دستهای پنهان یا واقعیتهای اقتصادی
بازار جهانی طلا پس از ماهها صعود، با افتی غیرمنتظره روبهرو شده است؛ اتفاقی که بار دیگر نگاهها را به نقش مؤسسات مالی بزرگ، سیاستهای پولی آمریکا و تحولات ژئوپلیتیک جلب کرده است.
به گزارش دیروزبان، در شرایطی که طلا همواره بهعنوان پناهگاه امن سرمایه شناخته میشود، کاهش قیمت آن این پرسش را مطرح کرده که آیا همهچیز در بازار جهانی طلا فقط تابع عرضه و تقاضاست یا بازیگران بزرگ مالی نیز در تعیین مسیر قیمتها نقش دارند؟
طلا طی سالهای اخیر و همزمان با افزایش نااطمینانیهای اقتصادی، تشدید تحریمها و بالا گرفتن تنشهای سیاسی، جایگاه ویژهای در سبد سرمایهگذاری پیدا کرده است. بسیاری از سرمایهگذاران در دورههای بحرانی، بهجای نگهداری پول نقد یا ورود به بازارهای پرریسک، خرید طلا را انتخاب میکنند. با این حال، افت اخیر بهای اونس جهانی و عقبنشینی آن به زیر چهار هزار دلار، نشان داد حتی این دارایی سنتی نیز از نوسانات شدید بازارهای مالی مصون نیست.
چرا پیشبینی قیمت طلا دشوار شده است؟
یکی از عوامل اثرگذار بر بازار طلا، تغییر همزمان متغیرهای اقتصادی و سیاسی است. افزایش نرخ بهره آمریکا، نوسانات قیمت نفت، تحولات خاورمیانه و وضعیت بازار رمزارزها، همگی میتوانند بر تصمیم سرمایهگذاران برای خرید یا فروش طلا اثر بگذارند.
محمود شربیانی، رئیس اتحادیه طلا و جواهرات کشور، معتقد است شرایط فعلی پیشبینی بازار جهانی طلا را دشوار کرده است. به گفته او، افزایش قیمت نفت معمولا با کاهش قیمت طلا همراه میشود و همین رابطه در کنار احتمال تشدید تنشها در تنگه هرمز و افزایش نرخ بهره آمریکا، تحلیل روند آینده اونس را پیچیده کرده است.
شربیانی با اشاره به پیشبینیهای قبلی برخی بانکهای جهانی و تحلیلگران درباره رسیدن اونس به محدوده ۶ هزار تا ۶۵۰۰ دلار، میگوید انتظارات بعدا تغییر کرد و پیشبینیهایی درباره عبور طلا از مرز پنج هزار دلار تا پایان سال ۲۰۲۶ مطرح شد. با این حال، افت اخیر قیمت به محدوده ۳۸۷۰ دلار از نظر او با برخی برآوردهای بلندمدت همخوانی ندارد.
مؤسسات مالی بزرگ؛ بازیگران پشت پرده بازار طلا؟
در کنار عوامل اقتصادی، برخی فعالان صنعت طلا معتقدند مؤسسات مالی بزرگ جهانی نیز در شکلگیری روند قیمتها نقش دارند.
عبادالله محمدولی، عضو انجمن تولیدکنندگان طلا، با اشاره به قدرت مؤسسات مالی بینالمللی میگوید این مجموعهها برای حفظ جایگاه خود در نظام مالی جهان، تمایلی ندارند رقیبی قدرتمند مانند طلا بیش از اندازه تقویت شود.
از نگاه او، برخی بازیگران بزرگ مالی تلاش میکنند با تقویت جایگاه دلار و پایین نگه داشتن قیمت طلا، جذابیت داراییهای مبتنی بر ارزهای معتبر را حفظ کنند. محمدولی معتقد است قیمت فعلی اونس با ارزش واقعی آن فاصله دارد و این فلز گرانبها میتواند در محدوده ۴۶۰۰ تا ۴۸۰۰ دلار قرار بگیرد.
البته این دیدگاه، تحلیل شخصی این فعال صنفی است و بهتنهایی نمیتوان آن را اثباتی بر وجود هماهنگی میان مؤسسات مالی برای دستکاری قیمت جهانی طلا دانست. با این حال، نقش معاملات بزرگ، ابزارهای مشتقه و تصمیمات سرمایهگذاران نهادی در نوسانات بازار طلا موضوعی است که همواره مورد توجه تحلیلگران مالی قرار داشته است.
مردم طلا نمیخرند؛ سکه و دلار جای مصنوعات را گرفتند
روزنامه هفت صبح در این باره مینویسد، در بازار داخلی ایران، ماجرا ابعاد دیگری دارد. افزایش تورم و نگرانی از کاهش ارزش پول ملی باعث شده بسیاری از خانوارها به طلا و ارز بهعنوان ابزار حفظ دارایی نگاه کنند؛ اما این تقاضا لزوما به رونق صنعت طلاسازی منجر نشده است.
شربیانی میگوید تقاضا برای خرید مصنوعات طلا تقریبا به صفر رسیده است. به گفته او، مردم به دلیل نگرانی از آینده اقتصادی و احتمال تشدید تنشهای نظامی، نقدینگی خود را بیشتر به سمت خرید سکه، طلای سرمایهای و دلار هدایت میکنند.
این تغییر رفتار، اگرچه ممکن است تقاضا برای داراییهای سرمایهای را افزایش دهد، اما برای تولیدکنندگان و فروشندگان مصنوعات طلا به معنای رکود جدی است. در واقع، مردم همچنان به طلا علاقه دارند، اما دیگر مانند گذشته برای مصرف و استفاده شخصی آن هزینه نمیکنند.
ممنوعیت ضرب سکه؛ راهکار یا تشدیدکننده حباب؟
یکی از موضوعات بحثبرانگیز بازار داخلی، پیشنهاد ممنوعیت ضرب سکه توسط بانک مرکزی و بانکهاست. رئیس اتحادیه طلا و جواهرات کشور این پیشنهاد را اشتباه میداند و معتقد است محدود کردن عرضه میتواند به افزایش حباب قیمتی منجر شود.
به گفته شربیانی، حباب برخی انواع سکه به ۱۲ تا ۱۸ درصد رسیده است و توقف ضرب و عرضه میتواند فاصله قیمت بازاری و ارزش واقعی سکه را بیشتر کند. او همچنین نسبت به محدودیت معاملات طلای آبشده هشدار میدهد و معتقد است چنین تصمیمهایی ممکن است به جای کنترل بازار، سرمایهها را به سمت خرید دلار سوق دهد.
مسئله اصلی بازار طلا تنها نوسان اونس جهانی یا رفتار مؤسسات مالی نیست. تا زمانی که تورم، بیثباتی اقتصادی و نگرانی از آینده قدرت خرید خانوارها ادامه داشته باشد، طلا همچنان یکی از گزینههای اصلی حفظ ارزش دارایی خواهد بود. اما اگر سیاستگذاری داخلی به جای افزایش اعتماد و ثبات اقتصادی بر محدودیت عرضه متمرکز شود، احتمالا نه تولیدکننده منتفع خواهد شد و نه مصرفکننده از بازار آرامتری برخوردار میشود.
