تا به امروز چندین گزینه جدی برای جانشینی جبلی در رسانهها مطرح شدهاند که وبسایت رویداد۲۴ برحسب وظیفه رسانهای خود، در روزهای اخیر به تحلیل گزینههای مختلف خواهد پرداخت. یکی از جدی ترین چهره ها، مصطفی محمدی است.
رویداد۲۴ | مازیار وکیلی- صداوسیما روزهای حساسی را پشت سر میگذارد. کشور در شرایط جنگی است و هرگونه تغییر در سطح مدیریت کلان کشور میتواند حاوی پیام سیاسی مشخصی، چه برای نیروهای داخلی و چه برای دشمنان ایران، باشد. این موضوع درباره صداوسیما، بهعنوان مهمترین بازوی رسانهای کشور، بیش از هر زمان دیگری صدق میکند.
صداوسیما بهعنوان مهمترین نهاد رسانهای حاکمیت، وظیفه مواجهه با روایتهایی را دارد که جبهه مقابل از جنگ میان ایران و آمریکا و اسرائیل ارائه میکند. به همین خاطر، رئیس آن باید کسی باشد که ضمن درک شرایط جنگی، صداوسیما را رسانه همه اقشار جامعه بداند، نه یک گروه سیاسی خاص.
پیمان جبلی، رئیس سازمان صداوسیما، این نهاد عریضوطویل را به رسانه یک جناح سیاسی خاص تبدیل کرده و با مدیریت پرمناقشه خود، صدای همه، از رئیسجمهور و رئیس مجلس تا مدیران سابق این سازمان را درآورده است.
جبلی از همان ابتدای حضور در سازمان صداوسیما و با انتصاب وحید جلیلی بهعنوان معاون ارشد خود، سازمان صداوسیما را عملاً به بازوی رسانهای یک جبهه سیاسی خاص (بهطور مشخص جبهه پایداری) بدل کرد.
رسانه ملی در دوره جبلی عملاً تئوری معروف وحید جلیلی را (که توسط محمدحسین رنجبران هم تلویحاً تأیید شد) پیش برد؛ اینکه بیست درصد از مردم ایران حامیان واقعی و پای کار نظام هستند، پس صداوسیما هم موظف است که تنها برای آن بیست درصد برنامه تولید کند.
این رویکرد، صداوسیما را از یک رسانه ملی، فراگیر و متنوع به رسانهای جناحی، محدود و فاقد تنوع تبدیل کرد که تنها نیاز درصد کوچکی از اعضای جامعه را پوشش میداد.
این شکل از مدیریت شاید در زمان صلح چندان ایجاد بحران نمیکرد، اما در شرایط جنگی امروز ایران که نیاز به وحدت و وفاق بیش از هر زمان دیگری احساس میشود، نیاز به مدیریت متفاوتی وجود دارد که جبلی را بیش از هر زمان دیگری از صندلی ریاست سازمان صداوسیما دور میکند.
با توجه به شرایط موجود و گمانهزنی رسانههای مختلف، به نظر میرسد تغییرات در سازمان صداوسیما محتمل است. اما سؤال اینجاست که رئیس بعدی سازمان صداوسیما کیست؟
تا به امروز چندین گزینه جدی برای جانشینی جبلی در رسانهها مطرح شدهاند که وبسایت رویداد۲۴ برحسب وظیفه رسانهای خود، در روزهای اخیر به تحلیل گزینههای مختلف خواهد پرداخت.
مصطفی محمدی؛ گزینه نهچندان سرشناس برای ریاست سازمان صداوسیما
در میان گزینههای ریاست سازمان صداوسیما، مصطفی محمدی کمنامونشانترین گزینه است. نه اینکه محمدی گزینه کمسابقهای باشد، منتها موضوع اینجاست که محمدی در میان گزینهها کمترین ردونشان سیاسی را دارد و برخلاف گزینههایی مانند علی فروغی و حتی جواد رمضاننژاد، نمیتوان او را یک مدیر سیاسی دانست.
به همین دلیل هم هست که حاشیههای دوران مدیریتی محمدی بسیار کم است؛ یعنی نام او، برخلاف برخی از گزینهها، کمتر با جنجال و حاشیه گره خورده است و شاید همین نکته باعث شده تا رسانهها او را یکی از گزینههای کمشانس برای ریاست بر بزرگترین دستگاه رسانهای کشور بدانند.
مصطفی محمدی برای اولین بار با حکم عبدالعلی علیعسگری بهعنوان رئیس مرکز طرح، برنامه و بودجه صداوسیما انتخاب شد.
محمدی تلاش کرد تا مرکز طرح، برنامه و بودجه را در دوران ریاست علیعسگری از حالت سنتی خودش خارج کند و این مرکز را به مکانی برای تهیه و توزیع برنامه تبدیل کند و حضور مستقیمتری در فرایند تولید آثار رسانهای با نهادها داشته باشد.
این تصمیمات در جمع چهارنفره مصطفی محمدی، در کنار علیعسگریِ پدر، علیعسگریِ پسر و رهبریفر، رئیس مرکز صیانت و حفاظت، گرفته میشد.
یکی از نمودهای بیرونی این تصمیم در دوران جبلی منعکس شد؛ جایی که صداوسیما با ستاد مبارزه با مواد مخدر تفاهمنامه همکاری امضا کرد.
محمدی درباره این همکاری به رسانهها گفت:
«در دوره جدید، هدف و نتیجهگرایی در دستور کار قرار دارد و بر اساس رویکرد جدید مدیریت سازمان، در چارچوب طرح عملیات مشترک رسانهای، دستگاهها برای نیل به اهداف و تعالی کشور مورد حمایت قرار میگیرند. ستاد مبارزه با مواد مخدر نیز جزء دستگاههای مهم و در اولویت اول سازمان صداوسیما است که از سالهای قبل اقدامات مشترکی را انجام دادهاند. در این دوره، هر دو نهاد یک اتاق مشترک خواهند داشت تا ماهانه خروجی کارها را بررسی و بر مبنای آن برنامهریزی جدید انجام شود تا به آن نقطه هدفی که آگاهسازی، اطلاعرسانی و فرهنگسازی است، با سرعت بیشتری دست پیدا کنیم.»
اما جای دیگری که نام مصطفی محمدی در رسانهها بیش از گذشته مطرح شد، حضور او در برنامههای مختلف و مناظره با مدیران فدراسیون فوتبال بر سر حق پخش تلویزیونی به باشگاههای حاضر در لیگ برتر فوتبال ایران بود.
محمدی در مناظره با محمدرضا ساکت مدعی شد که صداوسیما به وظایف قانونی خود در این حوزه عمل کرده است:
«در سالهای ۱۳۹۹، ۱۴۰۰ و ۱۴۰۱ بندی اضافه شد که تمام درآمدهای صداوسیما ناشی از حق پخش به حساب خاصی در خزانه واریز شود و با نسبت ۷۰ درصد سازمان صداوسیما و ۳۰ درصد وزارت ورزش عودت بشود. اما عددی که ما پرداخت کرده بودیم را، حتی سهم خودمان را، به ما برنگشت ندادند. حالا برای وزارت را نمیدانیم.»
او سپس بهصورت مستقیم پیشنهادات سازمان صداوسیما برای پرداخت حق پخش را مطرح کرد و گفت:
«نکته اول در حوزه حق پخش این است که عدد حق پخش در مسابقات ورزشی که یکی از آنها هم فوتبال است، چقدر است؟ عملاً باید فدراسیونها و وزارت ورزش عددش را دربیاورند. برای ما تفاوتی نمیکند. در واقع، وزارت ورزش و فدراسیونها باید مشخص کنند که خدماتشان ۱۰ میلیارد میارزد یا هزار میلیارد یا بیشتر. بودجه ما هم دولتی است.»
اما ماجرا در نهایت به همان جایی ختم شد که همیشه سازمان صداوسیما به سمت آن میرفت؛ بودجه:
«در نتیجه، پیشنهادی که ما به دوستان (دولت و مجلس) دادیم این است که یک ردیف بودجه مستقل برای حق پخش بهصورت سالیانه با عدد تفاهمشده در فدراسیونها و وزارت ورزش تصویب بشود و در اختیار سازمان صداوسیما قرار بگیرد تا با مدلی که خود وزارت ورزش و فدراسیون میگوید، در اختیار باشگاههای ورزشی قرار داده بشود.»
البته مسئله حق پخش بهطور کامل رفع نشد و محمدی هم در دوران مدیریت خود این فرصت را پیدا نکرد تا باشگاهها به حق خود در این زمینه برسند.
محمدی هم خیلی زود با جبلی به مشکل خورد و از سازمان صداوسیما کنار رفت تا به فعالیتهای فرهنگی دیگر خود بهعنوان مشاور قرارگاه قرب بپردازد.
در میان گزینههای ریاست سازمان صداوسیما، محمدی بسیار پرسابقه اما کمنامونشان است. در کارنامهاش جنجال خاصی دیده نمیشود، جز اینکه به دلیل اختلاف با جبلی از سازمان جدا شده است.
حضور او در سمتهای کلان اجرایی سازمان میتواند یک مزیت و ارزش افزوده باشد، اما آیا چهرهای مانند او توانایی هدایت صداوسیما در این شرایط جنگی و ایجاد وفاق در جامعه را دارد؟
خیلی بعید است. نه به خاطر اینکه محمدی مدیر خوب یا بدی است، بلکه به این خاطر که شرایط بهگونهای نیست که چهره کمسروصدایی بتواند این کشتی بهگلنشسته را به سرمنزل مقصود برساند.
