سریال «یل» در نخستین قسمت خود، در کنار ورود به یک فضای ملهتب، نشانه‌هایی از تکرار الگوهای روایی آشنا را بروز می‌دهد؛ الگویی که بیش از هر چیز، یادآور تجربه موفق پیشین برادران محمودی در «پوست شیر» است.

به گزارش گروه فرهنگی قدس آنلاین، تماشای سریال «یل» بدون پیش‌زمینه‌ای که برادران محمودی با موفقیت «پوست شیر» در ذهن مخاطب ساخته‌اند، کار دشواری است. سریال جنایی «پوست شیر» با توفیقی که در طرح یک داستان نفس گیر و ملتهب با شیوه روایتی متفاوت و البته به مدد شخصیت پردازی های جذاب به دست آورد، پیشاپیش توقع مخاطب را از تجربه بعدی سازندگانش بالا برده است. اما نکته اینجاست که این ذهنیت و پیش فرض تنها در ذهن مخاطب باقی نمی ماند و ردپای آن در «یل» هم به وضوح قابل مشاهده است. سریالی که وامدار فضای «پوست شیر» اما در زمانه دیگری است و در انتها هیچ بعید نیست داستانش به سرنوشت این سریال هم گره زده شود؛ اما اگر آن را با نگاهی مستقل از اثر قبلی برادران محمودی ببینیم باز هم نمی توان سایه سنگین «پوست شیر» را از سر «یل» برداشت.

قصه «یل» در روستایی در دهه ۱۳۵۰ می‌گذرد؛ جایی که قتل‌های زنجیره‌ای دختران جوان، اهالی را با معمایی پیچیده روبه‌رو می‌کند و پای یک کارآگاه را برای کشف حقیقت به ماجرا باز می‌کند. با این حال، برای مخاطبی که از این داستان دو خطی بی خبر است، زمان و مکان روایت قصه کاملاً نامشخص است و هیچ المان و نشانه ای مبنی بر اینکه داستان در چه دوره تاریخی و در چه فضایی روایت می شود حداقل در قسمت نخست دیده نمی شود. علاوه بر این نشانه‌های بصری هنوز نمی‌توانند تصویری از یک دوره تاریخی بسازند. البته مسئله صرفاً در بازسازی فضای روستایی دهه پنجاه محدود نمی‌شود، بلکه به مجموعه‌ای از عناصر همچون معماری، پوشش، رفتارها و مناسبات اجتماعی آدم‌ها مربوط است که در کنار یکدیگر، فضای تاریخی داستان را شکل می‌دهند. اما در قسمت اول «یل»، این عناصر هنوز نتوانسته‌اند چنین تصویری بسازند و روستا بیشتر بستری برای پیشبرد قصه است تا اینکه متعلق به یک دوره تاریخی مشخص باشد.

«یل»؛ نشانه‌های یک تراژدی آشنا

«یل» در قسمت نخست بخش زیادی از انرژی خود را برای معرفی شخصیت های کلیدی اش از جمله سهراب با بازی میلاد کی مرام، محسن با بازی حسین یاری و پری با بازی پردیس احمدیه می گذارد. در کنار آنها، نکته مهم‌تر اینکه فیلمساز بیش از حد روی بازیگران خردسال فوکوس کرده و از همان ابتدا و در سکانس افتتاحیه سریال با محور قرار دادن دو دختر کوچک، غزل و لیلا و حضورشان در سکانس های متعدد و تاکید بر اهمیت آنها، دست خود را تا حدودی برای مخاطب رو می کند و این تأکید، احتمال وقوع یک تراژدی را به ذهن می‌آورد. اگرچه استفاده از پیش‌آگاهی در روایت و سرنخ دادن می‌تواند به ایجاد تعلیق کمک کند، اما این نشانه‌گذاری‌ها در «یل» گاهی به جای افزایش کنجکاوی مخاطب، مسیر اتفاقات را لو می‌دهند و روایت را به سمت الگوهای تکراری و کلیشه‌ای می‌برند. از طرفی دیگر، سریال از همان قسمت نخست به جای اینکه به مخاطب فرصت بدهد با شخصیت‌ها ارتباط عاطفی برقرار کند، روی اهمیت آن‌ها در قصه مانور می‌دهد و همین هم شاید اثرگذاری اتفاقات بعدی را کم کند.

اما یکی از امتیازهای بالقوه سریال برای جذب مخاطب لیست بلندبالایی از حضور بازیگران شناخته شده در «یل» است که می تواند به جذابیت بیشتر سریال کمک کند. در همین قسمت نخست نیز بازی‌های قابل قبولی از بازیگران حاضر در سریال شاهد هستیم که نویدبخش شکل‌گیری مجموعه‌ای از شخصیت‌های جذاب را می دهد. با این حال باید منتظر ماند و دید با ورود دیگر بازیگران، این ترکیب پرستاره تا چه اندازه در خدمت داستان قرار می‌گیرد.

در مجموع، آنچه در قسمت نخست «یل» بیش از همه جلب توجه می‌کند، تکرار برخی الگوهای روایی، از نحوه پرداختن به روابط میان شخصیت‌ها و تأکید بر پیوندهای عاطفی گرفته تا زمینه‌چینی برای وقوع یک فاجعه است. با این حال، قضاوت درباره «یل» هنوز زود است و سریال فرصت دارد مسیر خودش را پیدا کند. اما آنچه در همین یک قسمت دیده می‌شود، اثری است که بیش از هر چیز با میراث اثر موفق قبلی سازندگانش درگیر است و باید دید برادران محمودی در ادامه می‌توانند از الگوهای آشنای خود عبور کنند یا این سریال در نهایت به عنوان تکرار تجربه‌ای موفق شناخته خواهد شد.