خط سلامت: شخصیت در بزرگسالی کاملا ثابت نمی شود. پژوهش ها نشان می دهند ویژگی های شخصیتی، در کنار ثبات نسبی، قابلیت تغییر دارند؛ اما تغییر معمولا تدریجی است و برای همه به یک شکل اتفاق نمی افتد.

به گزارش خط سلامت، بعضی پرسش ها در اتاق درمان بارها تکرار می شوند؛ دغدغه هایی که بسیاری از ما در دوره ای از زندگی با آنها روبه رو شده ایم. در مجموعه «از اتاق درمان» قرار است با کمک یافته های علمی، به این پرسش های آشنا نگاه دقیق تری داشته باشیم.

سوال امروز این است: «دکتر، آدم ها واقعا تغییر می کنند یا شخصیت از یک جایی به بعد ثابت می شود؟»

شاید شما هم جمله «من همینم که هستم» را شنیده باشید؛ جمله ای که گاهی برای توضیح حساسیت، زودرنجی، بی نظمی یا دشواری در رابطه به کار می رود. اما آیا علم شخصیت، امکان تغییر را رد می کند؟

آیا برای تغییر شخصیت دیر می شود؟

در یک گفت و گوی فرضی، فرد می پرسد:

ـ دکتر، من ۴۰ سالم است. اگر قرار بود تغییر کنم، تا الان تغییر کرده بودم.

ـ چه تغییری را در نظر داری؟

ـ اینکه کمتر عصبانی شوم و در رابطه ها مثل گذشته واکنش نشان ندهم.

پاسخ علمی این نیست که شخصیت در یک سن مشخص قفل می شود. پژوهش های طولی نشان داده اند صفات شخصیتی در طول زندگی هم ثبات دارند و هم تغییر می کنند. بنابراین، بزرگسال بودن به تنهایی دلیل کافی برای ناممکن دانستن تغییر نیست.

با این حال، تغییر شخصیت به معنای بیدار شدن در یک صبح و تبدیل شدن به انسانی کاملا متفاوت نیست. اغلب باید به تغییرات تدریجی در گرایش ها و الگوهای رفتاری توجه کرد.

ثبات شخصیت چگونه با تغییر سازگار است؟

ممکن است فردی در مقایسه با اطرافیانش همچنان حساس تر باشد، اما نسبت به گذشته آرام تر واکنش نشان دهد. این دو وضعیت تناقض ندارند.

برای مثال، کسی که از تعارض ناراحت می شود، شاید همچنان گفت و گوی دشوار را دوست نداشته باشد؛ اما بتواند به جای فرار، سکوت طولانی یا پرخاشگری، احساسش را بیان کند.

همچنین فردی درون گرا می تواند مهارت ارتباطی بهتری پیدا کند، بدون اینکه ترجیحش برای خلوت کاملا عوض شود. تغییر در رفتار، مهارت و صفت شخصیتی مفاهیم یکسانی نیستند، اما می توانند با یکدیگر ارتباط داشته باشند.

از یک رفتار تازه نمی توان نتیجه گرفت کل شخصیت تغییر کرده است؛ همان طور که باقی ماندن یک گرایش، به معنای بی فایده بودن تلاش نیست.

پژوهش ها درباره تغییر شخصیت چه می گویند؟

یک فراتحلیل در سال ۲۰۰۶، با بررسی ۹۲ نمونه طولی، تغییر صفات را در دوره های مختلف زندگی مطالعه کرد. نتایج نشان داد وظیفه شناسی، ثبات هیجانی و جنبه ای از برون گرایی مرتبط با ابراز وجود اجتماعی، به ویژه در فاصله ۲۰ تا ۴۰ سالگی، به طور میانگین افزایش پیدا می کنند. تغییراتی در میانسالی و سالمندی نیز مشاهده شد.

این یافته به معنی آرام تر یا منظم تر شدن همه افراد با افزایش سن نیست. میانگین گروه، مسیر قطعی یک فرد را پیش بینی نمی کند.

فراتحلیل دیگری در سال ۲۰۲۲، داده های ۱۸۹ مطالعه درباره ثبات نسبی جایگاه افراد و ۲۷۶ مطالعه درباره تغییر میانگین صفات را بررسی کرد. نتیجه کلی، از وجود هم زمان ثبات و تغییر حمایت می کرد.

پس جمله «شخصیت در بزرگسالی دیگر هیچ تغییری نمی کند» با این شواهد سازگار نیست.

آیا بهتر رفتار کردن همان تغییر شخصیت است؟

نه همیشه. فرد ممکن است در یک موقعیت مشخص، رفتار متفاوتی نشان دهد؛ مثلا در محل کار خشمش را کنترل کند، اما در خانه همچنان واکنش های قبلی را داشته باشد.

برای شناخت تغییر پایدار، باید الگوی رفتار را در طول زمان و موقعیت های مختلف دید. آیا فرد در چند رابطه بهتر گفت و گو می کند؟ آیا پس از اشتباه، کمتر خود را سرزنش می کند؟ آیا مسئولیت پذیری او فقط چند روز ادامه دارد یا به عادتی ماندگار تبدیل شده است؟

این پرسش ها کمک می کنند تغییر را از یک تصمیم لحظه ای یا وعده کلی جدا کنیم. «می خواهم عوض شوم» نقطه شروع است؛ شواهد تغییر در رفتارهای تکرارشونده دیده می شوند.

آیا روان درمانی می تواند شخصیت را تغییر دهد؟

یک فراتحلیل در سال ۲۰۱۷، ۲۰۷ مطالعه مداخله ای را بررسی کرد. مداخلات، با تمرکز عمده بر درمان های بالینی، با تغییر در اندازه گیری صفات شخصیتی طی مدت میانگین حدود ۲۴ هفته همراه بودند. ثبات هیجانی از حوزه هایی بود که تغییر بیشتری نشان داد.

این نتیجه، وعده تغییر قطعی در شش ماه نیست. مطالعات از نظر روش و نوع مداخله متفاوت بودند و همه تغییرات را نمی توان صرفا به یک عامل نسبت داد.

با این حال، یافته ها نشان می دهند هدف درمان فقط تحمل وضع موجود نیست؛ بعضی الگوهای پایدار نیز می توانند تغییر کنند.

برای تغییر، از کجا شروع کنیم؟

هدف مشخص، قابل بررسی تر از جمله «باید شخصیتم را عوض کنم» است. مثلا:

  • هنگام عصبانیت، پیش از پاسخ دادن مکث کنم.

  • در گفت و گوی دشوار، نیازم را روشن بیان کنم.

  • برای کارهای مهم برنامه قابل اجرا داشته باشم.

  • پس از اشتباه، به جای توهین به خود، راه اصلاح را پیدا کنم.

این هدف ها نمونه هایی برای تمرکز بر رفتار هستند و نتیجه یکسانی برای همه ندارند. اگر الگوها مکررا به رابطه، کار یا سلامت روان آسیب می زنند، بررسی آنها با متخصص می تواند مفید باشد.

تغییر همیشه به معنای تبدیل شدن به آدم دیگری نیست. گاهی فرد همچنان حساس، محتاط یا درون گراست، اما انتخاب های بیشتری برای پاسخ دادن دارد؛ می تواند بگوید: «هنوز خودم هستم، اما دیگر مجبور نیستم همیشه مثل گذشته رفتار کنم.»