پژوهشگران اندونزیایی پانزده روز برای یک گلدان ریحان قرآن خواندند، اما برای گلدان دیگر نه. گیاه نخست برگهای سالمتری داشت؛ این آزمایش ساده دقیقاً چه چیزی را ثابت میکند؟
روستای «روبایان» در شهرستان جپارای اندونزی، خرداد ۱۴۰۴. دو گلدان ریحان از حیاط همسایه، کنار هم زیر آفتاب صبح. هر دو روزی دو بار آب میخورند و هوای یکسانی را تنفس میکنند. فقط یک فرق دارند: یکی هر روز دو جزء قرآن میشنود و دیگری نه. پانزده روز بعد، قرآن یک بار کامل برای گلدان اول ختم شده و دعای ختم هم خوانده شده است.
این صحنهی یک فیلم معنوی نیست. خلاصهی پژوهشی است که در شمارهی تازهی «جورنال علوم دینی» (Jurnal Ilmu Agama، سال ۲۰۲۶) منتشر شده. نویسندگانش سوفیانا سیاجاروتین طیبه و عبدالفتاح از دانشگاه اسلامی سونن کودوس اندونزی و محمد مسروری از دانشگاه سلطان زینالعابدین مالزی هستند. ادعایشان این است که تلاوت قرآن میتواند بر موجودی غیر از انسان هم اثر بگذارد.
برگهایی که فرق داشتند
بعد از پانزده روز، دو نفر از دو آیین مختلف گیاهها را بررسی کردند: محمد زین فکری که مسلمان است و «اروین ورونیکا»، کارمند مسیحی ۳۳ سالهای در جپارا. ارزیابی هر دو تقریباً یکی بود. برگهای ریحانِ «قرآنشنیده» پهن و کامل باز شده بودند و نه لکهی سیاهی داشتند، نه سوراخ ریزی، نه نشانهای از پوسیدگی. گیاه دیگر هم رشد طبیعی داشت، اما برگهایش خمیده بودند و جا به جا سیاه، سوراخدار یا رو به پوسیدگی.
پژوهشگران عمداً سراغ یک ناظر غیرمسلمان رفتند تا داوری کمتر رنگ ایمان بگیرد. حرکت هوشمندانهای است، هرچند همانطور که جلوتر میبینیم، کافی نیست.
از «شفا» تا «کود معنوی»
واژهی «شفاء» شش بار در قرآن آمده: توبه/۱۴، شعراء/۸۰، یونس/۵۷، نحل/۶۹، اسراء/۸۲ و فصلت/۴۴. فخر رازی و ابنکثیر این شفا را بیشتر به دل و جان انسان مربوط دانستهاند: درمان کینه، تردید و اندوه. اما نویسندگان میگویند در آیهی «وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاءٌ وَرَحْمَةٌ» (اسراء/۸۲) هیچ قیدی نیست که شفا و رحمت را فقط به انسان محدود کند. پس شاید گیاه و حیوان هم از آن سهمی ببرند. آنها حتی تلاوت را به «کود» تشبیه میکنند: کودی معنوی که بهجای خاک، به جان گیاه میرسد.
یک ظرافت زیبا هم در انتخاب گیاه هست. ریحان در عربی همان «الرَّیحان» است که در سورهی الرحمن (آیهی ۱۲) آمده، و در روایتی، حضرت نوح وقتی از کشتی پیاده شد، اولین چیزی که کاشت ریحان بود. پیامبر صلیاللهعلیهوآله هم مؤمنِ قرآنخوان را به «اُترُج» تشبیه کرده که بوی خوش و طعم خوش دارد. استعارهها خوب جفتوجور شدهاند.
دعوای قدیمی، لباس تازه
این بحث تازه نیست. از قرنها پیش، کسانی مثل غزالی، سیوطی، طنطاوی جوهری و محمد عبده از «تفسیر علمی» دفاع کردهاند و کسانی مثل شاطبی، محمود شلتوت، امین خولی و عقاد مخالفش بودهاند. استدلال مخالفان امروز هم شنیدنی است: قرآن کتاب هدایت است، نه کتاب درسی علوم. و اگر حقیقتی جاودانه را به یافتهای موقت و شکننده گره بزنیم، با فروریختن آن یافته، اعتبار متن هم بیدلیل زیر سؤال میرود.
خود مقاله هم صادقانه خودش را «اکتشافی» معرفی میکند، یعنی آغاز یک پرسش، نه پایان آن.
پس ارزشش چیست؟
ارزش این پژوهش نه در اثبات، که در جسارت پرسیدن است. اینکه مطالعات قرآنی از کتابخانه بیرون بیاید و سراغ گلدان و خاک برود، اتفاق کوچکی نیست. اما اگر قرار است این مسیر جدی گرفته شود، قدم بعدی روشن است: دهها گیاه، گروهبندی تصادفی، گروه کنترلِ صدای غیرقرآنی، اندازهگیری عددی و ناظرانی که ندانند کدام گلدان کدام است.
منبع:
https://jurnal.radenfatah.ac.id/index.php/JIA/article/view/۳۲۸۱۹
