همزمان با انتشار گزارش تازه رویترز درباره تغییر تاکتیکهای ایران برای هدف قرار دادن کشتیها در تنگه هرمز و تهدید دونالد ترامپ به اعلام تصمیمی تازه درباره تهران، برخورد یک پهپاد ناشناس با یک لنج صیادی در آبهای ساحلی سیریک و زخمی شدن سه نفر از سرنشینان آن، بار دیگر خطر گسترش درگیری به سواحل و مسیرهای حیاتی دریایی را برجسته کرده است.
رویداد۲۴| گزارش تازه رویترز، از تغییر تاکتیکهای ایران برای هدف قرار دادن کشتیهای عبوری از تنگه هرمز حکایت دارد؛ تغییری که به گفته دو مقام ارشد ایرانی، با هدف حفظ فشار بر بازار جهانی نفت و تأثیرگذاری بر انتخابات میاندورهای آمریکا دنبال میشود. این مقامها به رویترز گفتهاند که ایران حدود ۱۰ روز پیش استفاده از روشهای تهاجمی متفاوتی را علیه شناورهایی که ناقض محدودیتهای اعلامشده تهران تلقی میشوند، آغاز کرده و در روزهای اخیر نیز تعداد حملات افزایش یافته است.
بر اساس این گزارش، تغییرات فقط به شیوه حمله محدود نیست و دامنه جغرافیایی عملیات نیز ممکن است از تنگه هرمز فراتر برود و بخشهایی از دریای عمان و آبهای نزدیک قطر و امارات را دربر بگیرد. رویترز مینویسد که مقامهای ایرانی جزئیات کامل این راهبرد را اعلام نکردهاند، اما یکی از آنها هدف این اقدامات را ناکام گذاشتن تلاش آمریکا و متحدانش برای کاهش قیمت جهانی نفت توصیف کرده است.
در همین گزارش، یک مقام نظامی آمریکایی مدعی شده که پس از آسیب دیدن بخش بزرگی از توان راداری ایران در حملات آمریکا، سپاه پاسداران از افراد غیرمسلح در قایقهای کوچک برای شناسایی اهداف احتمالی، از جمله شناورهای نظامی آمریکا، استفاده میکند.
حمله پهپادی به لنج صیادی در سیریک؛ سه نفر زخمی شدند
در میانه این تنشها، خبر برخورد یک پهپاد ناشناس با یک لنج صیادی در محدوده شهرستان سیریک در استان هرمزگان منتشر شده است. احمد نفیسی، معاون سیاسی، امنیتی و اجتماعی استانداری هرمزگان، گفته است که پهپاد ناشناس به لنجی متعلق به اهالی کرگان و کلاهی در محدوده سیریک برخورد کرده و سه نفر مجروح شدهاند. به گفته او، بر اساس اطلاعات اولیه، موردی از فوت سرنشینان گزارش نشده و موضوع از سوی دستگاههای مسئول در دست بررسی است.
در عین حال، خبرگزاری تسنیم این حادثه را حمله پهپادی آمریکا به یک شناور صیادی توصیف کرده است؛ اما در گزارشهای منتشرشده از مقامهای محلی، عامل حمله بهطور قطعی مشخص نشده است.
اهمیت حادثه سیریک فقط به خسارت واردشده به یک شناور صیادی محدود نمیشود. وقتی درگیری دریایی از کشتیهای تجاری و نفتکشها به شناورهای محلی و معیشت صیادان نزدیک میشود، دامنه خطر برای غیرنظامیان نیز گسترش پیدا میکند. برای ساکنان مناطق ساحلی هرمزگان، دریا تنها یک مسیر راهبردی یا میدان رویارویی نظامی نیست؛ بخشی از زندگی روزمره، اشتغال و تأمین درآمد خانوادههاست. هر اختلال در امنیت این آبها میتواند فعالیت صیادی و حملونقل محلی را نیز تحت تأثیر قرار دهد.
ترامپ میگوید بهزودی تصمیم میگیرد؛ اما تصمیم درباره چیست؟
در سوی دیگر بحران، دونالد ترامپ بار دیگر از نزدیک بودن تصمیمی تازه درباره ایران سخن گفته است. رئیسجمهور آمریکا روز گذشته در گفتوگو با خبرنگاران اعلام کرد که واشنگتن «خیلی زود» درباره ایران تصمیم خواهد گرفت. این اظهارنظر در شرایطی مطرح شده که تنشهای دریایی افزایش یافته و همزمان، گزارشهایی درباره احتمال تشدید فشار نظامی و ادامه تلاشهای دیپلماتیک منتشر میشود.
با این حال، عبارت ترامپ بهتنهایی مشخص نمیکند که تصمیم مورد اشاره به ازسرگیری حملات نظامی، گسترش محاصره دریایی، تشدید تحریمها یا ادامه مذاکرات مربوط است. او پیشتر نیز اظهارات مشابهی درباره تصمیمگیری درباره ایران مطرح کرده بود؛ بنابراین، تبدیل این موضعگیری به نشانه قطعی آغاز حملهای تازه، بدون شواهد تکمیلی، دقیق نیست.
مسئله اصلی برای واشنگتن این است که چگونه میتواند فشار بر تهران را افزایش دهد، بیآنکه هزینههای اقتصادی و امنیتی آن برای آمریکا و متحدانش از کنترل خارج شود. افزایش ناامنی در تنگه هرمز میتواند قیمت انرژی را بالا نگه دارد، هزینه حفاظت از کشتیها را افزایش دهد و دولت آمریکا را در برابر فشار مصرفکنندگان و صنایع وابسته به سوخت قرار دهد. در چنین شرایطی، تشدید نظامی لزوماً به معنای دستیابی سریعتر به اهداف سیاسی نیست.
از سوی دیگر، تهران نیز با محدود کردن عبور برخی شناورها و افزایش فشار بر مسیرهای دریایی میکوشد هزینه ادامه سیاست آمریکا را بالا ببرد. اما این راهبرد با یک تناقض جدی روبهروست، زیرا هرچه ناامنی دریایی گستردهتر شود، احتمال افزایش فشار نظامی، محدودیتهای تجاری و آسیب به فعالیت اقتصادی ایران نیز بیشتر میشود. در نتیجه، ابزار فشار دریایی میتواند همزمان برای طرف مقابل هزینه ایجاد کند و هزینههایی را نیز به داخل کشور بازگرداند.
هرمز فقط میدان جنگ نیست؛ بازار نفت هم درگیر شده است
بازتاب این تنشها در بازار نفت نیز قابل مشاهده است. رویترز در گزارش بازار انرژی روز چهارشنبه نوشت که پس از اصابت پرتابه به دو شناور در محدوده تنگه هرمز و انتشار گزارش تغییر تاکتیکهای ایران، قیمت نفت افزایش یافت. بر اساس این گزارش، نفت برنت در معاملات اولیه روز به حدود ۱۰۶ دلار و ۳۲ سنت برای هر بشکه رسید؛ هرچند قیمتها در ادامه بخشی از افزایش خود را پس دادند.
این رقم بهتنهایی تصویر کاملی از بازار ارائه نمیدهد، اما نشان میدهد که حتی خبر حمله به شناورها و احتمال افزایش محدودیتها میتواند در قیمتگذاری ریسک دریایی اثر بگذارد. بازار نفت فقط به میزان تولید کشورهای صادرکننده واکنش نشان نمیدهد؛ امنیت مسیر انتقال، هزینه بیمه، دسترسی به نفتکشها و احتمال طولانی شدن سفرها نیز در قیمت نهایی نقش دارند.
اگر شرکتهای کشتیرانی به این نتیجه برسند که عبور از هرمز بیش از گذشته خطرناک شده است، ممکن است برخی مسیرها را تغییر دهند یا برای پذیرش خطر، هزینه بیشتری مطالبه کنند. چنین وضعی میتواند قیمت سوخت و حملونقل را در بازارهای مختلف بالا ببرد. برای ایران نیز تداوم بحران میتواند تجارت خارجی، درآمد ارزی و هزینه واردات کالاهای اساسی و مواد اولیه را تحت فشار قرار دهد؛ هرچند میزان این اثر به شدت و مدت اختلال و مسیرهای جایگزین بستگی دارد.
آیا مسیر بحران به سمت توافق است یا گسترش درگیری؟
مجموع تحولات اخیر تصویری از بحرانی ارائه میدهد که در آن فشار نظامی، محاسبات اقتصادی و پیامهای سیاسی به یکدیگر گره خوردهاند. گزارش رویترز از تغییر تاکتیکهای ایران، افزایش حملات دریایی، حادثه پهپادی سیریک و اظهارات ترامپ درباره تصمیمی قریبالوقوع، همگی بر بالا بودن سطح نااطمینانی دلالت دارند؛ اما هیچیک بهتنهایی ثابت نمیکند که جنگ در آستانه گسترش قطعی است یا توافقی در راه خواهد بود.
برای ارزیابی مسیر بعدی بحران، چند نشانه اهمیت بیشتری دارد: آیا حملات به شناورها ادامه پیدا میکند و به مناطق دورتر از تنگه هرمز گسترش مییابد؟ آیا آمریکا در کنار فشار دریایی، اقدام نظامی تازهای انجام میدهد؟ آیا سازوکاری برای تضمین عبور امن کشتیها شکل میگیرد؟ و مهمتر از همه، آیا دو طرف حاضرند درباره شروطی مذاکره کنند که بتواند از تکرار حملات جلوگیری کند؟
