بازگشت هزینههای جنگ به اروپا؛ از فشار بر ایران تا اعتراض در خیابانهای غرب
افزایش هزینههای انرژی و پیامدهای جنگ ایران، در کنار مشکلات مزمن معیشتی، به تشدید نارضایتی در فرانسه و دیگر کشورهای اروپایی دامن زده است. عباس عراقچی، فرانسه را به نادیده گرفتن پیامدهای سیاستهای خود متهم کرده، اما اعتراضهای اروپا ریشههایی فراتر از جنگ دارند. افزایش قیمت سوخت میتواند بر خانوارهای آمریکایی و اقتصاد اسرائیل نیز فشار وارد کند و هزینههای سیاسی و اقتصادی ادامه درگیری را برای حامیان آن افزایش دهد.
فرارو– مالک عابده، تحلیلگر ارشد مسائل خاورمیانه در المیادین
به گزارش فرارو به نقل از المیادین، در حالی که برخی دولتهای اروپایی امیدوار بودند فشارهای اقتصادی و نظامی، نارضایتی داخلی در ایران را به بحرانی سیاسی تبدیل کند، افزایش هزینههای زندگی و پیامدهای جنگ، خیابانهای فرانسه و دیگر کشورهای اروپایی را نیز به صحنه اعتراض تبدیل کرده است. تهران این وضعیت را نشانه بازگشت هزینههای جنگ به کشورهای حامی آن میداند؛ هرچند اعتراضهای اروپا ریشههای داخلی متعددی دارد و نمیتوان همه آنها را صرفاً به جنگ ایران نسبت داد.
عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران در واکنش به اظهارات امانوئل مکرون، رئیسجمهور فرانسه درباره ارتباط افزایش قیمت سوخت ناشی از جنگ با ناآرامیهای اخیر، پاریس را به نادیده گرفتن پیامدهای سیاستهای خود متهم کرد.
مکرون افزایش هزینههای انرژی را یکی از عوامل مؤثر بر اعتراضها دانسته بود. عراقچی نیز عنوان کرد که حمایت سیاسی از حملات علیه ایران، در شکلگیری شرایط کنونی بیتأثیر نبوده است.
وزیر خارجه ایران با انتقاد از رویکرد دولت فرانسه گفت اکنون برای انداختن مسئولیت بحران بر دوش دیگران دیر شده است. او همچنین با اشاره به مطالبات معترضان فرانسوی، از مکرون خواست به خواستههای مردم کشورش توجه کند.
از فشار بر ایران تا بحران در خیابانهای اروپا
اعتراضهای فرانسه در شرایطی گسترش یافته که بخشهایی از جامعه با افزایش هزینههای زندگی، نگرانی درباره کیفیت خدمات عمومی و مشکلات اقتصادی دستوپنجه نرم میکنند. برخی تجمعها نیز به درگیری با پلیس، تخریب اموال و غارت فروشگاهها انجامیدهاند.
ناآرامیها به فرانسه محدود نمانده است. در کشورهای دیگر اروپا نیز فشار ناشی از هزینههای مسکن، انرژی، مالیات و خدمات عمومی به نارضایتیهای اجتماعی دامن زده است. در چنین فضایی، جنگ ایران و اختلال در بازارهای جهانی انرژی میتواند فشار مضاعفی بر خانوارها وارد کند.
اهمیت این مسئله از جایگاه تنگه هرمز در تجارت جهانی انرژی ناشی میشود. محدود شدن عبور کشتیها از این آبراه و افزایش نگرانیها درباره امنیت حملونقل دریایی، بازار نفت و گاز را تحت تأثیر قرار داده است. افزایش قیمت سوخت نیز هزینه حملونقل و تولید را بالا میبرد و در نهایت میتواند به قیمت کالاها و خدمات منتقل شود.
به این ترتیب، جنگی که در خاورمیانه جریان دارد، برای شهروندان اروپایی صرفاً موضوعی دور از دسترس و محدود به اخبار بینالمللی نیست؛ پیامدهای اقتصادی آن ممکن است در هزینههای روزمره زندگی نیز احساس شود.
چه کسی هزینه فرسایش اقتصادی را میپردازد؟
فشار اقتصادی بر ایران یکی از ابزارهای اصلی سیاست آمریکا و متحدانش برای محدود کردن توان تهران بوده است. تحریمها، محدودیتهای تجاری و فشار نظامی با این انتظار همراه بودهاند که افزایش هزینهها، نارضایتی عمومی را تشدید کند و بر محاسبات ایران اثر بگذارد.
با این حال، جنگ در منطقهای که سهم مهمی از انرژی جهان از آن عبور میکند، پیامدهایی فراتر از مرزهای ایران دارد. هرگونه اختلال پایدار در عرضه نفت و گاز میتواند قیمتهای جهانی را افزایش دهد و کشورهایی را نیز تحت فشار قرار دهد که مستقیماً در جنگ حضور ندارند.
البته اعتراضهای اروپا صرفاً محصول جنگ نیستند. مشکلات مزمن مربوط به دستمزدها، مسکن، مالیات، خدمات عمومی و قدرت خرید، پیش از آغاز درگیری نیز وجود داشتند. جنگ و افزایش قیمت انرژی میتوانند این نارضایتیها را تشدید کنند، اما توضیح کامل آنها نیازمند توجه به شرایط داخلی هر کشور است.
آیا پیامدها به آمریکا و اسرائیل هم میرسد؟
ایالات متحده نیز از نوسان قیمت جهانی انرژی مصون نیست. با وجود تولید قابلتوجه نفت در این کشور، افزایش پایدار قیمت بنزین میتواند هزینه خانوارها را بالا ببرد و بر ارزیابی عمومی از عملکرد دولت تأثیر بگذارد. این مسئله در آستانه انتخابات میاندورهای کنگره اهمیت بیشتری دارد؛ زیرا رأیدهندگان ممکن است هزینههای زندگی را در کنار نحوه مدیریت جنگ ارزیابی کنند.
برای دولت ترامپ، چالش اصلی جمع کردن دو هدف است: ادامه فشار نظامی بر ایران و جلوگیری از تبدیل پیامدهای اقتصادی جنگ به مسئلهای داخلی و سیاسی. افزایش قیمت سوخت، در صورت تداوم، میتواند فضای تصمیمگیری دولت را محدودتر کند.
اسرائیل نیز با هزینههای نظامی و اقتصادی ادامه درگیری روبهروست. طولانی شدن جنگ میتواند بر سرمایهگذاری، فعالیت اقتصادی و هزینههای عمومی فشار وارد کند و اختلافات داخلی درباره اهداف و آینده عملیات نظامی را تشدید کند. با این حال، میزان این پیامدها به مدت جنگ، شدت درگیریها و تحولات بازار انرژی بستگی دارد.
بازگشت هزینههای جنگ؛ تناقضی در محاسبات غرب؟
از نگاه تهران، ناآرامیهای اروپا نشان میدهد که پیامدهای جنگ را نمیتوان در محدوده جغرافیایی ایران محصور کرد. کشورهایی که از فشار اقتصادی و نظامی علیه تهران حمایت کردهاند، ممکن است در داخل با بخشی از هزینههای ناشی از اختلال در بازار انرژی و افزایش قیمتها روبهرو شوند.
با این حال، اعتراضهای اروپایی از مجموعهای از عوامل داخلی و خارجی تأثیر میپذیرند. نکته اصلی آن است که جنگ، بهویژه در منطقهای با اهمیت راهبردی برای عرضه جهانی انرژی، میتواند هزینههایی گسترده و پیشبینیناپذیر ایجاد کند. دولتها ممکن است در آغاز تصور کنند فشارها عمدتاً بر رقیب تحمیل خواهد شد، اما اختلال در تجارت و انرژی بهسرعت از مرزها عبور میکند.
در نهایت، پرسش فقط این نیست که آیا جنگ به افزایش نارضایتی در اروپا انجامیده است؛ بلکه این است که دولتهای درگیر تا چه اندازه هزینههای اقتصادی و اجتماعی تصمیمهای نظامی خود را در محاسباتشان لحاظ کردهاند. اگر جنگ طولانی شود، فشار بر خانوارها، بازارهای انرژی و سیاست داخلی کشورهای مختلف میتواند افزایش یابد؛ واقعیتی که یادآور میشود هزینه جنگها معمولاً بسیار فراتر از میدان نبرد گسترش پیدا میکند.
