آسیب به آنها افزوده میشود و به همین لحاظ نیازمند برنامه ریزی جامع و مدونی در این خصوص هستیم.
ایرنا. برخی معتقدند گردشگران داخلی که از استانهای دیگر به قزوین میآیند در نهایت با یک روز اقامت بازمیگردند، نظر شما در این رابطه چیست.
ببینید، از گذشته نگاه به قزوین تنها برای عبور از یک شهر بود و متاسفانه هم اکنون نیز این رویه ادامه دارد، یعنی استان در مسیری قرار گرفته که تنها از آن به عنوان یک شهر گذری نگاه میشود.
باز هم به نظرم، این موضوع بازمیگردد به آن تبلیغات ضعیف که ما اصلا روی آن سرمایهگذاری نکردیم، ما میتوانیم با ارایه برنامههای خاص، متنوع و جامع، گردشگر را در استان نگاه داریم، یعنی به گونهای برنامهریزی کنیم که افراد بتوانند مدت زمان زیادتری از اوقات خود را در این منطقه بگذرانند.
ایرنا. به نظرتان درون شهر قزوین نیز این ضرورت وجود دارد که روی زیست شبانه هم تصمیمگیری کنیم؟ چون خیلی از گردشگران میگویند که شهر قزوین ساعت ۲۲ به بعد تعطیل و همهجا تاریک است
مهمتر از زیست شبانه در شهر، رعایت حقوق شهروندی است، اینکه اگر یک منطقه را تا پاسی از شب پویا و زنده نگاهداریم، آیا میتوانیم رضایت شهروندان اطراف را هم محفوظ نگهداریم؟ الان در برخی از مناطقی که قزوین با فعالیتهای صنفی شبانه روبرو است، ما شاهد آلودگی صوتی ناشی از اگزوز موتورسیکلتها و حتی خودروها هستیم، هیچ قوانین و فرهنگی در این رابطه وجود ندارد که من خودم فکر میکنم حق شهروندی باید پیش مقدمه راهاندازی اماکن زیست شبانه باشد.
برای هر طرحی، مثل همین زیست شبانه باید شیوه نامه مطالعاتی و پژوهشی لحاظ کرد و بدون کار مطالعاتی نمیتوانم دقیقا پاسخ دهیم که شهر قزوین به چنین موضوعاتی نیاز دارد یا خیر.
ایرنا. شما برای توسعه گردشگری قزوین چه پیشنهاداتی دارید و به نظرتان از کجا باید شروع کرد.
همین منطقه الموت به نظرم یک مورد خوب برای ادامه بحث است که به آن اشاره شد، به نظرم در ابتدا باید همت سازمانهای مردم نهاد را کنار یکدیگر داشته باشیم؛ ثبت جهانی یک منطقه، اتفاقا شروع یک راه خیلی سخت است؛ خانم چوبک خیلی زحمت کشیدند و تلاش مجموعه میراث فرهنگی و همکارهای این مجموعه قابل تقدیر بوده اما تلاش و زحمات بعدی به ویژه پس از ثبت جهانی قلعه الموت بیشتر خواهد بود، چون وقتی شما یک مجموعهای را ثبت جهانی میکنید، از این به بعد بایستی در حفظ کردن این اثر در ابعاد جهانی تلاش کنید.
این روزها متاسفانه منطقه الموت دارد به سمت شهری شدن پیش میرود، یادم نمیرود که هدف تلاشهای خانم چوبک این بود که منطقه دره الموت را ثبت جهانی کند اما با ساختوسازهایی که آنجا شد و سپس نگاه شهری بوجود آمد، این اتفاق صورت نگرفت و تصمیم گرفتند که تنها قلعههای اسماعیلیه را ثبت جهانی کنند.
همچنین گویش قزوینی را باید بتوانیم ثبت کنیم و یا خیلی از چیزهایی که در قزوین مغفول مانده که میتواند موجب جذب گردشگر شود؛ مثلا ما یک صبحانه خیلی خاص در قزوین داریم به نام «سوروک» که دارد به فراموشی سپرده میشود؛ یا اینکه شیرینی و باقلوای قزوین را چندان مورد توجه قرار ندادهایم.
منطقه الموت دارد به سمت شهری شدن پیش میرود، یادم نمیرود که هدف تلاشهای خانم چوبک این بود که منطقه دره الموت را ثبت جهانی کند، ولی خب بر اثر ساختوسازهایی که آنجا میشد، بر اثر آن نگاه شهری که وجود داشت، این اتفاق نشد و تصمیم گرفتند که فقط قلعههای اسماعیلیه را ثبت جهانی کنند.
ایرنا. الان به طور مداوم موضوع گردشگری استان حول محور قلعه الموت می چرخد و بسیاری بر این مساله نقد دارند، نظر شما در این مورد چیست.
بله، فکر میکنم نقد درستی است؛ یعنی به نظرم بایستی کل آثار قزوین دیده شود، الموت تنها بخشی از این استان است؛ به عبارت دیگر همین اهمیتی که به الموت داشتیم و وفاداری و پیگیری صورت گرفته در این حوزه باید به کل آثار فرهنگی و باستانی استان تسری پیدار کند.
بنابراین، اگر چنین تعصبی را نسبت به همه آثار تاریخی داشته باشیم، قطعا استان به جایگاه واقعی خود در بخش گردشگری خواهد رسید، کافیست کمی در باره سعدالسلطنه قزوین صحبت کنید، برای این مکان تبلیغات شد و زیست شهری گرفت و مورد توجه گردشگران واقع گردید، الان این مکان تاریخی دروازه ورود انسان از مدرنیته به سنت شده است، انسانی که بناهای مدرن شهری را برای حس خوب سنت و تاریخ در سرای سعدالسطلنه جستجو میکند.
نباید اجازه داد که مکانهای تاریخی و سنتی ما به سمت مدرنیسم تغییر کاربری پیدا کند، شما تصور کنید حمامهای ما را یک مرمت عالی میکردند و با همان کاربری به سازمانهای مردم نهاد و نهادهای ادبی و هنری میدادند؛ یا خانههای تاریخی که به کافه تبدیل شدند، این رویکرد بایستی تغییر پیدا کند.
بهتر بود خیلی از اماکن تاریخی که امروز به کافه تبدیل شدهاند، محلی برای خوشنویسی، موسیقی و در نهایت برای اهالی فرهنگ، هنر و ادبیات قرار می گرفت.
سخن آخر شما با مخاطبان ایرنا.
ما متاسفانه نگاه درستی به آثار باستانی نداریم، شاید هم نگاه من خیلی متعصبانه باشد، چون خیلی دوست دارم جنبه تاریخی قضیه و حفظ مکانها و آثار تاریخی در پیوند و پیوست با اسطورهها باقی بماند، چون بدون بُنمایههای اسطورهای و تاریخی، ما هرگز نخواهیم توانست ارزشهای فرهنگی خود را حفظ کنیم.
