انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره امریکا از ۱۵ اکتبر (۲۳مهرماه) آغاز شده و در ۱۲ آبان‌ماه به پایان می‌رسد. در نظرسنجی‌های امریکا، احتمال پیروزی دموکرات‌ها در مجلس نمایندگان ۷۷درصد و در مجلس سنا ۵۵درصد برآورد شده است. این به آن معناست که مجلس نمایندگان با اختلاف قابل‌توجهی در اختیار دموکرات‌ها باقی می‌ماند و در مجلس سنا نیز بر اساس پایین‌ترین برآورد‌های کارشناسان، دموکرات‌ها با ۵۱ کرسی در برابر ۴۹کرسی، اکثریت را به دست خواهند آورد. بسیاری، دلیل شرایط بحرانی ترامپ و جمهوری‌خواهان را وجود یک «مثلث مرگ» می‌دانند که ضلع اصلی آن «جنگ ترامپ علیه ایران»، ضلع دوم آن «هزینه‌های گوناگون» و ضلع سوم آن «عدم دستاورد و تحقق اهداف» ترامپ است. حمایت ترامپ از نتانیاهو، که در داخل اسرائیل بازتاب منفی در آرای نتانیاهو دارد، شاید لابی صهیونیستی را به تقویت ترامپ و جمهوری‌خواهان و اثرگذاری بر نتایج انتخابات مجلس سنا ترغیب کند، اما این حمایت به زیان نتانیاهو تمام می‌شود. به هر حال، ترامپ برای خروج از این گرداب و ر‌هایی از شکست سیاسی، ناگزیر است دست به تلاش بزند. متوسل شدن به پوتین یا مقامات چینی برای دستیابی به توافقی با ایران، از جمله این تلاش‌هاست. در حال حاضر، ظاهراً تنها یک تضمین درباره عدم ساخت بمب هسته‌ای توسط ایران، بدون آنکه امتیاز یا تعهدی نیز به ایران داده شود، برای ترامپ کافی است تا از باتلاق شکست سیاسی خارج شود. ورود سراسیمه میانجی‌های متعدد به ایران، این عطش را به‌خوبی نشان می‌دهد. 
دلیل این وضعیت آن است که ترامپ در جریان مشورت‌های خود با تیم امنیت ملی کاخ سفید، چهار سناریو را پیش رو دارد که تقریباً هیچ‌یک از آنها امید جدی به موفقیت ایجاد نمی‌کنند. با این حال، او برای تحقق سناریوی توافق، تمام ظرفیت‌های خود را به میدان آورده است. 
در سناریوی نخست، ادامه شرایط فعلی بدون دستیابی به نتیجه‌ای روشن، حفظ سایه جنگ و افزایش فشار‌های اقتصادی بر ایران مطرح است. حاصل این سناریو، افزایش سریع قیمت جهانی انرژی و رشد قیمت‌ها در امریکا و در نتیجه، تحمیل فشار بیشتر بر مردم این کشور خواهد بود؛ وضعیتی که بر آرای انتخاباتی و حتی بر طرفداران ترامپ در گروه ماگا (MAGA) نیز تأثیر منفی می‌گذارد. در سناریوی دوم، تشدید و تکرار جنگ بدون دستیابی به موفقیتی فوری مطرح است، زیرا هیچ تضمین روشنی برای اجرای یک جنگ گسترده و دستیابی به نتیجه‌ای موفق در کمتر از ۲۰ روز آینده وجود ندارد؛ فرصتی که ترامپ برای تأثیرگذاری بر فضای انتخاباتی و تغییر نتایج انتخابات کنگره در اختیار دارد. کاملاً طبیعی است که در این سناریو، با توجه به ناترازی‌های گوناگون در حوزه انرژی و تسلیحات، کاهش ظرفیت‌های پایگاهی در غرب آسیا و واکنش ایران به هرگونه تجاوز جدید، نخستین پیامد، اختلال بیشتر در آبراه‌های منطقه‌ای و تنگه‌ها، وارد آمدن خسارت‌های عظیم به سرمایه‌های غربی و عربی و ایجاد شوکی بزرگ در اقتصاد امریکا و غرب خواهد بود. در چنین شرایطی، دموکرات‌ها از این وضعیت برای کسب آرای بیشتر بهره خواهند برد و فشار‌های اقتصادی بر مردم، فاصله آنها با جمهوری‌خواهان را افزایش خواهد داد. 
در سناریو و گزینه سوم، آتش‌بس، توافقی نمایشی یا خروج یکی از طرفین از جنگ مطرح است. چنین اقدامی شاید به‌عنوان نوعی التیام موقت و مسکن عمل کند، اما نمی‌تواند بر شاخص‌های قیمت انرژی و دیگر ابعاد زندگی مردم امریکا تأثیر معناداری بگذارد و دستاوردی برای جمهوری‌خواهان به همراه نخواهد داشت. در سناریو و گزینه چهارم، دستیابی به توافقی واقعی یا پیروزی قطعی ترامپ در حمله به ایران مطرح است. نتانیاهو مشوق این گزینه جنگی است تا شاید بتواند بر شرایط نامطلوب انتخاباتی خود نیز تأثیر بگذارد. 
اگر این فرض را قابل تحقق بدانیم، چنین نتیجه‌ای می‌تواند بر حامیان ترامپ در گروه ماگا (MAGA) و نیز بر رأی‌دهندگان خاکستری و مردد تأثیر بگذارد. به بیان دیگر، باید توافقی حاصل شود که پیروزی قطعی ترامپ را تضمین کند، اما هیچ نشانه‌ای از عقب‌نشینی یا امتیازدهی ایران وجود ندارد و ترامپ نیز حاضر به پذیرش شکست یا امتیازدهی به ایران نیست. از سوی دیگر، ترامپ حتی در صورت هرگونه حمله نظامی با هدف کسب پیروزی قطعی نیز با پرسش‌های جدی مواجه است. مقامات امریکایی تضمینی برای موفقیت این سناریو ارائه نمی‌دهند و خسارت‌های شدید نظامی و پیامد‌های گسترده اقتصادی، آنها را نگران و مردد کرده است. مقامات نظامی پنتاگون به‌خوبی می‌دانند که قادر به تکرار طرح‌های نظامی گذشته در یک سال اخیر نیستند. آنها این طرح‌ها را برای تحقق اهداف قطعی کارآمد نمی‌دانند و شرایط و امکانات امریکا را نیز برای اجرای طرح‌های جدید مهیا نمی‌بینند. بنابراین، ترامپ و جمهوری‌خواهان نه‌تنها خود را در بن‌بست راهکار‌های ممکن قرار داده‌اند، بلکه با ادامه این وضعیت، با شتاب گرفتن روند تحولات اقتصادی و افزایش قیمت انرژی نیز مواجه خواهند شد. اگر این روند با سناریو‌های جنگی همراه شود، می‌تواند به انفجاری از بحران اقتصادی منجر شود که پیامد‌های آن پیش روی آنها قرار دارد. چنین شرایطی، حتی احتمال ماجراجویی نظامی پس از انتخابات را نیز با تردید‌ها و پرسش‌های جدی‌تری مواجه می‌کند. 
ایران نیز ورود به دور جدیدی از مذاکرات و توافق در فرصت کوتاه باقی‌مانده تا انتخابات را، در شرایط فعلی، مغایر با منافع ملی و حقوق خود می‌داند. از این رو، ظاهراً بررسی شرایط گوناگون و تصمیم‌گیری درباره مسیر آینده به پس از انتخابات امریکا موکول شده است.