در روز اول جهانی کشتی هر دو نماینده ما در آخرین ثانیه، پیروزی را با شکست عوض کردند.
اتفاق تلخی که در روز نخست جهانی کشتی آزاد در قزاقستان برای دو ابر ستاره ایرانی افتاد، دنیا را شگفت زده کرد. البته که بعد از شکست یزدانی و رحمان، دیدیم عبدالرشید سعدالله اف هم باخت، احمد تاج الدینوف هم که ۶-۱ از آرش یوشیدا جلو بود، ضربه فنی شد و فردا برای مدال برنز منتظر حسن آقای ماست. کشتی رو ندارد و این اتفاق که قهرمانان بزرگ زمین بخورند، اصلاً تازگی ندارد.
اما از آن طرف این مسئله هم که پشت حقایقی همچون رقابت و کشتی برد و باخت دارد، مخفی شده و ایرادات و مشکلات و کمبودها را نبینیم، غلط است. حتماً که باید بررسی و آنالیز شود که دو قهرمان ما چرا و چطور باختند، اما شاید یک نوبرانه در این اتفاق همیشگی دنیای ورزش شکل باخت دو قهرمان ما باشد که هر دو کشتی برده را در ثانیه آخر واگذار کردند.
حتماً که هر باخت و هر شکست، بسیار تلخ و دردناک است. در ورزشی مثل کشتی که قهرمان یک سال تمام فقط برای یک روز زحمت میکشد و در یک لحظه، با یک غفلت یا حتی بدشانسی تمام زحماتش به باد میرود، تلخ تر است. حالا اگر این قهرمان نام بزرگی داشته باشد و چشمها به او و انتظارات از او بالا باشد، این درد و تلخی بسیار بیشتر است. اما وقتی در ثانیه آخر نتیجه کشتی تغییر میکند، یعنی همه چیز ضربدر ۱۰۰۰ خواهد شد، از همان درد و تلخی گرفته تا دلایل موثر در این شکست.
حسن یزدانی تا یک صدم ثانیه به پایان کشتی با آرش یوشیدا ۵-۴ پیش و برنده بود. از آن طرف رحمان عموزاد نیز در ۳ ثانیه به سوت پایان برتری ۲-۱ را با شکست ۳-۲ برابر وازگن توانیان عوض کرد. وقتی بدانیم که یزدانی ده مدال و رحمان مدافع عنوان قهرمانی بود، آن وقت دیگر بهانه جوانی و کمبود تجربه دخالتی در این باخت ها ندارد. درست مثل کم آوردن که با این آمادگی بچه ها و نفس چاق، ماجرا به بدنسازی هم برنمی گردد.
به خصوص که دست کشتیگیری مقابل این دو بزرگ ما بالا رفت که یک دهم افتخارات آنها را هم ندارد. اینجا سوال اصلی این است که درد این باختها بیشتر بود یا درس آن؟ لحظهای تمام پیامدها تاثیر آن روی ۸ ملی پوش دیگر و همه شاید و اگرها را کنار بگذارید، تمام آنالیزهای دلایل شکست و اتفاقات فنی و حوادث و داوریها را هم رها کنید، به این فکر کنید که مهمترین درس این اتفاق چه بود؟
برای سالها در کشتی و ورزشهای انفرادی دیگر یا حتی ورزشهای تیمی، وقتی جوانی مقابل یک نام بسیار بزرگ قرار میگرفت، چنان مرعوبه ابهت او و کارنامهاش میشد که تا به خود می آمد، باخته بود. پرسپولیس و استقلال در شروع بازی دو گل از حریف پیش بودند و دارنده یک مدال جهانی، تا ابد برتری روانی روی رقبا داشت و با یک دهم زحمات و تلاشهای آنها دوباره ملیپوش میشد.
اما اتفاقی که در مسابقات جهانی برای حسن و رحمان افتاد و سپس در مورد سعدالله و تاج الدینف تکرار شد، ثابت کرد که فرهنگ حاکم بر نسل امروز ، خط بطلانی بر باورهای گذشته کشیده است. دیگر در این دوره زمانه، اسم و عنوان و مدال باعث ترس حریف نیست و جوانان امروزی، کاری با کارنامه و افتخارات بزرگ حریف ندارند.
آرش یوشیدا و وازگن توانیان هیچ کدام از اسم و عنوان و قهرمانی جهان و المپیک یزدانی یا رحمان نترسیدند و تا ثانیه آخر برای پیروزی تلاش کردند. انرژی جوانی و انگیزه هم به کمک آنها آمد، خیلی ها هم معتقدند برد حقشان بود چون تا ثانیه آخر ناامید نشدند و دست از حمله نکشیدند. مسائل فنی و اشتباهات و درسها یک سمت، این نکته مهمترین اتفاق امروز بود که بقیه بچه های ما هم بدانند دیگر کسی به مدال و کارنامهشان نگاه نمیکند!
ببینید: ویدیو| یزدانی خستهتر از همیشه/ وضعیت حسن بعد از شکست مقابل آرش یوشیدا
