اسماعیل گرامیمقدم تاکید کرد: برای عبور موفقیتآمیز و خردمندانه از دوران شکننده «نه جنگ، نه صلح»، ناگزیر به مراجعه به دیپلماسی، تقویت گفتوگو و بهرهگیری همهجانبه از ابزار مذاکره هستیم.
اسماعیل گرامیمقدم، فعال سیاسی اصلاحطلب با روزنامه اعتماد گفتوگو کرده است.
به گزارش اعتماد، بخشهای مهم این گفتوگو را در ادامه میخوانید؛
وضعیت معیشتی و پویایی اقتصادی کشور در وضعیت بلاتکلیفی آسیب جدی دیده است. دیپلماسی سازنده، بازگشت به میز مذاکره و بهویژه اتحاد فراگیر میان ارکان نظام و اقشار جامعه تنها راهبرد کارآمد برای مهار تهدیدهای خارجی و عبور از بحران است.
تعلیق به این معناست که کل پیکره جامعه به دلیل قرار گرفتن در برزخ و انتظار میان وقوع صلح یا جنگ، عملا از آن میزان پویایی، سرزندگی و تحرکی که برای دستیابی به رشد، رونق تولید، توسعه متوازن و چرخش آسان مبادلات بازرگانی ضروری است، بازمانده است.این تلاطمات مداوم و غیرقابل پیشبینی، پیش و بیش از هر چیز بر سبد مصرفی و معیشت اقشار مختلف مردم تاثیر منفی گذاشته و ادامه حیات اقتصادی روزمره شهروندان را با تهدید، دشواری و چالشهای عمیق روبهرو ساخته است.
برای عبور موفقیتآمیز و خردمندانه از دوران شکننده «نه جنگ، نه صلح»، ناگزیر به مراجعه به دیپلماسی، تقویت گفتوگو و بهرهگیری همهجانبه از ابزار مذاکره هستیم.
شرایط عینی حاکم بر مناسبات بینالمللی ایجاب میکند که برای خروج از این بنبست و گشودن قیدوبندهای امنیتی، بیشترین و هوشمندانهترین استفاده ممکن را از میز مذاکره به عمل آوریم. در همین راستا، شاید بتوان بازگشت مجدد به تفاهمنامه اسلامآباد را یکی از منطقیترین و قابلاتکاترین گزینهها در عرصه روابط خارجی قلمداد کرد.
واقعیت آن است که توافقنامه 14 مادهای اسلامآباد پس از امضا مورد بیمهری و خدشه قرار گرفت؛ بهگونهای که طرف امریکایی به تعهدات خود پایبند نماند و مهلت ۶۰ روزه اعلامشده را برای اینکه ایران بتواند اوضاع را ساماندهی، برنامهریزی و رایزنیهای منطقهای خود را تنظیم کند، رعایت نکرد. نقض تعهدات از سوی طرف مقابل و رفتارهای غیرمسوولانه آنان، ایران را ناچار ساخت تا در جهت صیانت از امنیت و منافع راهبردی خویش، سیاست مسدود نگه داشتن تنگه هرمز را پیگیری کند.
متاسفانه تشدید حملات امریکاییها علیه برخی مناطق جنوبی کشور، بازی برد-بردی را که حاصل جمع مثبت داشت به یک بازی با حاصل جمع صفر و خسارتبار برای همه طرفها مبدل ساخت و اوضاع را در ماههای اخیر برای همگان غبارآلود کرد.
شواهد بیانگر آن است که طرف مقابل اساسا برای گریز از چالشهای سنگین نظامی و هزینههای هنگفت خود در آن مقطع تن به امضای تفاهمنامه داد، چراکه از یکسو جهش بهای جهانی نفت و هزینههای هنگفت جنگ بر اقتصاد آنها سنگینی میکرد و از سوی دیگر همپیمانان منطقهای آنان در حاشیه خلیج فارس متحمل ضربات مالی و راهبردی گستردهای شده بودند.
وظیفه ملی ما در این مقطع تاریخی، پافشاری بر تفاهمات عقلانی و تقویت انسجام درونی است.
دستیابی به صلح پایدار یا ورود به هرگونه چارچوب توافق جدید، پیششرط بنیادینی دارد و آن، ایجاد همصدایی، اتحاد و همگرایی یکپارچه میان تمامی جریانهای سیاسی و آحاد مردم در حمایت از منافع ملی است. ایستادگی مسوولان ارشد، ارکان حاکمیت و گروههای گوناگون جامعه پشت سر یک تصمیم و رویکرد مشترک، موجب خواهد شد که در برابر اقدامات خصمانه نظیر تشدید تحریمهای هوایی، انسداد مرزهای مبادلاتی و تلاش برای درگیر ساختن ائتلاف ناتو، سپری نفوذناپذیر تشکیل دهیم.
