تهران- ایرنا- محمدرضا خاوری از فیلمسازان حاضر در چهل و سومین جشنواره فیلم کوتاه تهران و کارگردان فیلم کوتاه «ژوهاتسو» گفت: در این فیلم میخواستم انسان را به دور از قضاوت روایت کنم.
به گزارش ایرنا، فیلم کوتاه «ژوهاتسو» به نویسندگی و کارگردانی محمدرضا خاوری در بخش مسابقه داستانی چهلوسومین جشنواره بینالمللی فیلم کوتاه تهران حضور دارد.
این فیلمساز در گفتوگو با خبرنگار ایرنا با اشاره به شکلگیری ایده این فیلم، از پیوند یک ماجرای واقعی در جنوب ایران با مفهوم ژاپنی «ژوهاتسو» گفت: مفهومی که به افرادی اشاره دارد که تصمیم میگیرند از زندگی گذشته خود ناپدید شوند و زندگی تازهای را آغاز کنند.
وی با اشاره به بازنویسیهای متعدد فیلمنامه، تأثیرپذیری از سینمای اصغر فرهادی، شیوه کار با بازیگران و تلاش برای رسیدن به جهان شخصی در فیلمسازی، تاکید کرد که میخواهد آثاری بسازد که بیش از هر چیز درباره انسان باشند.
ماجرای مردی که در قبر میخوابید و پول میگرفت
خاوری درباره مسیر شکلگیری ژوهاتسو گفت: حدود سه سال پیش، ماجرای مردی را شنیدم که در جنوب ایران تجربههایی از برگزاری خاکسپاریهای نمایشی داشت. او در این مراسمها در قبر میخوابید و در ازای آن پول میگرفت. این ماجرا برایم عجیب و در عین حال جذاب بود و از همانجا نوشتن فیلمنامه را شروع کردم.
وی افزود: داستان در ابتدا شکل دیگری داشت و در بازنویسیهای متعدد تغییر کرد. من به طور معمول فیلمنامههایم را بارها بازنویسی میکنم و این قصه هم بهتدریج مسیر متفاوتی پیدا کرد. زمانی که نسخهای از فیلمنامه را کامل کرده بودم، با مفهوم ژوهاتسو آشنا شدم؛ اصطلاحی در ژاپن برای افرادی که تصمیم میگیرند ناپدید شوند و زندگی قبلی خود را ترک کنند.
این کارگردان ادامه داد: در ژاپن شرکتهایی وجود دارند که به افراد در این فرایند کمک میکنند؛ از هماهنگیهای مربوط به ترک زندگی قبلی تا فراهمکردن شرایط آغاز زندگی در مکانی دیگر و با هویتی تازه. وقتی با این مفهوم آشنا شدم، دیدم شباهت زیادی با داستانی دارد که نوشته بودم. در روایت من، این اتفاق بهشکلی پنهانی و غیرقانونی شکل میگرفت، اما در نمونه ژاپنی، سازوکاری برای آن وجود دارد. همین همپوشانی باعث شد در بازنویسیهای بعدی، داستان به روایت دو آدم تبدیل شود که تصمیم میگیرند ناپدید شوند.
تلاش برای روایت انسان به دور از قضاوت
کارگردان ژوهاتسو درباره یکی از لایههای موضوعی فیلم و پرداختن به مساله خودکشی اظهار کرد: برای من، یکی از جنبههای مهم فیلم همین است که درباره انسانی صحبت میکند که به نقطهای رسیده که به خودکشی فکر میکند، اما روایت قرار نیست او را قضاوت کند یا بهصورت مستقیم بگوید چه کاری درست و چه کاری غلط است. ما از بیرون نمیدانیم چه اتفاقهایی یک انسان را به چنین نقطهای میرساند و نمیتوانیم بهسادگی درباره او حکم صادر کنیم.
وی افزود: در فیلم، بهجای اینکه شخصیت خودش را از بین ببرد، پیشنهادی مطرح میشود: بهجای مردن، بگذار دیگران تصور کنند که مردهای. برای من این موقعیت جالب بود، چون امکان دیگری را پیش روی شخصیت میگذارد، بدون اینکه بخواهم از موضع قضاوت درباره وضعیت او حرف بزنم.
خاوری درباره رویکرد خود در انتخاب ژانر و شکلگیری جهان فیلمهایش نیز گفت: من معمولاً هنگام شروع یک فیلم به ژانر مشخصی فکر نمیکنم، چون نمیخواهم دست خودم را هنگام نوشتن ببندم. به نظرم ژانرها تا حد زیادی پس از ساختهشدن فیلمها و با دستهبندی آثار در طول تاریخ سینما شکل گرفتهاند. فیلمسازان ابتدا بر اساس سلیقه و نگاه خود فیلم ساختهاند و بعد این آثار در قالب ژانرهای مختلف طبقهبندی شدهاند.
وی ادامه داد: با این حال، خودم به فیلمهای جنایی، آثار پرتعلیق و ژانر دلهره علاقه زیادی دارم. در کنار اینها، سینمای اجتماعی و فیلمهایی که ریشه در مسائل اجتماعی دارند نیز برایم جذاباند.
این فیلمساز با اشاره به مسیری که پس از ساخت فیلم کوتاه «غیرموجه» دنبال کرده است، افزود: از زمانی که «غیرموجه» را ساختم، به دنبال این بودم که فیلمی بسازم که جهان خودش را داشته باشد؛ جهانی که نتوان بهسادگی آن را به یک طبقه اجتماعی مشخص محدود کرد. دوست دارم فیلم در درجه اول درباره انسان باشد؛ آدمهایی که هرکدام پیشینه، ویژگیها و مسائل خودشان را دارند. «ژوهاتسو» هم در همین مسیر شکل گرفت.
از تاثیرپذیری از فرهادی تا رسیدن به زبان شخصی
خاوری درباره تأثیر سینمای اصغر فرهادی بر آثارش توضیح داد: من پیش از ساخت نخستین فیلمم هم بهشدت تحت تأثیر «جدایی نادر از سیمین» بودم و خود آقای فرهادی را نیز بسیار دوست داشتم. با این حال، فیلم اولم لحن شخصیتری داشت؛ چون پیش از شرکت در دوره ایشان، سالها بهصورت مستقل فیلم ساخته بودم و تا حدی به نگاه خودم رسیده بودم.
وی افزود: در «غیرموجه»، تأثیر سینمای آقای فرهادی پررنگتر است. آگاهانه در چند بخش به سینمای ایشان ارجاع دادم. به نظرم وقتی از فیلمسازی تأثیر میگیریم، بهتر است این تأثیر را بشناسیم و بپذیریم تا بتوانیم بهتدریج به زبان شخصی خودمان برسیم.
کارگردان ژوهاتسو با بیان اینکه در فیلم جدیدش تلاش کرده است جهان و لحن شخصیتری ایجاد کند، گفت: در «ژوهاتسو»، جهان و لحن فیلم شخصیتر و متفاوتتر شده است، اما همچنان رگههایی از این تاثیر وجود دارد. حتی در برخی دیالوگها بهطور مشخص ادای دین کردهام. برایم مهم بود نشان دهم این تأثیرگذاری اتفاقی نبوده، هرچند فیلم جدیدم جهان مستقلی دارد.
وی درباره تجربه حضور در مسترکلاس اصغر فرهادی نیز اظهار کرد: تصمیم گرفتم بعد از تجربه ساخت مستندها و فیلمهای تجربی بهصورت مستقل وارد مرحله تازهای شوم. در آن دوره، فراخوانی برای شرکت در مسترکلاس ۱۲ جلسهای آقای اصغر فرهادی منتشر شد. با رزومهای که داشتم، در آن دوره پذیرفته شدم و احساس کردم این تجربه میتواند مکمل مسیری باشد که تا آن زمان بهصورت شخصی طی کرده بودم. پس از آن تصمیم گرفتم نخستین فیلم کوتاه داستانیام را بسازم. فیلم «سبا» را در سال ۱۳۹۸ ساختم، دو سال بعد «غیرموجه» را کار کردم و حالا به ژوهاتسو رسیدهام.
خاوری با تأکید بر اینکه فرهادی در ساخت آثارش دخالت مستقیمی نداشته است، گفت: آقای فرهادی در این مسیر استاد من بودند، اما کمک مستقیمی در ساخت فیلمهایم نداشتند. ایشان معمولاً این امکان را برای شاگردانشان فراهم میکنند که در صورت درخواست، فیلمشان را با هم ببینند و درباره آن گفتوگو کنند. من تاکنون چنین درخواستی ندادهام؛ چون دوست دارم روزی فیلمی بسازم که ایشان به شکلی طبیعی و با دیدن خود اثر، علاقهمند به تماشای آن شوند. برایم جذاب است که این اتفاق به واسطه خود فیلم رخ دهد، نه صرفاً به دلیل رابطه استاد و شاگردی.
پایانی که از حلشدن تمام بحرانها نمیگوید
خاوری درباره پایانبندی ژوهاتسو و حرکت شخصیتها در جادهای تاریک گفت: برای من مهم بود که پایان فیلم به معنای حلشدن همه بحرانها نباشد. در پایان، ماشینی را میبینیم که در جادهای تاریک حرکت میکند. از دور لکههایی از نور دیده میشود، اما مشخص نیست که واقعاً به روشنایی میرسیم یا نه. نور چراغهای ماشین فقط محدوده کوچکی از مسیر را نشان میدهد و شخصیتها نمیدانند دقیقاً به کجا میروند؛ فقط میدانند از موقعیتی که در آن گرفتار شده بودند، عبور کردهاند.
وی افزود: به نظرم این پایان میتواند ادامه یک زندگی باشد؛ زندگیای که در آن ممکن است بحرانی حل شود، اما بحرانهای دیگری همچنان وجود دارند. مسائل انسانی به این سادگی حل نمیشوند و زندگی همیشه با موقعیتهای تازهای روبهرو میشود. دوست داشتم فیلم با همین حس تمام شود، نه اینکه به مخاطب بگوید همهچیز حل شده و شخصیتها از این پس زندگی آرامی خواهند داشت.
ارتباط با مخاطب فراتر از تفاوتهای فرهنگی
این کارگردان درباره بازخوردهای مخاطبان ایرانی و خارجی به فیلم اظهار کرد: بازخوردهایی که تا امروز گرفتهام، هم از سوی مخاطبان ایرانی و هم خارجی، بسیار خوب بوده و این تجربه تازهای برای من است. یکی از نگرانیهایم این بود که مخاطبان خارجی با برخی جزئیات فرهنگی فیلم ارتباط برقرار نکنند؛ برای مثال، درباره جهت قبله یا شکل قبرستانها اطلاعات کافی نداشته باشند و نتوانند بعضی موقعیتها را درک کنند.
وی ادامه داد: اما وقتی فیلم را برای مخاطبان خارجی فرستادم، دیدم اتفاقاً درباره همین موضوعها صحبت میکنند و برایشان جالب است. این تجربه برایم ارزشمند بود، چون متوجه شدم تفاوتهای فرهنگی لزوماً مانع ارتباط مخاطب با یک فیلم نمیشود. اگر قصه و موقعیت انسانی آن درست شکل گرفته باشد، مخاطب میتواند با آن ارتباط برقرار کند.
خاوری با تاکید بر اهمیت درگیری ذهنی مخاطب با فیلم گفت: به نظرم «ژوهاتسو» از آن فیلمهایی است که پس از پایان تماشا، مخاطب را به فکرکردن وامیدارد. شاید تماشاگر نتواند بلافاصله درباره آن به نتیجهای قطعی برسد، اما با پرسشهای فیلم درگیر میشود و همین درگیری ذهنی برای من اهمیت دارد.
انتخاب بازیگر بر اساس نقش، نه شهرت
خاوری درباره معیارهای خود در انتخاب بازیگران و ضرورت حضور چهرههای شناختهشده در فیلم کوتاه گفت: من در فیلمهایم معمولاً به ترکیبی از بازیگران شناختهشده، بازیگران تئاتر، هنرجویان مستعد و افرادی که تجربههای کوتاهتری در سینما یا تلویزیون دارند، علاقهمندم. اما انتخاب بازیگر برایم از خود نقش آغاز میشود، نه از نام و شهرت افراد. هنگام نوشتن فیلمنامه به بازیگر مشخصی فکر نمیکنم؛ بعد از اینکه متن کامل شد، بهطور جدی وارد مرحله انتخاب میشوم و با بازیگران جلسه میگذارم تا ببینم آیا جنس بازی، روحیه و شیوه کارشان با شخصیت و فضای فیلم هماهنگ است یا نه.
وی افزود: اگر احساس کنم این هماهنگی وجود ندارد، بدون تعارف انتخابم را تغییر میدهم. برای من صرف حضور یک چهره شناختهشده کافی نیست؛ همراهی، جدیت و میزان انرژیای که بازیگر برای پروژه میگذارد، اهمیت بیشتری دارد.
کارگردان ژوهاتسو با اشاره به روند تمرین بازیگران این فیلم گفت: در ژوهاتسو نیز بازیگران با انرژی و تعهد زیادی در کنار ما بودند. برای نمونه، تورج الوند حدود یک سال پیش از شروع پروژه به فیلم اضافه شد و همراهی او در این مدت ادامه پیدا کرد. من تمرینهای طولانی دارم، اما تمرینهایمان معمولاً به شکل دورخوانی فیلمنامه نیست. بازیگران باید به شناخت دقیقی از شخصیت، پیچیدگیهای روانی آن و رابطهاش با دیگران برسند.
وی ادامه داد: در بخشی از تمرینها، حتی موقعیتهایی شکل میگیرد که بازیگر از طریق گفتوگو درباره روابط خانوادگی و رفتارهای شخصیت، درک تازهای از انگیزههای او پیدا میکند. برای من مهم است که بازیگر صرفاً دیالوگش را حفظ نکند، بلکه بداند شخصیت چرا آن حرف را میزند و چه چیزی او را به تصمیمی که در فیلم میگیرد، رسانده است. همه بازیگران «ژوهاتسو» با جدیت و انرژی زیادی کار کردند و برای این همراهی ارزش قائلم.
این فیلمساز با اشاره به جایگاه جشنواره بینالمللی فیلم کوتاه تهران در سینمای ایران و جهان اظهار کرد: جشنواره فیلم کوتاه تهران نیز بهواسطه سابقه طولانی، اعتبار بینالمللی، جایگاه اسکارکوالیفای و تعداد مخاطبانش اهمیت زیادی دارد. یکی از ویژگیهای شاخص جشنواره، همین استقبال گسترده مخاطبان است؛ اینکه گاهی سالنها آنقدر شلوغ میشوند که افراد ناچارند روی پلهها بنشینند. این میزان ارتباط مستقیم فیلم با مخاطب، اتفاقی مهم است و حتی برای برخی از پخشکنندگان بینالمللی که جشنوارههای بزرگ دنیا را از نزدیک میشناسند، قابل توجه بوده است.
خاوری گفت: فکر میکنم انجمن و جشنواره فیلم کوتاه تهران در کنار هم ظرفیت مهمی برای سینمای ایران ایجاد کردهاند. هر نهادی باید بر اساس عملکردش ارزیابی شود و به نظر من، فعالیتهای انجمن در حمایت از فیلمسازان جوان و برگزاری جشنواره، بخش مهمی از این مسیر است.
