این ایده که باید خواب را در زندگی‌مان به حداقلِ کارآمد کاهش دهیم، بر یک اشتباه بنیادین استوار است. من عاشق چرت زدن هستم. چرت زدن در تابستان را دوست دارم؛ زمانی که ضرب‌آهنگ زندگی آرام‌تر است و عذاب وجدان ناشی از استراحت کردن، حتی اگر شده کمی، کاهش می‌یابد. از سوی دیگر، چرت زدن

این ایده که باید خواب را در زندگی‌مان به حداقلِ کارآمد کاهش دهیم، بر یک اشتباه بنیادین استوار است.

من عاشق چرت زدن هستم. چرت زدن در تابستان را دوست دارم؛ زمانی که ضرب‌آهنگ زندگی آرام‌تر است و عذاب وجدان ناشی از استراحت کردن، حتی اگر شده کمی، کاهش می‌یابد. از سوی دیگر، چرت زدن در زمستان را نیز می‌پسندم؛ وقتی بیرون سرد است و پنهان شدن زیر یک پتوی گرم، حس رفتن به خواب زمستانی را به من می‌دهد.

فصل سال اصلاً مهم نیست؛ وقتی در رختخواب دراز می‌کشم، از احساس آرامش بدنم لذت می‌برم و منتظر لحظه‌ای می‌مانم که تصویرهای عجیب‌وغریب در فضایی میان پلک‌های بسته و قرنیه چشم‌هایم، یا به احتمال زیاد در گوشه‌ای از ذهنم، شکل می‌گیرند. رفتن به خلسه بی‌هوشی را دوست دارم، بدون اینکه نگران کار بعدی در فهرست وظایفم باشم. شب‌ها معمولاً خواب عمیقی ندارم یا به‌راحتی به خواب نمی‌روم، اما چرت زدن برایم کاری آسان و شیرین به شمار می‌رود. روزهایی را که در آن‌ها فرصت چرت زدن پیدا می‌کنم، غنیمت می‌شمارم و شب‌هایی را که طولانی و راحت می‌خوابم، حتی از آن هم بیشتر قدر می‌دانم.

بااین‌حال، فرهنگ ما به کارایی و بهره‌وری پاداش می‌دهد و اغلب خواب را اتلاف وقت می‌داند. خوره‌های فناوری با افتخار از این می‌گویند که به‌طور منظم بیش از ۷۰ ساعت در هفته کار می‌کنند و هدفشان این است که زمان خواب خود را تا حد امکان کاهش دهند. ایلان ماسک در دوران حضورش در «وزارت کارآمدی دولت» (DOGE) آمریکا، برنامه‌های کاری حتی فشرده‌تری را برای کارمندان دولتی پیشنهاد کرد. رویکرد او با استقبال بسیاری از طرفداران فرهنگ کار طاقت‌فرسا در سیلیکون‌ولی روبه‌رو شد؛ فرهنگی که مدت‌هاست تلاش می‌کند خواب را هک کند.

در دیجینوی بخوانید: