نگرانی من بهعنوان یک شهروند و دبیرکل انجمن مدیریت کیفیت ایران، رسیدن به وضعیتی است که در آن خانواده برای گذران زندگی، بنگاه برای ادامه فعالیت و دستگاه اجرایی برای عبور از بحران روزانه، ناچار شوند از کیفیت صرفنظر کنند. عادیشدن چنین وضعیتی، هشداری جدی برای سلامت، ایمنی و آینده کشور است.
تورم، کاهش قدرت خرید، تحریم، دشواری مبادلات خارجی، محدودیت تأمین مواد اولیه و کمبود سرمایه را باید در ارتباط با یکدیگر دید. افزایش هزینه تولید به قیمت کالا منتقل میشود؛ خانوار خرید خود را کاهش میدهد؛ فروش بنگاه پایین میآید و توان آن برای پرداخت دستمزد، حفظ اشتغال، نوسازی تجهیزات و تأمین مواد اولیه مناسب محدودتر میشود. این چرخه میتواند هم معیشت مردم و هم ظرفیت تولید کشور را فرسوده کند.
نمونه نگرانکننده آن، تغذیه است. سخنگوی انجمن صنایع لبنی از کاهش مصرف لبنیات و فشار همزمان بر خانوارها و واحدهای تولیدی خبر داده است. پشت کاهش فروش شیر و ماست و پنیر، مسئله دسترسی مردم به غذای کافی و مغذی قرار دارد.
وقتی خانواده بهدلیل تنگنای اقتصادی، لبنیات یا دیگر منابع مناسب مواد مغذی را از سفره خود کم میکند، باید پیامدهای بلندمدت آن را نیز دید. دریافت ناکافی کلسیم میتواند سلامت استخوان را تهدید کند و در بروز پوکی استخوان نقش داشته باشد. سلامت کودکان، جوانان و سالمندان را نمیتوان به توان خرید روزانه خانواده واگذار کرد. هزینهای که امروز برای تغذیه مناسب تأمین نمیشود، ممکن است فردا به شکل بیماری، ناتوانی و افزایش بار درمان به خانواده و جامعه بازگردد.
در حوزه دارو و درمان نیز افزایش هزینهها، دسترسی را دشوارتر میکند؛ گزارش بررسی قیمت شماری از داروهای پرمصرف، نشانهای از این فشار است.در کنار قیمت، تأمین بهموقع دارو و پوشش مؤثر بیمه اهمیت دارد. معیار موفقیت باید این باشد که بیمار بتواند داروی موردنیاز خود را در زمان مناسب و با هزینه قابلتحمل دریافت کند. تأخیر در درمان یا چشمپوشی از آن بهدلیل هزینه، خطری است که باید پیش از گسترش شناسایی و مهار شود.
همین نگاه درباره انرژی و تولید ضروری است. با نزدیکشدن به ماههای سرد، احتمال محدودیت گاز باید موضوع برنامهریزی پیشدستانه باشد. اگر محدودیت انرژی به توقف تولید منجر شود، آثار آن میتواند در هزینه تمامشده، دستمزد، اشتغال، تعهدات صادراتی و اعتبار بنگاه ایرانی ظاهر شود. تولیدکننده تا کجا میتواند هزینههای تازه را به قیمت فروش اضافه کند، وقتی مشتری توان خرید بیشتری ندارد؟
در آموزش نیز تعطیلی یا انتقال اضطراری کلاسها به فضای مجازی باید همراه با سنجش کیفیت یادگیری باشد. تکرار وقفهها، بدون زیرساخت مناسب و برنامه جبران، میتواند فرصت آموزش، کار عملی و مهارتآموزی را کاهش دهد و نابرابری را بیشتر کند. مسئولیت ما حفظ فرصتهای نسل فعلی است؛ نباید اجازه دهیم کمبود انرژی یا ضعف برنامهریزی، از فرصت رشد آنان بکاهد.
این نگرانی به غذا، دارو و مدرسه محدود نمیشود. در مسکن، حملونقل، ایمنی محیط کار، آب، محیطزیست و خدمات شهری نیز باید پرسید فشار اقتصادی کدام نیاز ضروری را از دسترس مردم خارج میکند و کدام هزینه نگهداری یا اقدام پیشگیرانه به تعویق میافتد. هر تعویقی که امروز صرفهجویی به نظر میرسد، الزاماً به نفع اقتصاد و جامعه نیست.
اینجاست که کیفیت حکمرانی اهمیت پیدا میکند. تحریم و فشار خارجی، ضرورت آمادگی را بیشتر میکند. کشوری که سالها با تنش و محدودیت خارجی روبهرو بوده، باید برای تداوم یا تشدید آن، سناریوهای اجرایی و برنامه جایگزین داشته باشد. پرسش روشن است: برای حفظ تأمین کالاهای ضروری، تداوم تولید، آموزش و خدمات عمومی چه برنامهای آماده شده و نتیجه اجرای آن چگونه سنجیده میشود؟
انتظار، برنامهای هماهنگ با مسئول مشخص، زمانبندی روشن و گزارش عمومی است: حمایت هدفمند از دسترسی مردم به تغذیه و درمان؛ تأمین سرمایه در گردش و مواد اولیه معتبر برای تولید؛ پیشبینیپذیرکردن مقررات واردات و صادرات؛ اعلام زودهنگام محدودیتهای انرژی؛ و حفاظت از تداوم آموزش. تشکلهای تخصصی نیز باید در طراحی و ارزیابی این اقدامات نقش مؤثر داشته باشند.
حمایت از تولیدکننده و مصرفکننده به یکدیگر وابسته است. بنگاه به بازار دارای قدرت خرید نیاز دارد و مردم به تولید پایدار و محصول قابلاعتماد. در این میان، سلامت و ایمنی باید خط قرمز بماند؛ فشار اقتصادی، ضرورت حفظ استانداردها و نظارت مؤثر را بیشتر میکند.
هشدار من این است: اگر کیفیت در تصمیمهای امروز قربانی بقا شود، هزینه آن فردا در سلامت مردم، توان نسل آینده، اشتغال و اعتماد عمومی پرداخت خواهد شد. حفظ کیفیت باید از معیارهای اصلی مدیریت بحران کشور باشد.
دبیرکل انجمن مدیریت کیفیت ایران
