روزنامه اطلاعات:

میان منافع امنیتی و سیاسی دو دولت آمریکا و اسرائیل در مقاطعی هم‌پوشانی وجود دارد، اما این هم‌پوشانی لزوماً به معنای وجود یک توافق محرمانه برای تأثیرگذاری بر انتخابات نیست.

اکبر حیدری در اطلاعات نوشت: در میانه تشدید تنش‌ها در منطقه و در شرایطی که سایه تقابل نظامی ایران و اسرائیل بار دیگر بر خاورمیانه سنگینی می‌کند، یک پرسش اساسی بیش از گذشته ذهن ناظران سیاسی را به خود مشغول کرده است: اقدام نظامی اسرائیل علیه ایران تا چه اندازه با محاسبات سیاسی و انتخاباتی بنیامین نتانیاهو ارتباط دارد؟ این پرسش زمانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که زمان‌بندی تحولات نظامی را در کنار انتخابات پیش‌روی اسرائیل و انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا قرار دهیم؛ دو رویدادی که می‌توانند آینده سیاسی نتانیاهو و دونالد ترامپ را تحت تأثیر قرار دهند.

نتانیاهو در شرایطی به استقبال انتخابات می‌رود که عملکرد دولتش همچنان زیر ذره‌بین افکار عمومی اسرائیل قرار دارد و موضوعات امنیتی، مسئولیت سیاسی در قبال حمله ۷ اکتبر و عملکرد کابینه او از مهم‌ترین محورهای مناقشه سیاسی در اسرائیل است. در چنین شرایطی، هرگونه تشدید بحران امنیتی می‌تواند فضای سیاسی را از مباحث داخلی به سمت مسئله امنیت ملی و تهدید خارجی سوق دهد.

این به معنای آن نیست که بتوان با قطعیت گفت هدف اصلی نتانیاهو جلوگیری از برگزاری انتخابات یا تأثیرگذاری مستقیم بر نتیجه آن است، اما نمی‌توان احتمال تأثیر محاسبات انتخاباتی بر تصمیم‌های سیاسی و امنیتی را نیز به‌سادگی نادیده گرفت. اگر یک کشور وارد شرایط جنگی گسترده شود، طبیعی است که موضوع امنیت برای جامعه در اولویت قرار گیرد و فضای سیاسی نیز تحت تأثیر قرار گیرد. در چنین وضعیتی ممکن است بحث‌هایی درباره ضرورت تغییر زمان انتخابات یا ایجاد محدودیت‌های ناشی از شرایط اضطراری مطرح شود.

با این حال، میان ایجاد فضای جنگی و جلوگیری از برگزاری انتخابات فاصله حقوقی و سیاسی قابل توجهی وجود دارد و برای نسبت دادن اقدام نظامی به چنین هدفی، شواهد مستقیم و قابل اتکا لازم است. اما بخش مهم‌تر این معادله، نقش ایالات متحده است. دونالد ترامپ نیز در فاصله کوتاهی با انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا قرار دارد؛ انتخاباتی که نتیجه آن می‌تواند بر فضای سیاسی واشنگتن و میزان قدرت مانور دولت او در ادامه دوره ریاست‌جمهوری تأثیر بگذارد. هم‌زمانی این انتخابات با انتخابات اسرائیل و تحولات نظامی منطقه، یک معادله پیچیده ایجاد کرده است.

ترامپ از یک سو تلاش می‌کند تصویری از قدرت و قاطعیت آمریکا در برابر تهدیدهای خارجی ارائه دهد و از سوی دیگر، ادامه یک جنگ طولانی می‌تواند تبعات اقتصادی و سیاسی خود را برای دولت او به همراه داشته باشد.

از همین نقطه است که فرضیه «هماهنگی سیاسی و نظامی میان ترامپ و نتانیاهو» مطرح می‌شود؛ فرضیه‌ای که در فضای رسانه‌ای می‌تواند جذاب باشد، اما برای تبدیل شدن به یک واقعیت مستند نیازمند شواهد روشن است. آنچه فعلاً می‌توان گفت این است که میان منافع امنیتی و سیاسی دو دولت در مقاطعی هم‌پوشانی وجود دارد، اما این هم‌پوشانی لزوماً به معنای وجود یک توافق محرمانه برای تأثیرگذاری بر انتخابات نیست. حتی در روابط واشنگتن و تل‌آویو نیز در مقاطع مختلف اختلاف نظرهایی درباره نحوه ادامه جنگ، مذاکره و سطح فشار نظامی وجود داشته است.

با این حال، یک نکته را نباید نادیده گرفت: وقتی تصمیم‌های نظامی در آستانه انتخابات اتخاذ می‌شوند، آثار سیاسی آن‌ها نیز به اندازه آثار نظامی اهمیت پیدا می‌کند. ممکن است یک عملیات از نگاه طراحان آن، همزمان چند هدف داشته باشد؛ از تضعیف توان نظامی طرف مقابل گرفته تا تقویت بازدارندگی، ایجاد فشار دیپلماتیک و حتی تغییر دستور کار افکار عمومی. از این منظر، جنگ دیگر صرفاً یک مسئله نظامی نیست؛ بلکه می‌تواند به ابزاری برای بازتعریف فضای سیاسی داخلی و خارجی تبدیل شود.

برای ایران اما مهم‌تر از کشف نیت واقعی نتانیاهو یا ترامپ، شناخت شرایط و آمادگی در برابر سناریوهای مختلف است. اگر تصمیم‌گیران اسرائیل یا آمریکا در حال بررسی گزینه‌های نظامی باشند، نباید هیچ فرضی را قطعی تلقی کرد؛ اما در عین حال نباید احتمال تشدید بحران را نیز دست‌کم گرفت.

در چنین شرایطی، افزایش هوشیاری نیروهای نظامی، ارتقای آمادگی پدافندی، حفاظت از زیرساخت‌های حیاتی و آمادگی برای سناریوهای مختلف، اقدامی پیشگیرانه و منطقی است. به همین دلیل، اکنون شاید پرسش اصلی این نباشد که آیا نتانیاهو می‌داند در انتخابات شکست خواهد خورد یا اینکه آیا ترامپ و نتانیاهو دقیقاً یک نقشه مشترک انتخاباتی طراحی کرده‌اند بلکه پرسش مهم‌تر این است که آیا در محاسبات رهبران اسرائیل و آمریکا، انتخابات و جنگ به یکدیگر گره خورده‌اند یا خیر؟

پاسخ قطعی به این پرسش هنوز در دسترس نیست، اما هم‌زمانی انتخابات، افزایش تنش‌های منطقه‌ای و تحرکات نظامی نشان می‌دهد که تصمیم‌های هفته‌ها و ماه‌های آینده می‌تواند ابعادی فراتر از میدان نظامی داشته باشد. در چنین فضایی، هوشیاری بیش از هر زمان دیگری اهمیت دارد؛ زیرا در منطقه‌ای که یک تصمیم سیاسی می‌تواند به اقدام نظامی و یک اقدام نظامی می‌تواند به بحران سیاسی تبدیل شود، خطای محاسباتی تنها یک اشتباه تاکتیکی نیست؛ ممکن است آغاز زنجیره‌ای از حوادثی باشد که کنترل آن برای هیچ‌یک از طرف‌ها آسان نخواهد بود.