کارشناس مسائل سیاسی گفت آمریکا ناگزیر است توانمندیهای هستهای و دفاعی و جایگاه ژئوپلیتیکی ایران را در محاسبات خود لحاظ کند.
باشگاه خبرنگاران جوان؛ آرزو رئوفیراد - احسان مظفری، کارشناس مسائل سیاسی در گفتوگو با باشگاه خبرنگاران جوان با اشاره به ابعاد حقوقی برنامه هستهای ایران اظهار داشت: با توجه به عضویت ایران در پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای (NPT)، کشور ما از حق استفاده صلحآمیز از انرژی هستهای، انجام پژوهش و توسعه این فناوری در چارچوب تعهدات پادمانی برخوردار است و هیچ کشوری نمیتواند این حق را از ایران سلب کند.
وی افزود: آمریکا طی چند دهه گذشته ابزارهای مختلفی از جمله تحریم، فشار نظامی و تقابل مستقیم را علیه ایران به کار گرفته است. به نظر میرسد بخشی از تصمیمگیران آمریکایی به این نتیجه رسیدهاند که نمیتوان توانمندیهای ایران را نادیده گرفت؛ توانمندیهایی که در طول سالیان گذشته توسعه یافته و به یکی از مؤلفههای راهبردی کشور تبدیل شده است.
مظفری تصریح کرد: پذیرش یک واقعیت موجود با بهرسمیتشناختن رسمی آن در قالب یک جایگاه حقوقی مشخص تفاوت دارد. بنابراین، لزوماً قرار نیست آمریکا جایگاه هستهای ایران را بهصورت رسمی در قالب یک وضعیت حقوقی ویژه به رسمیت بشناسد؛ اما میتواند وجود این توانمندیها را بهعنوان واقعیتی موجود در محاسبات خود لحاظ کند.
این کارشناس مسائل سیاسی ادامه داد: پذیرش واقعیتهای موجود نیز به معنای تأیید تمام ابعاد برنامه هستهای ایران نیست. مسیر واقعبینانه آن است که ایران بر حقوق قانونی خود تأکید کند و از طریق دیپلماسی برای دستیابی به تفاهمی متوازن تلاش کند؛ تفاهمی که در آن، حقوق و جایگاه هر دو کشور در روابط بینالملل لحاظ شود و زمینه برای رسیدن به راهحلی میانی فراهم آید.
وی خاطرنشان کرد: به اعتقاد من، آمریکا با گذشت زمان ناگزیر خواهد شد وجود سطحی از غنیسازی و توانمندی هستهای در ایران را در محاسبات خود بپذیرد؛ هرچند این پذیرش لزوماً به معنای اعلام رسمی یک وضعیت حقوقی ویژه برای ایران نخواهد بود.
غنیسازی و تنگه هرمز؛ دو مؤلفه بازدارندگی ایران
مظفری در پاسخ به پرسشی درباره همزمانی غنیسازی ۶۰ درصدی و مدیریت تردد نفتکشها در تنگه هرمز و آمادگی واشنگتن برای پذیرش این وضعیت بیان کرد: هر دو مؤلفه اهمیت راهبردی دارند. تحولات سالهای اخیر نشان داده است که اتکای صرف به مباحث حقوقی برای تأمین امنیت کشورها کافی نیست و ایجاد بازدارندگی نیز ضرورت دارد.
وی افزود: توانمندی هستهای صلحآمیز و موقعیت ژئوپلیتیکی ایران در خلیج فارس و تنگه هرمز، هر دو میتوانند بر معادلات راهبردی بینالمللی اثر بگذارند. ایران باید از این ظرفیتها بهعنوان اهرمهایی برای حفاظت از امنیت ملی و تأمین منافع اقتصادی و سیاسی خود استفاده کند.
این کارشناس مسائل سیاسی با تأکید بر ضرورت تفکیک میان بازدارندگی و تهدیدسازی گفت: باید میان استفاده از این ظرفیتها برای جلوگیری از اقدام علیه ایران و بهکارگیری آنها بهعنوان ابزار فشار در واکنش به اقدامات طرف مقابل تفاوت قائل شد. تا زمانی که اقدام نظامی علیه ایران صورت نگیرد و فشار غیرقانونی بر کشور اعمال نشود، این ظرفیتها در چارچوب بازدارندگی قابل تعریفاند.
مظفری ادامه داد: اگر فشارهای غیرمتعارف ادامه پیدا کند، حمله نظامی علیه ایران صورت بگیرد یا کشور به سمت رویارویی سوق داده شود، نمیتوان انتظار داشت ایران همچنان این ظرفیتها را صرفاً ابزار بازدارندگی بداند و در برابر فشارهای اقتصادی و نظامی واکنشی نشان ندهد. در چنین شرایطی، ایران ممکن است این مؤلفهها را به ابزار فشار در برابر طرف مقابل تبدیل کند.
وی خاطرنشان کرد: در مجموع، نحوه مدیریت این ظرفیتها بر چگونگی مواجهه آمریکا با آنها اثرگذار است. به اعتقاد من، واشنگتن در نهایت ناگزیر خواهد بود این توانمندیها و موقعیت راهبردی ایران را بهعنوان واقعیتهای موجود در محاسبات بینالمللی خود لحاظ کند.
فشارها نتوانستهاند محاسبات دفاعی ایران را تغییر دهند
مظفری در ادامه، با اشاره به توسعه توانمندیهای هستهای، موشکی و دفاعی ایران در شرایط تحریم اظهار داشت: یکی از خطاهای راهبردی آمریکا این بوده است که تصور میکرد میتواند با تحریمهای گسترده، فشار اقتصادی و تهدید نظامی، ایران را به چشمپوشی از مؤلفههای اصلی قدرت ملی خود وادار کند.
وی افزود: تجربه سالهای گذشته نشان داده است که این فشارها محاسبات راهبردی ایران را تغییر ندادهاند. حتی به اعتقاد من، این اقدامات در برخی موارد موجب افزایش بیاعتمادی و تقویت انگیزه ایران برای توسعه ظرفیتهای دفاعی، موشکی و هستهای شدهاند.
این کارشناس مسائل سیاسی با اشاره به نقش ظرفیتهای بومی در تأمین امنیت ملی کشورها بیان کرد: هنگامی که کشورها با تهدیدهای امنیتی مواجه میشوند، نمیتوانند صرفاً به قراردادها و قواعد حقوق بینالملل تکیه کنند؛ بلکه برای دفاع از حاکمیت و منافع ملی خود و ایجاد بازدارندگی، به تقویت توانمندیهای داخلی روی میآورند.
مظفری تأکید کرد: توانمندیهای دفاعی و موشکی ایران به بخشی از محاسبات امنیت ملی کشور تبدیل شدهاند و از نظر من، این حوزهها قابل مذاکره نیستند. در مقابل، در پرونده هستهای میتوان درباره برخی موضوعات به تفاهم رسید؛ مشروط بر اینکه این تفاهم با دریافت امتیازهای متقابل و غیرقابل بازگشت همراه باشد.
وی خاطرنشان کرد: آمریکا باید با توجه به تجربه سالهای گذشته، اصرار بر محدودسازی توان دفاعی ایران را کنار بگذارد و برای مدیریت اختلافات، بر یافتن نقاط مشترک در پرونده هستهای تمرکز کند. تنگه هرمز و خلیج فارس از مسیرهای مهم تجارت جهانی هستند و ایران میتواند از موقعیت خود در این منطقه بهعنوان اهرمی راهبردی استفاده کند.
به اعتقاد وی، اگر آمریکا فشار بر توانمندیهای دفاعی ایران را افزایش دهد، مشکلات مربوط به ثبات و امنیت انرژی جهان نیز تشدید خواهد شد؛ موضوعی که به گفته او، آثار آن هماکنون نیز قابل مشاهده است.
پذیرش نقش منطقهای ایران به معنای توافق بر سر همه سیاستها نیست
مظفری درباره احتمال کاهش هزینههای نظامی آمریکا در منطقه و پذیرش نقش ایران در امنیت انرژی اظهار داشت: برای ارزیابی احتمال چنین تحولی هنوز زود است. آمریکا زمانی ممکن است حضور نظامی خود را کاهش دهد که به این جمعبندی برسد تداوم این حضور، از نظر اقتصادی و راهبردی، منافع بیشتری برای این کشور ایجاد نمیکند.
وی افزود: این تصور که آمریکا صرفاً به دلیل هزینههای نظامی از منطقه عقبنشینی خواهد کرد، سادهانگارانه است؛ زیرا حضور منطقهای بخشی از راهبرد کلان واشنگتن به شمار میرود و کاهش آن به بررسی مجموعهای از عوامل و محاسبات گستردهتر در ساختار تصمیمگیری آمریکا بستگی دارد.
این کارشناس مسائل سیاسی با بیان اینکه ایران به دلیل موقعیت جغرافیایی و ظرفیت دفاعی خود، نقشی تعیینکننده در معادلات امنیتی خلیج فارس و تنگه هرمز دارد، تصریح کرد: این واقعیتها را نمیتوان نادیده گرفت و ایران میتواند در چارچوب ترتیبات امنیتی منطقه، نقشی سازنده ایفا کند.
مظفری تأکید کرد: تحقق چنین نقشی به همکاری متقابل نیاز دارد. آمریکا باید فشارهای یکجانبه علیه ایران را کنار بگذارد، حقوق کشور را در حوزههای مختلف، از جمله پرونده هستهای، بپذیرد و بر مبنای احترام متقابل برای رسیدن به نقاط مشترک تلاش کند.
وی درباره مذاکره مستقیم یا غیرمستقیم با آمریکا نیز گفت: شکل مذاکره بهخودیخود هدف نیست؛ آنچه اهمیت دارد، تأمین منافع ملی است. مذاکره مستقیم و غیرمستقیم هر دو ابزار دیپلماسی هستند. اگر احترام متقابل وجود داشته باشد، چشمانداز روشنی پیش روی مذاکرات باشد و حقوق اولیه طرفین پذیرفته شود، مذاکره مستقیم نیز میتواند انجام شود.
مظفری در جمعبندی این بخش خاطرنشان کرد: کاهش هزینههای نظامی آمریکا در منطقه، به تغییر در محاسبات کلان واشنگتن نیاز دارد. پذیرش جایگاه ایران در معادلات منطقهای، به معنای موافقت آمریکا با تمام جنبههای سیاستهای منطقهای ایران نیست؛ اما میتواند راهی واقعبینانه برای کنترل تنشها و مدیریت اختلافات میان دو کشور باشد.
تفاهم محدود درباره تنگه هرمز، به معنای تغییر راهبرد آمریکا نیست
این کارشناس مسائل سیاسی درباره طرح تفاهم اخیر از طریق واسطهها و تمرکز آن بر رفع محاصره دریایی، بدون ورود مستقیم به محدودیتهای هستهای و موشکی، گفت: آمریکا با این تصور وارد جنگ شد که میتواند ایران را ظرف چند روز به تسلیم وادار کند؛ اما با شرایطی متفاوت از انتظار خود مواجه شد. فشارهایی که آمریکا در جریان جنگ و در نتیجه محاصره دریایی با آنها مواجه شده، موجب شده است در شرایط فعلی میان موضوع تنگه هرمز و پروندههای هستهای و موشکی تفکیک قائل شود و توافقی محدود را در دستور کار قرار دهد.
مظفری با بیان اینکه این رویکرد لزوماً به معنای تغییر راهبرد بلندمدت آمریکا نیست، اظهار داشت: ممکن است با کاهش فشارها بر واشنگتن، افزایش فشار لابیهای اسرائیلی یا تأثیرپذیری محاسبات آمریکا از نتیجه انتخابات میاندورهای، خواستههای قبلی این کشور بار دیگر مطرح شود؛ از جمله تلاش برای وارد کردن موضوعات موشکی و هستهای به پرونده مذاکرات.
وی تأکید کرد: در شرایط فعلی، به نظر میرسد آمریکا میان پروندههای هستهای و موشکی از یک سو و موضوع تنگه هرمز و رفع محاصره دریایی از سوی دیگر تفکیک قائل شده است. با این حال، این رویکرد را نمیتوان بهمعنای تغییر قطعی راهبرد بلندمدت واشنگتن دانست و برای قضاوت درباره تحولات آینده باید منتظر ماند. فشارهای سیاسی و تحولات پیش رو نیز میتوانند بر تصمیمگیریهای بعدی آمریکا اثر بگذارند.
