سخنان اخیر روبیو در آتن بیش از آنکه یک مانور دیپلماتیک باشد، پردهبرداری صریح از لایههای پنهان روانشناختی و استراتژیک واشنگتن در مواجهه با ایران بود.
باشگاه خبرنگاران جوان؛ شیدا اسلامی - شبکه پرس تیوی مستند «ایران؛ بازی بزرگ» را بهتازگی و در شرایطی پخش کرد که سخنان اخیر مارکو روبیو در آتن و ارجاع او به لشکرکشی خشایارشا به یونان، بیش از آنکه یک مانور دیپلماتیک یا لفاظی سیاسی معمول در روابط بینالملل باشد، پردهبرداری صریح از لایههای پنهان روانشناختی و استراتژیک واشنگتن در مواجهه با ایران بود.
او تلاش کرد با معرفی ایران بهعنوان تهدیدی برای تمدن بشری و جعل لشکرکشی ریشهدار آمریکا و دنبالههای منطقهای و فرامنطقهایاش برای چپاول ایران، تجاوز آشکار به تمدنی کهن، چون ایران را یک جنگ وجودی و حیاتی با ادعای نجات انسان تصویر کند و آن را مشروعیت ببخشد.
روبیو با احضار اسطوره جنگهای ایران و یونان و قراردادن واشنگتن در جایگاه مدافع دموکراسی غربی و ایران در مقام تهدید ازلی شرق علیه غرب، مرزهای نزاع را از یک اختلاف ایدئولوژیک یا سیاسی مقطعی با جمهوری اسلامی، به یک هماوردی دیرینه با کلیت تمدن و جغرافیای ایران ارتقا داد. چنانکه ولینصر، مشاور سابق باراک اوباما، بهدرستی اشاره کرده است، این سخنان را نیز باید نقطهعطفی در تغییر فاز ماشین تبلیغاتی غرب از «اسلامهراسی» به «ایرانهراسی» دانست؛ تغییر فازی که نشان میدهد هدف نهایی نه فقط تغییر رفتار یا حتی نظام سیاسی، بلکه فرسایش، مهار و در افق غایی، تجزیه یک پیکره تمدنی دیرپاست.
درست در میانه این تهاجم تمدنی و جعل حافظه تاریخی، پخش مستند «ایران؛ بازی بزرگ» (Iran: The Great Game) ساخته ایگور لوپاتونوک از شبکه پرس تیوی، پاسخی رسانهای، دقیق و پاتکی استراتژیک به دستگاه روایتسازی واشنگتن است. اگر روبیو میکوشد ایران را در قامت یک «مهاجم تاریخی» به تصویر بکشد تا خشونتها و تحریمهای امروز را مشروعیت بخشد، مستند لوپاتونوک دوربین را ۱۸۰ درجه میچرخاند و نشان میدهد چه کسی در طول بیش از یک قرن گذشته، قربانی واقعی تجاوز، کودتا و دستاندازی غرب و مشخصاً آمریکا بوده است.
لوپاتونوک هوشمندانه از یک تراژدی معاصر و تلخ، یعنی سقوط پرواز ۷۵۲ در ژانویه ۲۰۲۰ در اوج تنشهای ناشی از ترور سردار سلیمانی توسط آمریکا، شروع میکند؛ واقعهای که غرب سالها کوشید از خون سرنشینان آن اهرم فشاری برای پیشبرد پروژه «تغییر رژیم» بسازد. اما مستند در سطح این مرثیه متوقف نمیشود، بلکه این فاجعه غمبار را دریچهای میسازد تا نشان دهد چگونه رنج انسانهایی در هرجایی که منافعی برای صاحبان قدرت داشته باشد، همواره قربانی بازیهای ژئوپلیتیک قدرتهای فرامنطقهای شده است.
فیلم سپس به ریشهها نقب میزند: از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ (۱۹۵۳) که به دست سیا وامآی۶ دموکراسی نوپای ملی شدن صنعت نفت را سرنگون کرد، تا حمایت بیقیدوشرط از دیکتاتوری پهلوی، و سپس تلاش مداوم برای بازگرداندن ایران به مدار وابستگی، در تمام سالهای پس از انقلاب ۱۹۷۹. این تبارشناسی تاریخی، تصویرسازی روبیو را متلاشی میکند؛ در تاریخ معاصر، این ایران نبوده که بهسوی آتن یا واشنگتن لشکر کشیده، بلکه این ناوها، سازمانهای جاسوسی و اتاقهای جنگ غربی بودهاند که جغرافیای ایران را مهرهای مصرفی بر صفحه شطرنج «بازی بزرگ» (The Great Game) خود پنداشتهاند.
تقابل میان سخنرانی روبیو و مستند پرس تیوی، تقابل دو نوع «روایتگری تاریخی» است: در حالیکه روایت روبیو (استعمار شناختی)، با اسطورهسازی از نبردهای ۲۵۰۰ سال پیش، اضطراب وجودی در افکارعمومی جهان غرب ایجاد میکند تا ماشین جنگی و تحریمی امروز آمریکا را نه اقدامی متجاوزانه، بلکه «دفاع از تمدن» جا بزند، روایت لوپاتونوک (تاریخنگاری تحلیلی)، با تکیه بر اسناد زنده یک سده گذشته، از استانداردهای دوگانه غرب پرده برمیدارد و ماهیت جنگهای امروز را نه نزاع خیر و شر، بلکه تداوم سیاستهای استعماری قرن نوزدهم و بیستم برای تجزیه و مهار ملتهای مستقل معرفی میکند.
خشایارشایی که روبیو سعی در تصویرسازی از آن دارد، همان تنها کارکردی نمایشی برای تحریک ناخودآگاه جمعی غرب دارد؛ اما مصدق سرنگونشده در کودتای سیا، هشت سال جنگ تحمیلی با حمایت همهجانبه غرب، تحریمهای فلجکننده دارویی، حمایت از گروهکهای تروریستی، ترور فرماندهان نظامی، ترور دانشمندان هستهای و...، فهرستی بلندبالا از اقدامات ضدایرانی صورتبندیشده در قالب اتحاد آمریکاییصهیونی و به سکوت و انفعال و همدستی کشاندن نهادهای بینالمللی مسئول و... واقعیتهای ملموس و مستندی هستند که لوپاتونوک در قاب تصویر نشانده است.
پخش «ایران؛ بازی بزرگ» با استفاده از نگاه و اندیشه شخصیتهایی، چون اولیور استون، محمد مرندی، پپه اسکوبار، آلیستر کروک و... یادآور این پیام کلیدی است که برای عبور از جنگ روانی جدید واشنگتن، تنها ابزار نظامی و دیپلماتیک کافی نیست؛ این نبرد، پیشازهرچیز، «جنگ روایتها» ست. در شرایطی که کاخ سفید تلاش میکند تقابل با ایران را پروژهای برای پایان دادن به یک موجودیت تمدنی تعریف کند، مستندسازی تاریخی و چندزبانه ابزاری حیاتی برای خلع سلاح روایی غرب، شکستن حصار ایرانهراسی و دفاع از تمامیت هویتی و سرزمینی ایران است.
*روزنامهنگار
