عادل بزدوده، نویسنده، کارگردان نمایش عروسکی و عروسکساز ایرانی، با انتقاد از نبود آموزش مستمر و برنامهریزی حرفهای در این حوزه، مهمترین چالش تئاتر کودک را فاصله میان انتظار از هنرمندان و امکاناتی دانست که در اختیار آنها قرار میگیرد.
به گزارش ایسنا، این کارگردان با تجربه که بیشتر بر اجرای تئاتر کودک و عروسکی تمرکز داشته است، با تأکید بر ضرورت استمرار آموزش و انتقال تجربه در عرصه تئاتر کودک و نوجوان افزود: متولی تئاتر کودک و نوجوان در سراسر ایران باید مشخص شود و پس از آن باید بررسی کرد که این متولیان در طول سال چه شرایطی برای گروههای مختلف و فعالان این عرصه ایجاد کردهاند.
او افزود: یکی از مسائل مهم، سطح آموزشی است که در دانشگاهها به دانشجویان ارائه میشود. اینکه با یک درس دو یا سه واحدی انتظار داشته باشیم دانشجویان کارگردانی تئاتر بتوانند وارد حوزه تئاتر عروسکی یا تئاتر کودک و نوجوان شوند، تصوری بسیار نادرست است.
ما فقط جشنواره راهاندازی میکنیم، بدون اینکه در طول سال آموزشهای ابتدایی، نیمهپیشرفته و پیشرفته را در اختیار علاقهمندان قرار دهیم و بعد انتظار داریم تنور تئاتر کودک و نوجوان داغتر شود.
بزدوده ادامه داد: من زمانی میتوانم تنور تئاتر کودک را داغ کنم که تمام تجربیاتم را در اختیار بچههایی که در سراسر ایران برای تئاتر کودک و نوجوان فعالیت میکنند، قرار بدهم. این مسیر، پژوهش، نوشتن و فعالیتهای متعدد دیگری را میطلبد. نحوه کار در تئاتر کودک و نوجوان و کارگردانی آن با تئاتر بزرگسال بسیار متفاوت است و شما باید روانشناس کودک را بشناسید و با دنیای کودک آشنا باشید.
این چهره شناختهشده تئاتر کودک و نوجوان اضافه کرد: چند درصد از عزیزانی که در این حوزه فعالیت میکنند، این مسائل را یاد گرفتهاند؟ اکثر آنها جوانهایی هستند که دوست دارند برای کودک و نوجوان کار کنند. این موضوع هم خوب است و هم میتواند مخرب باشد. از این جهت مخرب است که برخی بدون هیچگونه اطلاعات دانشگاهی یا کلاسیک فکر میکنند راحتترین و سادهترین کار، کار کردن برای کودک و نوجوان است، در حالی که این حوزه الزامات خودش را دارد.
بزدوده در پاسخ به پرسشی درباره دوره اوج تئاتر کودک و نوجوان گفت: قاطعانه میتوانم بگویم از سال ۱۳۵۲ تا ۱۳۵۸، تنها جایی که آثار بیبدیل، نهتنها در سطح ایران بلکه در سطح دنیا، کار کرده، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان بوده است، همان جایی که بانوی بزرگوار ما خانم مرضیه برومند در آنجا کار کرده و تئاتر کودک را یاد گرفته است. افرادی مثل من، بهرام شاهمحمدلو، رضا بابک و عزیزان دیگر در آنجا اصولی کار میکردیم و آثاری که اجرا میکردیم، در عالیترین حد خودشان بودند. چرا؟ چون نمایشنامهنویس ما آدم بزرگواری مثل بیژن مفید بود. بیژن مفید با آن همه تجربه بسیار والا در ترجمه، کارگردانی، موسیقی و زمینههای مختلف، برای کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و بخش تئاتر آن نمایشنامه مینوشت.
بزدوده ادامه داد: هیچ اشکالی ندارد که افراد مختلف وارد این حوزه شوند و کار کنند، اما اگر اینها را طبقهبندی و تفکیک نکنیم، همه چیز با هم ادغام میشود و شیر و دوشاب با هم قاطی میشود و دیگر کسی نمیتواند تفاوتها را تشخیص دهد. در گذشته داستان گفته میشد و بزرگانی مثل بهرام شاهمحمدلو، بانو برومند، رضا بابک، علیرضا خدایی و عزیزان دیگر کار میکردند، بدون اینکه بخواهند با دو قاشق به بچهها ذوق و شوق بدهند. ذوق و شوق وجود داشت، اما در کنار آن چیزی به بچهها آموزش داده میشد که برای همیشه در زندگیشان ثبت میشد.
این کارگردان و طراح عروسک با اشاره به نقش مهم نهادهای فرهنگی در رشد و ارتقای تئاتر کودک و نوجوان خاطرنشان کرد: اگر در طول سال وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، شهرداری و کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان دست به دست هم بدهند و مشخص کنند که میخواهند برای کودکان و نوجوانان چه کاری انجام دهند، میتوانیم شرایط را تغییر دهیم. ما هنوز در آموزش و پرورش با یک مساله بسیار بزرگ مواجهیم و آن این است که کودک و نوجوان در بخش هنری، زیرِ صفر است.
او با ابراز تاسف از جای خالی تئاتر در مدارس افزود: این بچهها دیپلم میگیرند و وارد دانشگاه میشوند، در حالی که تقریباً هیچ چیز ندیدهاند. من اکنون سر کلاسی هستم که دانشجویان سال سوم به من میگویند «ما تا حالا نمایش کودک ندیدهایم.» چطور ممکن است؟ مقصر دانشجو نیست، وقتی چیزی ارائه نشده، او چگونه باید از آن استفاده کند؟
بزدوده اضافه کرد: متاسفانه در این سالها اگر هم چیزی ارائه شده، در سطح بسیار نازل و بدون تفکر و اندیشه بوده است. آثار متعددی وجود دارد که میتوانند به بچهها کمک کنند اوقات فراغت خود را با شادی بگذرانند، لبخند بزنند و حتی داد و فریاد بزنند، اما در جایی دیگر باید به آنها آموزش داد، آموزش فهمیدن، آموزش درست نگاه کردن و آموزش درست شنیدن. اینها چیزهایی است که متأسفانه اکثر عزیزانی که برای کودک مینویسند و کارگردانی میکنند، تا حدودی از آن فاصله دارند.
او درباره نگاه خود به جشنواره تئاتر کودک گفت: نگاه من همیشه مثبت است، حتی در تاریکترین شرایط هم نگاهم مثبت است. زمانی که قرار بود در سال ۱۳۵۲ گروه تئاتر کودک تشکیل شود، بزرگوارانی آمدند که خودشان هم یادشان هست، آقایان و خانمهایی مانند رضا بابک که اصلاً تئاتر کودک را نمیشناختند. آنها آمدند و به آنان آموزش داده شد که تئاتر کودک یعنی چه.
بزوده در بخش دیگری از صحبتهایش افزود: امروز آن تجربیات چندینساله وجود دارد و دانشجو نیاز دارد این تجربیات را دریافت و یاد بگیرد. این تجربیات باید به نسلی منتقل شود که با عشق آمده است تا تئاتر کودک یا تئاتر عروسکی برای کودکان کار کند و برای همین وارد دانشگاه شده است. بنابراین باید این بچهها را سیراب کنیم. منابع داریم و آدمهایش را هم داریم، آدمهای بسیار باتجربهای حضور دارند که میتوانند این کار را انجام دهند.
او با تاکید بر ضرورت استمرار آموزش تئاتر کودک و نوجوان در سراسر کشور ادامه داد: به نظر من این دیدارها و این نگاه تا حدودی فراموش شده است. فقط انتظار داریم جشنوارهمان پر شود. پر شدن به چه قیمت و با چه نیتی؟ نیت که درست است، به هر حال قرار است کودک و نوجوان شاد و خوشحال باشد، اما ابزارش دانش، پژوهش و تجربه است، این ابزار به همین راحتی به دست نمیآید. هر کسی باید تجربه کلاسها را داشته باشد و تجربه عملی را در کنار یک مربی کسب کند تا آرامآرام خودش تبدیل به مربی شود. ما باید برای استمرار این کار در سراسر ایران برنامهریزی کنیم، نه فقط در تهران و نه فقط در دو سه منطقه تهران. بنابراین در این عرصه راه ما هموار و ناهموار است. برای برطرف کردن این ناهمواری باید آستین بالا بزنیم و به سراغ بچههایی برویم که عاشق کار هستند و عاشق این هستند که برای کودک و نوجوان آثاری خلق کنند.
