تهرا- ایرنا- یک پژوهشگر تاریخ و تهران پژوه با اشاره به تخریب بناهای تاریخی و گسترش ساخت‌وسازهای نامتوازن در پایتخت گفت: تهران هنوز ظرفیت‌های تاریخی ناشناخته‌ای دارد و با مرمت بناهای ارزشمند، اصلاح قوانین و مشارکت بخش خصوصی می‌توان از تخریب میراث شهری جلوگیری کرد و هویت تاریخی پایتخت را زنده نگه داشت.

تهران، پایتختی که از قصبه‌ای در شمال ری به قلب تپنده ایران تبدیل شد، امروز در سایه توسعه نامتوازن، برج‌سازی‌های بی‌رویه و تخریب بناهای تاریخی با تهدید فراموشی هویت کهن خود روبه‌روست؛ شهری که در پس خیابان‌های شلوغ و ساختمان‌های بلند هنوز کوچه‌های آشتی‌کنان، خانه‌های بادگیردار و عمارت‌هایی از گذشته را در دل خود جای داده است.

عباس عربی، تهران‌پژوه در گفت‌وگو با خبرنگار ایرنا از سیر تحول تاریخی پایتخت، آسیب‌های توسعه نامتوازن و ظرفیت‌های کمترشناخته‌شده تهران می‌گوید و معتقد است با مرمت بناهای ارزشمند، اصلاح قوانین و مشارکت مردم و بخش خصوصی، هنوز برای نجات میراث تاریخی تهران دیر نشده است.

ایرنا: اگر بخواهید تهران را در یک جمله توصیف کنید، چه می‌گویید؟

عربی: تهران قلب ایران است. البته همه جای ایران عزیز برای ما ارزشمند و محترم است، اما از دوره آقامحمدخان قاجار، این شهر به‌عنوان پایتخت انتخاب شد و به‌تدریج جایگاه ویژه‌ای در تحولات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی کشور پیدا کرد.

من خودم را دانشجوی کوچکی در حوزه تاریخ، تهران‌پژوه و علاقه‌مند به تهران می‌دانم. به نظرم تهران شهری است که برای شناخت آن باید از سطح خیابان‌ها و ساختمان‌های امروزی فراتر رفت و تاریخ، محلات و بناهای قدیمی آن را شناخت.

ایرنا: اگر کسی بخواهد تهران تاریخی را بشناسد، باید از کدام محلات شروع کند؟

عربی: برای شناخت تهران قدیم باید به پنج محله اصلی و تاریخی شهر توجه کرد؛ عودلاجان، سنگلج، چال‌میدان، ارگ و بازار. این محلات از قدیمی‌ترین بخش‌های تهران هستند و هسته اولیه شهر را تشکیل می‌دادند. تهران در دوره‌های بعد از همین محدوده‌ها گسترش پیدا کرد.

این محلات فقط مجموعه‌ای از کوچه‌ها و خانه‌های قدیمی نیستند، بلکه بخشی از حافظه تاریخی و هویت شهر را در خود جای داده‌اند. شناخت تهران بدون توجه به این محدوده‌ها کامل نخواهد بود.

ایرنا: تهران از چه زمانی از یک قصبه به شهری مهم تبدیل شد و چه عواملی در گسترش آن نقش داشتند؟

عربی: تهران که در شمال شهر ری قرار داشت، از دوره صفویه به‌تدریج به شهری مهم تبدیل شد. در سفرنامه برخی اروپاییانی که در آن دوره به ایران سفر کرده‌اند، از جمله پیترو دلاواله، به جایگاه تهران و مقایسه آن با شهرهایی مانند قزوین اشاره شده که در دوره صفویه یکی از پایتخت‌های ایران بود.

با این حال، رشد و گسترش تهران بیشتر به دوره قاجار بازمی‌گردد؛ زمانی که این شهر به پایتخت انتخاب شد. طبیعی است که با انتقال مرکز حکومت به یک شهر، مهاجرت به آن افزایش پیدا کند و فعالیت‌های اقتصادی و اجتماعی نیز گسترش یابد.

از اواخر دوره قاجار به بعد، ورود صنایع، کارخانه‌ها و مظاهر جدید تمدنی به ایران نیز بر این روند تأثیر گذاشت. به‌تدریج، جمعیت تهران افزایش یافت، روستاها و شهرهای اطراف دستخوش تغییر شدند و زمین‌های کشاورزی تحت فشار توسعه شهری قرار گرفتند.

ایرنا: برخی معتقدند در دوره رضاخان دروازه‌های تهران را بستند تا از ورود مهاجران جلوگیری کنند. ماجرای حصار و دروازه‌های قدیمی شهر چه بود؟

عربی: در گذشته، شهرها معمولاً حصار داشتند و در اطراف حصار نیز خندق‌هایی حفر می‌شد. ورود و خروج شهر از طریق دروازه‌هایی انجام می‌گرفت که در نقاط مختلف حصار قرار داشتند. تهران نیز از دوره صفویه به بعد دارای حصار و دروازه بود.

با ورود به دوره مدرن، ساختار سنتی شهرها تغییر کرد و حصارها و دروازه‌ها به‌تدریج کارکرد گذشته خود را از دست دادند. در دوره پهلوی، حصار و دروازه‌های تهران تخریب شد و کریم‌آقا بوذرجمهری، شهردار وقت تهران، در این روند نقش داشت.

بنابراین، تخریب دروازه‌ها را نباید اقدامی برای جلوگیری از مهاجرت دانست؛ اتفاقاً با گسترش صنایع و تغییرات اقتصادی، مهاجرت به تهران ادامه یافت و حتی بیشتر شد. تخریب حصارها بخشی از تغییر تعریف شهر و گذار از ساختار سنتی به شهرنشینی مدرن بود.

ایرنا: اگر تهران امروز را با تهران ۵۰ سال پیش مقایسه کنیم، به نظر شما چه چیزهایی را از دست داده‌ایم؟

عربی: متأسفانه یکی از مهم‌ترین مشکلات تهران در دهه‌های گذشته، توسعه نامتوازن بوده است؛ توسعه‌ای که بدون سنجش دقیق ظرفیت‌های شهر و مناطق پیرامونی آن انجام شده است.

افزایش جمعیت به آب، مسکن، زیرساخت و خدمات نیاز دارد، اما وقتی رشد جمعیت و گسترش کالبدی شهر متناسب با ظرفیت‌های موجود نباشد، مشکلاتی مانند حاشیه‌نشینی و فشار بر منابع طبیعی ایجاد می‌شود.

گسترش سریع شهرهای اقماری تهران، از جمله کرج و اسلامشهر، نیز بخشی از همین تحولات است. البته این شهرها و مردم آن‌ها برای ما ارزشمند هستند، اما باید توجه داشت که تمرکز جمعیت و امکانات در تهران، در کنار گسترش بی‌رویه آن، مشکلاتی را برای پایتخت و مناطق اطراف ایجاد کرده است.

به اعتقاد من، یکی از مهم‌ترین تهدیدها این است که تهران به مناطقی پیشروی می‌کند که ظرفیت پذیرش چنین توسعه‌ای را ندارند؛ از دشت‌ها و عرصه‌های طبیعی گرفته تا حریم کوهستانی و پهنه‌های ارزشمند تاریخی. این روند هم به محیط‌زیست آسیب می‌زند و هم هویت تاریخی شهر را تهدید می‌کند.

یک تهران‌پژوه: توسعه نامتوازن، هویت تاریخی پایتخت را تهدید می‌کند

ایرنا: آیا با وجود برج‌سازی‌ها و تخریب بناهای قدیمی، هنوز می‌توان برای تهران هویت تاریخی مشخصی قائل شد؟

عربی: بله، تهران همچنان هویت تاریخی دارد، اما این هویت در معرض آسیب جدی است. متأسفانه، بسیاری از بناها و آثار تاریخی در دوره‌های مختلف، گاهی به دلیل سودجویی و گاهی به نام مدرن‌سازی تخریب شده‌اند و امروز ناچاریم آن‌ها را در کتاب‌های تاریخی جست‌وجو کنیم.

برای مثال، در برخی شهرهای اروپایی مانند پاریس، بافت تاریخی حفظ شده و توسعه جدید در محدوده‌های دیگری انجام گرفته است. اما در تهران، در مواردی شاهد ساخت‌وسازهای بلندمرتبه در مجاورت بناهای تاریخی هستیم؛ برای نمونه، در محدوده حمام نواب، ساختمان‌های چندطبقه در کنار یک اثر تاریخی قرار گرفته‌اند.

این ناهماهنگی در سیمای شهری، آسیب بزرگی به بافت تاریخی وارد می‌کند. البته هنوز فرصت برای جبران وجود دارد و بناهای ارزشمند بسیاری باقی مانده‌اند که می‌توان با برنامه‌ریزی مناسب از آن‌ها حفاظت کرد.

ایرنا: بخش خصوصی چه نقشی در حفظ بناهای تاریخی تهران دارد؟ آیا می‌توان میان حفاظت از میراث و کسب درآمد اقتصادی ارتباط برقرار کرد؟

عربی: بخش مهمی از بناهای تاریخی تهران در اختیار بخش خصوصی است و به همین دلیل، همراهی مالکان برای حفاظت از این آثار اهمیت زیادی دارد. باید به مالکان نشان داد که این بناها صرفاً ساختمان‌هایی قدیمی نیستند، بلکه بخشی از هویت شهرند و قابلیت ایجاد درآمد پایدار نیز دارند.

نمونه‌های موفقی در این زمینه وجود دارد؛ از جمله خانه پهلوان رزاز و رستوران وکیل‌التجار در محدوده میدان محمدیه که با ورود بخش خصوصی، امکان بهره‌برداری اقتصادی از بناهای قدیمی فراهم شده است.

البته همه مالکان چنین نگاهی ندارند و برخی ترجیح می‌دهند به‌جای مرمت و نگهداری، ملک خود را تخریب کنند و در آن برج یا مجتمع تجاری بسازند. برای تغییر این وضعیت، هم باید آگاهی مالکان افزایش یابد و هم مسئولان با اصلاح و به‌روزرسانی قوانین، زمینه حفاظت و بهره‌برداری مناسب از بناهای تاریخی را فراهم کنند.

اگر حفظ میراث از نظر اقتصادی نیز برای مالکان توجیه‌پذیر باشد، می‌توان امیدوار بود که بخش خصوصی به یکی از بازیگران اصلی احیای بافت‌های تاریخی تبدیل شود.

ایرنا: چه ظرفیت‌های تاریخی ناشناخته‌ای هنوز در تهران وجود دارد که کمتر به آن‌ها توجه شده است؟

عربی: تهران را می‌توان شهر ناشناخته‌ها نامید؛ زیرا هنوز آثار و عناصر تاریخی فراوانی در آن وجود دارد که به‌درستی معرفی نشده‌اند. در برخی محلات قدیمی می‌توان یخچال‌های تاریخی، خانه‌های دارای بادگیر، سابات‌ها و کوچه‌های مسقف موسوم به آشتی‌کنان را مشاهده کرد.

این عناصر، بخشی از شیوه زندگی و معماری گذشته تهران را نشان می‌دهند و می‌توانند در معرفی هویت تاریخی شهر و توسعه گردشگری فرهنگی نقش مهمی داشته باشند.

از سوی دیگر، عمارت‌ها و خانه‌های تاریخی متعددی نیز همچنان به مرمت نیاز دارند. خانه مستوفی‌الممالک در محله سنگلج یکی از این نمونه‌هاست که باید بیش از گذشته مورد توجه قرار گیرد. چنین بناهایی ظرفیت آن را دارند که پس از حفاظت و احیا، دوباره در زندگی فرهنگی و اجتماعی شهر نقش‌آفرینی کنند.

ایرنا: برای جلوگیری از تخریب این بناها و احیای هویت تاریخی تهران چه اقداماتی ضروری است؟

عربی: نخستین اقدام، توجه جدی مسئولان به ارزش بناهای تاریخی و جلوگیری از تخریب آن‌هاست. در کنار این موضوع، باید قوانین و ضوابط حفاظت از میراث تاریخی به‌روز شوند و هماهنگی بیشتری میان نهادهای مسئول شکل بگیرد.

از سوی دیگر، مالکان و شهروندان نیز باید بدانند که حفاظت از میراث تاریخی فقط وظیفه دستگاه‌های دولتی نیست. اگر مردم ارزش فرهنگی و اقتصادی این بناها را بشناسند، می‌توانند در نگهداری و معرفی آن‌ها نقش مؤثری ایفا کنند.

همچنین، باید امکان مرمت و بهره‌برداری مناسب از خانه‌ها و عمارت‌های قدیمی فراهم شود تا این آثار از حالت بناهای رهاشده خارج شوند و به فضاهایی زنده و قابل استفاده برای شهروندان و گردشگران تبدیل شوند.

ایرنا: سخن پایانی شما با مسئولان و فعالان حوزه میراث فرهنگی چیست؟

عربی: از مسئولان، فعالان میراث فرهنگی و همه کسانی که در حوزه مدیریت شهری فعالیت می‌کنند، می‌خواهم آثار تاریخی را دریابند و برای نجات آن‌ها اقدام کنند. این موضوع فقط به تهران محدود نمی‌شود؛ سراسر ایران عزیز ما سرشار از آثار و بناهایی است که بخشی از هویت و تاریخ کشور را در خود جای داده‌اند.

هنوز برای حفاظت از هویت تاریخی تهران دیر نشده است. ما نباید اجازه دهیم که بناهای ارزشمند شهر فقط در عکس‌ها و کتاب‌ها باقی بمانند. تهران هنوز خانه‌های قدیمی، کوچه‌های تاریخی، سابات‌ها و عمارت‌هایی دارد که می‌توانند دوباره احیا شوند.

هویت تهران را نباید فقط در متون تاریخی جست‌وجو کرد این هویت هنوز در کوچه‌ها و محلات قدیمی شهر زنده است و برای ماندگاری آن به عزم جدی مسئولان، مشارکت مردم و برنامه‌ریزی درست نیاز داریم.