گیلان - کفایت آریایی‌فر نویسنده، محقق و پژوهشگر فرهنگ بومی در کتاب تازه خود پیشه‌هایی‌ را در گیلان روایت کرده است که روزگاری رونق فراوان داشتند و حالا با پیشرفت فناوری و تغییر زندگی‌ها، کمرنگ یا به فراموشی سپرده شده‌اند، او معتقد است که شناخت تکیه‌گاه‌ها و داشته‌های فرهنگی، عامل مهمی در مفهوم‌بخشی به زندگی و تحکیم پیوندهای بین نسلی است.

سرویس استان‌های خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا): کفایت آریایی‌فر که با همراهی همسرش که زاده گیلان است، تحقیق درباره فرهنگ محلی این استان را طی افزون بر سه دهه‌ای که در گیلان زندگی می‌کند، انجام داده و در نشریات محلی به چاپ رسانده است. او دانش آموخته کارشناسی ارشد عکاسی است و علاوه بر تدریس در دانشگاه، در حوزه تاریخ و هنر محلی نیز پژوهش می‌کند و کتاب «عکاسان و عکاسخانه‌های گیلان» نیز از او منتشر شده است.

کتاب «پیشه‌های رو به فراموشی» بهانه‌ای شد که با او درباره این کتاب و تلاش‌هایش در تحقیق و نگارش یافته‌های او به گفت‌وگو بنشینیم. این کتاب را نشر فرهنگ ایلیا منتشر کرده و درباره‌ تمام شغل‌ها و پیشه‌هایی‌ است که روزگاری رونق فراوان داشتند و حالا با پیشرفت فناوری و تغییر زندگی‌ها، کمرنگ یا به فراموشی سپرده شده‌اند و نویسنده برای تدوین کتاب، به سراغ افرادی با پیشه‌های متفاوت رفته و از آن‌ها درباره‌ شغل‌شان، پیشینه‌ آن، زندگی و احوال‌شان پرسیده و نتیجه‌ کار، اثر پژوهشی جذابی برای شناخت ۳۱ شغل‌ ازجمله ارابه‌چی، پالاندوز، تفنگ‌ساز، جاجیم‌باف، چادرشب‌باف، چاربدار شالیزار، چاربدار ییلاق، چانچوساز، چای‌پز عروسی، چوب تراش، خیاط کوهستان، خیاط لباس محلی،دس پیته، دودخانه دار، رانندگان جیپ روسی، زنبیل باف، سالی وُج، سفالگر، شال باف، شکرپز،شکسته بند، صابون پز، صندوق ساز، صقل کار، ظریفکار چوب، گاری ساز، نقاره ساز، لوتکا ساز، نمد مال و قلع گر شده است.

آریایی‌فر در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در رشت، با اشاره به نوشته‌های خود مرتبط با هنر و عکاسی در نشریات محلی همچون گیله‌وا و دادگر و انتشار تصاویری قدیمی از رشت اظهار داشت: تصمیم گرفتم این کار را هدفمندتر انجام دهم و به یک سوژه اجتماعی به شکل پیوسته بپردازم و بر این مبنا به موضوع شغل‌ها توجه کردم چراکه مثلاً هنگام تدریس در دانشگاه، مشاهده می کردم دانشجویان اطلاعی از بعضی شغل‌ها ندارند؛ شغل‌هایی که هم اکنون هم سرپا هستند و هنوز کاملاً از بین نرفته‌اند.

روایتی از پیشه‌های رو به فراموشی در گیلان

وی به انجام تحقیق و پژوهش درباره پیشه‌های رو به فراموشی و انتشار یافته‌های خود در مجله‌ محلی گیله‌وا اشاره کرد و افزود: اولین مطلب راجع به سفال‌گری بود که همراه با عکس در این نشریه چاپ شد و به‌تدریج در این مجله، ۲ صفحه به من اختصاص یافت و عنوان آن «دَس‌هنر» یعنی هنرِ دست گذاشته شد.

آریایی‌فر ادامه داد: پس از استمرار روند انتشار این یادداشت‌ها، نشر فرهنگ ایلیا خواستار تدوین منسجم این تحقیقات در قالب یک کتاب شد و بر این اساس در مورد چند شغل دیگر در کوهستان‌ها، ییلاقات و مکان‌های دورافتاده گیلان به‌ویژه از اشخاص سن‌وسال‌دار که تجربه زیسته ارزشمندی داشتند، تحقیق کردم و در این مسیر؛ دریافتم که این شغل‌ها در زندگی افراد دارای تأثیرِ اقتصادی و اجتماعی بوده و به آنان اعتبار می‌بخشیده است.

وی در همین ارتباط به شغلِ پالاندوز اشاره و تصریح کرد: در گفت‌وگوهای شفاهی با فردی که اشتغال به این کار داشت، متوجه شدم که پالاندوز، دارای وجهه بالاتری از برزگر بوده چراکه به‌عنوان صنعت‌کار شناخته می‌شده و همین امر، علاوه بر آنکه دستمزد بالاتری برای او به ارمغان داشته، جایگاه اجتماعی والایی نیز برایشان فراهم کرده بود.

وی در ادامه این گفت‌وگو با ایبنا به بانویی شکسته‌بند در منطقه تالش با نام «پامچال» اشاره و خاطرنشان کرد: نمونه این شغل‌ها همچنان وجود دارد ولی بعضی شغل‌ها در حال حاضر از بین رفته که نمونه آن را می‌توان چاربدار دانست که دو نوع بودند؛ چاربدار شالیزار و چاربدار ییلاق که وظیفه بردن مردم به زمین های گلی شالیزاری و ییلاقات از مسیرهای سخت‌گذر را داشت که هم‌اکنون با هموارشدن مسیرهای دسترسی و خودرو، این شغل وجود ندارد.

آریایی‌فر با بیان اینکه میراث فرهنگی فقط معماری یا آثار باستانی و تجسمی نیست؛ گفت: آداب و رسوم، کارآواها، رقص‌ها، صنایع دستی، زبان، گویش و لهجه در زمره میراث فرهنگی هستند چراکه همه اینها متناسب با جغرافیا و بافت طبیعی هر منطقه شکل گرفته اند.

وی در همین ارتباط به رقص‌های محلی اشاره کرد و شکل‌گیری آنها را برخاسته از فرهنگ مردمان هر منطقه دانست که هر حرکت و فرم در رقص، نمایان‌گر مفاهیمی ارزشمند است که ریشه در شغل و کار و محیط زندگی آنان دارد و ازجمله بارزترین رقص‌ها در گیلان، رقص قاسم‌آبادی است که اقتباسی از چای‌چینی، دروی برنج یا پاک کردن برنج در سینی‌های بزرگی که از چوب ساخته می‌شد، می‌باشد.

روایتی از پیشه‌های رو به فراموشی در گیلان

این مدرس دانشگاه استفاده فراگیر از هوش مصنوعی را مورد اشاره قرار داد و با بیان اینکه حفظ جان، برقراری ارتباط و یادگیری فعالیت‌های اصلی بشر اولیه بوده، گفت: هنر، در زمان فراغت پدید آمده و با وجود گسترده شدن دامنه استفاده از هوش مصنوعی، اطلاعات و داده، جزو مهم آنست و پژوهش‌ها و تحقیقاتی که محققان و دانشوران انجام می‌دهند، فراهم کردن داده برای بهره‌وران از هوش مصنوعی است.

آریایی فر در خاتمه گفت‌وگو شناخت تکیه‌گاه و داشته‌های فرهنگی را عامل مهمی در مفهوم بخشی به زندگی دانست که موجب تحکیم پیوندهای بین نسلی و روشنی‌بخش مسیر پیش روی زیست ما می‌شود.

وی بر اهمیت آشنا کردن نسل جوان با این مولفه‌های فرهنگی تاکید و انجام پژوهش‌هایی از جمله پیشه‌های رو به فراموشی را تلاشی با همین هدف ذکر کرد.

وی به کتاب پیشین خود تحت عنوان «عکاسان و عکاسخانه های گیلان» نیز اشاره کرد و از تدوین کتابی با عنوان «حافظه شفاهی عکاسان آتلیه‌دار پهلوی دوم» با همراهی یکی دیگر از پژوهشگران استان خبر داد و فعالیت‌هایی از این دست را گام‌هایی استوار برای نگه‌داشت فرهنگ این سرزمین دانست که آیندگان از آنها بهره می‌برند.