کتاب «خونابه میناب» نوشته سیدحمیدرضا مهاجرانی، کمتر از شش ماه پس از حادثه مدرسه شجره طیبه منتشر شد؛ روایتی داستانی از سوگ خانوادهها، تلاش امدادگران و شهری که در دل ویرانی، زندگی و امید را حفظ کرده است.
این کتاب را انتشارات امیرکبیر در قالب رمان و در ۳۶۰ صفحه منتشر کرده است. داستان درباره سفر نویسنده به میناب شکل میگیرد؛ سفری که در ابتدا با هدف نوشتن درباره فاجعه مدرسه شجره طیبه آغاز میشود، اما در مواجهه با خانوادهها، امدادرسانان و مردم شهر، به تأملی درباره مسئولیت روایتکردن رنج انسانها تبدیل میشود.
مهاجرانی در آیین رونمایی این اثر در بنیاد شهید و امور ایثارگران، میناب را فراتر از یک موقعیت جغرافیایی توصیف کرد؛ شهری که به گفته او، از رنج، عشق، ایستادگی و امید سخن میگوید. او تأکید کرد که معرفی میناب نباید تنها به بازگویی مصیبتهای آن محدود شود و زندگی و شادابی این شهر نیز باید در روایتها باقی بماند.
فصل نخست کتاب با عنوان «آوار و اشک» آغاز میشود و راوی در مسیر مواجهه با حادثه، علاوه بر ویرانیها، جزئیاتی از زندگی روزمره مردم، بازار پارچه، پوشش زنان بندری، درختان و بوی دریا را به تصویر میکشد؛ جزئیاتی که تضاد میان زندگی عادی و اندوه ناشی از فاجعه را برجسته میکنند.
در بخشهای مختلف کتاب، شخصیتهایی مانند مینا، مامایی که برای خدمت به منطقه آمده، شبیرو، کاشیکار و صالح بغدادی، هرکدام از زاویهای متفاوت با رنج و امدادرسانی پیوند میخورند. حضور صدایی رازآلود به نام آوا و تصویر پروانه نیز به روایت وجهی نمادین میدهد و پرسشهایی درباره حافظه، غیاب و جستوجوی حقیقت مطرح میکند.
«خونابه میناب» با تکیه بر روایتهای عاطفی، گفتوگوهای محلی و تصویرسازی از فضای شهر، تلاش میکند در کنار ثبت سوگ و ویرانی، چهره مردمی را نشان دهد که در شرایط دشوار همچنان برای مراقبت از یکدیگر و ادامه زندگی تلاش میکنند.
