هوش مصنوعی دیگر صرفاً ابزاری کمکی برای مدیریت درگیریهای نظامی نیست؛ بلکه به عاملی تعیینکننده تبدیل شده است که پویاییهای سنتی را تغییر داده و منطق کنترل نبرد را تغییر شکل میدهد.
باشگاه خبرنگاران جوان؛ جواد فراهانی - فناوری هوش مصنوعی، فرماندهی نبرد را از یک فرآیند خطی - که توسط تعداد انگشتشماری از ژنرالها هدایت میشود - به یک مدل شبکهای و مشارکتی انسان و ماشین تبدیل میکند. با معرفی این عنصر حیاتی، حلقه OODA (مشاهده، جهتیابی، تصمیمگیری، اقدام) به طور قابل توجهی فشرده شده و بر ماهیت زمانبر جمعآوری اطلاعات، تجزیه و تحلیل آن و صدور دستورات غلبه کرده است.
از فرماندهی خطی به یک مدل شبکهای
هوش مصنوعی مقادیر زیادی از اطلاعات - مانند تصاویر ماهوارهای، فیلمهای پهپادی، رهگیریهای رادیویی و دادههای حسگر - را تقریباً بلافاصله پردازش میکند. در نتیجه، زمان سپری شده بین شناسایی هدف و درگیری به شدت کاهش مییابد؛ کارشناسان از این امر به عنوان کوتاه کردن زنجیره کشتار یاد میکنند. برای مثال، سیستم هوشمند روسی «Svod» دادهها را از ماهوارهها، پهپادها و شناسایی الکترونیکی جمعآوری میکند و گزینههای تصمیمگیری را روی یک نقشه دیجیتال در اختیار فرماندهان نظامی قرار میدهد - که عملاً جایگزین یک پست فرماندهی در سطح عملیاتی میشود. در ایالات متحده، سیستم هوشمند «Maven» تمام دادهها را در یک رابط واحد تجمیع میکند و همه چیز را از تجزیه و تحلیل اطلاعات گرفته تا تدوین گزینههای حمله و نظارت بر نتایج در بر میگیرد.
از داده تا پیشبینی
شایان ذکر است که هوش مصنوعی کاری بیش از استخراج حقایق انجام میدهد؛ این سیستم نقاط داده پراکنده را در یک تصویر جامع از وضعیت در حال وقوع ترکیب میکند. این امر نه تنها به فرماندهان کمک میکند تا رویدادهای محلی را تجسم کنند، بلکه آنها را قادر میسازد تا پویاییهای گستردهتر را درک کنند، اقدامات دشمن را پیشبینی کنند و موثرترین سناریوها را انتخاب کنند. با این حال، هوش مصنوعی جایگزین فرمانده نمیشود؛ بلکه به عنوان یک ابزار پشتیبانی قدرتمند عمل میکند و اقداماتی از جمله تجزیه و تحلیل گزینهها، ارزیابی خطرات، پیشبینی عواقب اقدامات مختلف و کمک به برنامهریزی عملیاتی و تخصیص منابع را انجام میدهد.
اتوماسیون و ازدحام
نقش دیگر هوش مصنوعی در اتوماسیون وظایف روتین و تحلیلی نهفته است. الگوریتمها عملکردهای تکراری مانند طبقهبندی اشیاء، شناسایی ناهنجاریها و تشخیص الگوها در مجموعه دادههای گسترده را انجام میدهند. این امر باعث آزاد شدن زمان و تلاش برای تصمیمگیریهای استراتژیک و خلاقانه میشود. علاوه بر این، هوش مصنوعی هماهنگی گروههایی از وسایل نقلیه بدون سرنشین - چه پهپادها، رباتهای زمینی یا سیستمهای دریایی - را تسهیل میکند.
تمرکز اینجا بر واحدهای خودمختار انفرادی نیست، بلکه بر «گروههایی» است که در آنها سیستمها با هم تعامل دارند، وظایف را توزیع میکنند و با تغییرات میدان نبرد در زمان واقعی سازگار میشوند. علاوه بر این، با بهرهگیری از یادگیری ماشینی، این سیستمها مدلهای پیشبینیکنندهای را توسعه میدهند - الگوهای رفتاری دشمن را تجزیه و تحلیل میکنند، سناریوهای بالقوه را ارزیابی میکنند و از «بازیهای جنگی» (شبیهسازی عملیات) برای تمرین تاکتیکهای مختلف پشتیبانی میکنند.
چالشها و خطرات
نقش رو به رشد هوش مصنوعی در مدیریت نبرد همزمان چالشهایی را ایجاد میکند که نیاز به توجه جدی دارند. این خطر وجود دارد که یک فرمانده ممکن است کورکورانه به توصیههای هوش مصنوعی اعتماد کند و عملاً مسئولیت تصمیمگیریهای حیاتی را به الگوریتمها واگذار کند.
علاوه بر این، تفسیر بسیاری از مدلهای مدرن دشوار است؛ حتی خود توسعهدهندگان همیشه دقیقاً نمیدانند که یک الگوریتم چگونه به یک نتیجه خاص رسیده است. این امر تجزیه و تحلیل خطاها را پیچیده میکند و سوالاتی را در مورد مسئولیت قانونی مطرح میکند. آسیبپذیری دیگر این است که بسیاری از مدلهای هوش مصنوعی بر روی دادههای منبع باز آموزش دیدهاند که یک دشمن میتواند با قرار دادن اطلاعات نادرست به طور بالقوه آنها را دستکاری کند.
در مجموع، هوش مصنوعی سیستمهای فرماندهی نظامی را در مأموریتهای رزمی سریعتر، انعطافپذیرتر و مجهزتر میکند تا در شرایط عدم قطعیت بالا عمل کنند. با این حال، اصل اساسی که در حال حاضر توسط توسعهدهندگان و رهبری نظامی وضع شده است این است که هوش مصنوعی به عنوان یک عامل کمکی - یک ابزار قدرتمند - عمل میکند، در حالی که تصمیم نهایی و مسئولیت مرتبط با آن همچنان در دست انسان است.
منبع: RT
