پری زنگنه در مهر ۱۳۵۵، در اوج شهرت و پرکاری بین‌المللی با ۳۸ کنسرت در دو سال، از جهان‌بینی هنری‌اش می‌گوید؛ از تلفیق تکنیک کلاسیک و ترانه‌های محلی، مذاکره با دویچه گرامافون به نفع نابینایان، و صحنه‌ای که آن را به «بندبازی روی طناب» تشبیه می‌کند.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، پریرخ شاه‌یلانی با نام هنری پری زنگنه (زاده ۱۱ آذر ۱۳۱۸) خواننده اپرا، در جوانی و در پی یک سانحه رانندگی بینایی‌اش را از دست داد؛ اما این تقدیر ناخواسته، مسیر او را متوقف نکرد. در میانه‌ دهه سی عمر، نه‌تنها تکنیک آواز کلاسیک غربی را در سطحی جهانی آموخته بود، بلکه نغمه‌های بومی ایران را با متدی آکادمیک و صدایی تربیت‌شده در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان ماندگار کرد تا صدایش خیلی زود از مرزهای جغرافیایی فراتر رود.

در ۲۲ مهرماه ۱۳۵۵، روزنامه «اطلاعات» گفت‌وگویی با این سولیست سرشناس منتشر کرد، فاطمه خوشه‌گیر خبرنگار اطلاعات با زنگنه گفت‌وگو کرده بود؛ درست در روزهایی که زنگنه با کارنامه‌ای پربار شامل ۳۸ کنسرت طی دو سال، برنامه‌ای نفس‌گیر میان وین و گراتس تا مشهد، رشت و اصفهان داشت. او در این مصاحبه با نگاهی عمیق و فارغ از تعارفات معمول، از مرز ظریف خواندن با سر (کلاسیک) و حلق (سنتی)، مذاکره با کمپانی دویچه گرامافون به نفع نابینایان، هراس هنرمند از فراموشی و تسلطش بر صحنه‌ای می‌گوید که آن را به «بندبازی روی طناب» تشبیه می‌کند؛ گفت‌وگویی خواندنی که تصویری بی‌واسطه از انضباط کاری و جهان‌بینی پری زنگنه در نقطه اوج دوران فعالیتش به دست می‌دهد:

***

در دو سال اخیر خانم پری زنگنه ۳۸ کنسرت در ایران و سایر کشورها داشته است، او زندگی خود را وقف موسیقی کرده است پس از کنسرت «گراتس» اتریش به مشهد پرواز می‌کند، در همان هفته او را در رشت و اصفهان می‌بینیم که برای مردم شهرستان‌ها آوازهای محلی می‌خواند، در مجالی دیگر حضورش در تالار رودکی فرصتی مغتنم به دوستداران موسیقی کلاسیک ارزانی می‌دارد. اخیرا صفحه آوارهای محلی از سوی کانون پرورش فکری منتشر شده که یازده ترانه محلی با صدای او را در بر دارد، در این گفت‌وگو او درباره خودش و کارهایش صحبت کرده است:

به عنوان یک هنرمند چه تلاشی برای شناساندن هنر ایران به دنیا کرده‌اید؟

رفت و آمد هنرمندان به کشورهای مختلف می‌تواند سهم بزرگی در پیشبرد هنر دنیا داشته باشد و تفاهمی بیشتر بین هنرمندان یک کشور با مخاطبان آن‌ها در کشورهای دیگر به وجود آورد. من با اجرای چند کنسرت در ایتالیا و آلمان و اخیرا در اطریش [اتریش] تا حد زیادی اعتقادم را به مرحله عمل نزدیک کرده‌ام. در کنسرتی که در آلمان داشتم ترانه‌های آلمانی خواندم ولی در کنسرت ایتالیا و آلمان ضمن اجرای قطعات کلاسیک غربی چند ترانه محلی «ایرانی» خواندم. در سفر اخیرم به آلمان با کمپانی «دویچه گرامافون» صحبت کردم و قرار است پس از مشورت دوجانبه چند اثر کلاسیک غربی و چند ترانه محلی ایرانی با صدای من ضبط شده و به بازار جهانی عرضه شود. خوشبختانه چون «دویچه گرامافون» موسسه معتبری است و کار تخصص‌اش ضبط صفحه، فکر می‌کنم از نظر فنی و اجرا اشکالی پیش نیاید و قرار است یکی از صفحات من به نفع نابینایان دنیا به فروش برسد.

پری زنگنه، مهر ۱۳۵۵: از هنر مدرن خوشم نمی‌آید/ من یکی از دو زن نماینده نابینایان دنیا در سازمان ملل متحد هستم

شما در اجرای آوازهای‌تان از دو شیوه متفاوت بهره می‌گیرید، آیا این کار لطمه‌ای به یکدستی کار شما نمی‌زند؟

شیوه‌ای که برای خواندن قطعات کلاسیک غربی معمول است با نحوه اجرای آثار محلی متفاوت است اغلب فعالیت‌های هنری من خواندن قطعات کلاسیک غربی است ولی ترانه‌های محلی را هم دوست دارم. در خواندن ترانه‌های محلی روش خواندن موزیک پاپ را انتخاب نکرده‌ام و در خواندن این نوع ترانه‌ها نیز روش صدای تربیت‌شده را به کار می‌برم، زیرا برای خواندن موسیقی سنتی و اصیل ایرانی کلمات از حلق بیرون می‌اید اما خوانندگان قطعات کلاسیک غربی در سر می‌خوانند. ادامه این شیوه دوگانه به صدای خواننده لطمه می‌زند.

برای مردم شهرستان‌ها چه کرده‌اید؟ شهرستانی‌ها با برنامه‌های شما چگونه روبه‌رو می‌شوند؟

دیروز مشهد بودم و فردا برای اجرای کنسرت به رشت خواهم رفت و بیست‌ودوم مهرماه در آریاشهر اصفهان کنسرت خواهم داشت. مردم شهرستان‌ها به علت دوری از مراکز تجمع هنری اغلب از هنر امروز بی‌نصیب می‌مانند. اگر ما چیزی می‌دانیم و هنر را از غیر آن تشخیص می‌دهیم، به علت تماس‌هایی است که داشته‌ایم پس باید امکان این تماس را به شهرستانی‌ها نیز بدهیم. اما چگونه مردم شهرستان‌ها بدون آشنایی به موسیقی کلاسیک آن را می‌پذیرند، مسئله دیگری است. در وهله اول همدردی خاصی آن‌ها را به سالن می‌کشاند لابد بعدا صدای من آن‌ها را به سکوت فرا می‌خواند.

قبل از اجرای برنامه کسی از سوی من به روی صحنه می‌رود و در مورد برنامه‌ توضیح می‌دهد و پیش از آنتراکت قطعات نسبتا سبک کلاسیک غربی را که بیشتر جنبه آموزشی دارد می‌خوانم سپس به اجرای قطعات سنگین موسیقی کلاسیک می‌پردازم فکر می‌کنم این زمینه‌سازی ضروری است.

برای فصل جدید هنری چه برنامه‌هایی در نظر گرفته‌اید؟

فضل هنر را با اجرای کنسرتی در اطریش شروع کردم و در ۲۶ و ۳۰ مهرماه امسال با کر پرورشگاه باغچه‌بان در کنسرت‌های تالار رودکی سولیست خواهم بود و در ماه نوامبر احتمالا با ارکستر سمفونیک بخارست در رمانی همکاری می‌کنم و در ۷ ۸ ژانویه کنسرتی با ارکستر سمفونیک ایران به رهبری فرهاد مشکات و همراهی حسین سرشار خواهم داشت در فرصتی دیگر اثر معروف کارلارف «کارمینابورا» را به همراه خواننده‌ای آمریکایی عهده‌دار خواهم بود.

آثار کدام‌یک از موسیقی‌دانان دنیا جذبه خاصی برای شما داشته است؟

ترانه‌های شوبرت و شومان که هردو ترانه‌سازان آلمانی هستند دوست دارم و شیفته آثار سنگین موسیقی دراماتیک روسیه هستم. به طور کلی من نمی‌توانم متعلق به دوران موسیقی مدرن باشم زیرا از هنر مدرن خوشم نمی‌آید و آن را به عنوان هنری نوازشگر احساس قبول ندام و اپراهای وردی و پوچینی را نیز می‌پسندم.

از این‌که محبوبیت خود را از دست بدهید هراسی ندارید؟

از دست دادن محبوبیت برای هرکس مسئله رنج‌آوری است، هیچ هنرمندی از این قانون کلی مستثنی نیست. ظهور بهترین‌ها خطری است که همه هنرمندان دنیا را تهدید می‌کند. از حضور بهترین‌ها در صحنه چاره‌ای نیست.

خواننده‌ای دیرتر از خاطره‌ها می‌رود که همواره خود را در مسیر آموزش، کار، تمرین و تجربه قرار دهد. بدین‌گونه است که خاطره خوانندگان موسیقی کلاسیک دیرتر از ذهن مردم فراموش می‌شود.

مسائل فیزیکی و شرایط سنی دامنگیر همه است ولی خوانندگانی هستند که قدرت بدنی‌شان اجازه می‌دهد در زمان پیری نیز بخوانند. در کنسرت اخیرم در یک قطعه از اپرای «لابوهم – پوچینی» یک خواننده آمریکایی ۶۷ ساله با من آواز دوصدایی اجرا کرد.

غالبا روی صحنه چه احساسی دارید؟

اوایل وقتی روی صحنه می‌رفتم نگران بودم، ولی ندیدن مردم باعث شد تا تسلط بر صحنه داشته باشم، باید بگویم صحنه چند درصد از ارزش کارهای خوانند را می‌گیرد. کنسرت دادن کار مشکلی است یادم می‌آید استاد آواز من گفت: «خواننده بر روی صحنه مانند سیرک‌بازی است که به روی طناب تنهاست و کسی کمکش نمی‌کند.»

در صحنه چند نکته علاوه بر صدا مانند بیان، تلفظ زبان، به خاطر داشتن ریتم و گوش دادن به ارکستر خواننده را به خود مشغول می‌کند.

کدام‌یک از خوانندگان تازه ایران را می‌پسندید؟

من صدای داریوش را به خاطر داشتن حسن موسیقیایی و شناسایی‌اش از ریتم دوست دارم. داریوش با درک درستش از شعر، آواز می‌خواند و تنها از صدا استفاده نمی‌کند و مهم‌تر از همه کلمات را خوب تلفظ می‌کند.

آیا فعالیت‌هایی خارج از برنامه‌های هنری دارید؟

من یکی از دو زن نماینده نابینایان دنیا در سازمان ملل متحد هستم و در سفرهایی که جهت اجرای کنسرت می‌روم اغلب به مراکز آموزشی نابینایان سر می‌زنم تا تجربیاتی برای مرکز رفاه نابینایان ایران کسب کنم.