تهران-ایرنا- دو اثر از زندهیاد صادق تبریزی، از چهرههای شاخص جریان نوسنتگرایی در هنر مدرن ایران، در بیستوششمین حراج تهران به قیمتهای ۱۴ میلیارد و ۳۰۰ میلیون و ۷ میلیارد و ۱۵۰ میلیون تومان فروخته شدند؛ حضوری که در کنار عرضه یکی از آثار این هنرمند در حراج میلون پاریس، فرصتی برای بازخوانی نسبت میان میراث تصویری ایران، تجربههای مدرن و ارزشگذاری هنر ایرانی در بازارهای داخلی و بینالمللی فراهم میکند.
بررسی حضور صادق تبریزی در حراجهای هنری را نمیتوان صرفاً به ارقام فروش و جایگاه آثار در جدول قیمتها محدود کرد. اهمیت این هنرمند، افزون بر جایگاهش در بازار هنر، به تجربهای بازمیگردد که در آن عناصر برگرفته از سنتهای تصویری ایران، خوشنویسی و نشانههای فرهنگی، در مواجهه با زبان هنر مدرن، صورتبندی تازهای پیدا کردند؛ رویکردی که در چارچوب جریان نوسنتگرایی در هنر ایران قابل بررسی است.
در بیستوششمین حراج تهران که ۲۴ مهرماه ۱۴۰۵ با عرضه ۱۰۰ اثر از ۹۳ هنرمند برگزار شد، دو اثر از تبریزی مورد توجه مجموعهداران قرار گرفتند. یک اثر از این هنرمند به قیمت ۱۴ میلیارد و ۳۰۰ میلیون تومان و یک نقاشیخط به قیمت ۷ میلیارد و ۱۵۰ میلیون تومان چکش خورد. در میان آثار عرضهشده در این دوره، نام هنرمندانی چون پرویز تناولی، منیر فرمانفرماییان، کوروش شیشهگران، محمد احصایی و حسین زندهرودی نیز دیده میشد؛ هنرمندانی که هر یک به شیوهای در شکلگیری و گسترش تجربههای هنر مدرن ایران نقش داشتهاند.
اما برای درک اهمیت آثار تبریزی، باید از ارقام فراتر رفت و به شیوه مواجهه او با میراث تصویری و نوشتاری ایران توجه کرد. نوسنتگرایی در هنر مدرن ایران را نمیتوان بازگشت ساده به گذشته یا تکرار صورتهای سنتی دانست. در این رویکرد، عناصر بهجامانده از هنرهای ایرانی و اسلامی، از خوشنویسی و نقوش تزیینی تا نشانههای تصویری و فرهنگی، در بستری تازه قرار میگیرند و امکان بیان فردی و تجربههای مدرن را پیدا میکنند.
صادق تبریزی از هنرمندانی بود که در مسیر هنری خود به ظرفیتهای این پیوند توجه داشت. در آثار او، سنت نه صرفاً موضوعی برای بازنمایی، بلکه منبعی برای ساختن زبان تصویری بود. در چنین نگاهی، خط میتواند از کارکرد نوشتاری خود فراتر رود و به عنصری مستقل در سازماندهی تصویر تبدیل شود؛ همانطور که نقش و نشانههای آشنا نیز در ترکیببندی جدید، معنایی متفاوت پیدا میکنند.
جایگاه آثار نقاشی خط تبریزی در این زمینه اهمیت ویژهای دارد. در مواجهه با اثر قرآنی، توجه صرف به حضور آیات یا شکل ظاهری خط، برای شناخت تجربه هنری کافی نیست؛ نسبت میان نوشتار و تصویر، جایگاه حروف در سطح اثر و چگونگی تبدیل متن مقدس به عنصری در ساختار بصری نیز اهمیت پیدا میکند. در اینجا، مساله اصلی را میتوان در مرز میان احترام به میراث نوشتاری و جستوجوی بیانی تازه در هنر مدرن پی گرفت.
البته برای تحلیل دقیق یک اثر قرآنی مشخص از تبریزی، باید تصویر، مشخصات فنی و اطلاعات مستند آن در دسترس باشد. بااینحال، توجه به این وجه از کارنامه او میتواند دریچهای برای بررسی یکی از مسائل مهم هنر مدرن ایران باشد: چگونگی حضور خوشنویسی و میراث دینی در تجربههایی که در پی یافتن زبانی معاصر برای عناصر سنتی هستند.
از تهران تا پاریس، دو بستر برای مواجهه با آثار تبریزی
در کنار فروش دو اثر تبریزی در تهران، عرضه یکی از آثار او در حراج میلون پاریس نیز قابل توجه است. اثر نقاشی صادق تبریزی با عنوان «بدون عنوان» در سال ۱۳۵۹ خلق شده است. این اثر با تکنیک رنگ روغن روی بوم اجرا شده و ابعاد آن ۴۵ در ۳۵٫۵ سانتیمتر است. این نقاشی در دسته آثار نقاشی قرار میگیرد و در وبسایت ArtChart به نمایش گذاشته شده است.
این اثر به تازگی در رویداد «خاورمیانه؛ هنر قرن بیستم، پیشگامان مدرنیته در خاورمیانه، از مکتب پاریس ترکیه تا مدرنیته عربی» با شماره ۲۳ معرفی شده است. برآورد قیمت این اثر بین ۴۳ هزار تا ۴۵ هزار یورو بوده و قیمت فروش آن ۴۲ هزار ۴۲ یورو اعلام شده است.
صادق تبریزی از هنرمندان نقاش ایرانی است و در این اثر، ترکیببندی نقشمحور، رنگهای گرم و نقوش تزئینی به چشم میخورد. امضای هنرمند نیز در قسمت پایین نقاشی قابل مشاهده است.
قرارگرفتن این اثر در یک حراج بینالمللی، امکان طرح پرسشی فراتر از مقایسه قیمتها را فراهم میکند: آثار هنرمندی چون تبریزی در دو بازار متفاوت، با چه پیشزمینهها و معیارهایی ارزیابی میشوند؟
در بازار داخلی، شناخت تاریخی از هنرمند، جایگاه او در جریانهای هنر مدرن ایران و ارتباط آثارش با مجموعهداران میتواند در شکلگیری تقاضا مؤثر باشد. در بازار بینالمللی نیز عواملی چون سابقه مالکیت، مستندات اثر، تکنیک، ابعاد، وضعیت نگهداری و نحوه معرفی آن در کاتالوگ حراج اهمیت دارند. ازاینرو، نمیتوان صرفاً با مقایسه رقم فروش آثار تهران و برآورد قیمت اثر پاریس، درباره تفاوت ارزشگذاری در این دو بازار نتیجهگیری قطعی کرد.
بااینحال، حضور تبریزی در هر دو بستر، مسالهای مهم را پیش میکشد: آیا ویژگیهای مستقل زبان هنری او، بهویژه پیوند میان سنت تصویری ایران و تجربه مدرن، در روایتهای بینالمللی هنر خاورمیانه بهاندازه کافی دیده میشود؟ این پرسش از آن جهت اهمیت دارد که شناخت یک هنرمند نباید تنها به طبقهبندی جغرافیایی یا قیمت آثارش محدود بماند؛ بلکه باید سهم او در تحولات زبان بصری و تاریخ هنر نیز مورد توجه قرار گیرد.
مهرداد فلاح، رئیس بنیاد صادق تبریزی، در بررسی آثار این هنرمند میتواند به تفاوتهای فنی میان نقاشی، نقاشیخط و آثار مرتبط با میراث نوشتاری بپردازد. از جمله محورهای قابل طرح، نسبت خط و سطح، نحوه استقرار عناصر در ترکیببندی، نقش رنگ در ایجاد انسجام بصری و چگونگی فاصلهگرفتن نشانههای سنتی از کارکردهای متعارف آنهاست. چنین بررسیای، بهویژه در مورد آثار قرآنی، میتواند به شناخت دقیقتر مرز میان محتوای نوشتاری و بیان تصویری کمک کند.
بیستوششمین حراج تهران با فروش مجموع ۱۰۰ اثر به مبلغ نهایی یکهزار و ۱۹۶ میلیارد و ۹۱۰ میلیون تومان برگزار شد. در این دوره، مجسمهای از مجموعه «هیچ» پرویز تناولی با قیمت ۳۰۸ میلیارد تومان در صدر فروش قرار گرفت و آثاری از منیر فرمانفرماییان، کوروش شیشهگران، ابوالقاسم سعیدی، محمد احصایی و حسین زندهرودی نیز با ارقام قابل توجهی معامله شدند.
در چنین بازاری، فروش آثار تبریزی را میتوان نشانهای از تداوم حضور او در مجموعهداری و اقتصاد هنر ایران دانست؛ اما جایگاه تاریخی او تنها با ارقام حراج تعریف نمیشود. اهمیت تبریزی به تجربهای بازمیگردد که در آن، میراث تصویری ایران نه بهعنوان مجموعهای از صورتهای ثابت و تکرارشدنی، بلکه بهمثابه امکانی برای خلق زبان هنری تازه مورد استفاده قرار گرفت.
از این منظر، پیوند میان آثار فروختهشده در تهران، اثر عرضهشده در پاریس و تجربههای او در حوزه نقاشیخط و آثار قرآنی، زمینهای برای بازخوانی جایگاه این هنرمند در جریان نوسنتگرایی ایران فراهم میکند. مساله فقط این نیست که آثار یک هنرمند به چه قیمتی فروخته میشوند؛ مهمتر آن است که این آثار چگونه در حافظه هنر باقی میمانند و چه سهمی در توضیح مسیر شکلگیری هنر مدرن ایران دارند.
خبرنگار فرهنگ و هنر
