نشخوار فکری و بیشازحد فکر کردن به مسائل، این روزها به تجربهای رایج در میان بسیاری از افراد تبدیل شده است. شاید این عادتها در نگاه اول چندان مهم به نظر نرسند، اما میتوانند تأثیر قابلتوجهی بر سلامت روان داشته باشند. به همین دلیل، با متخصصان سلامت روان و فعالان این حوزه گفتوگو کردهایم تا دیدگاه آنها را درباره این موضوع بررسی کنیم.
به گزارش انتخاب و به نقل از انلی مای هلث؛ آیا تا به حال پیش آمده است که بهدلیل یک اشتباه کوچک در محل کار نگران شوید و بعد ناگهان تواناییهای خود را زیر سؤال ببرید، یک مشاجره قدیمی را بارها در ذهن مرور کنید یا مدام به اتفاقات بدی فکر کنید که ممکن است در آینده رخ دهند؟
اگر افکارتان پیوسته از یک نگرانی به نگرانی دیگر میروند، بدون آنکه به نتیجه یا راهحلی برسید، ممکن است در چرخهای از افکار منفی گرفتار شده باشید؛ وضعیتی که گاهی از آن با عنوان «سقوط در چاله ذهنی» یاد میشود.
این وضعیت زمانی رخ میدهد که افکار تکراری، بهتدریج منفیتر و کنترل آنها دشوارتر میشود. چنین الگویی میتواند بر خلقوخو، تمرکز، خواب و روابط فرد تأثیر بگذارد و حتی انجام سادهترین کارهای روزمره را دشوار کند.
اگرچه گاهی بیشازحد فکر کردن طبیعی است، گرفتار شدن مکرر در این چرخه میتواند از نظر ذهنی بسیار فرساینده باشد.
رواندرمانگر توضیح میدهد که افراد اغلب متوجه نمیشوند چه زمانی افکارشان از کنترل خارج میشود. یک نگرانی کوچک ممکن است بهتدریج به مجموعهای از نگرانیهای منفی و نامرتبط تبدیل شود و فرد را در ذهن خودش گرفتار کند.
چاله ذهنی چیست؟
چاله ذهنی الگویی از تفکر است که در آن یک فکر، فکر دیگری را به دنبال میآورد و فرد را وارد زنجیرهای پیچیده از نگرانیها، ترسها و برداشتهای ذهنی میکند.
در چنین شرایطی، افکار بهجای کمک به درک بهتر یک موقعیت یا پیدا کردن راهحل، مدام به همان نگرانیهای قبلی بازمیگردند.
این وضعیت اغلب با نشخوار فکری ارتباط دارد؛ حالتی که در آن فرد بارها و بارها تجربههای ناراحتکننده، گفتوگوها یا مشکلات خود را مرور میکند، بدون آنکه پیشرفت معناداری در حل آنها داشته باشد.
دکتر سابین کاپاسی، میگوید نشخوار فکری گاهی خود را در قالب مسئولیتپذیری، دقت یا تلاش برای حل مسئله نشان میدهد.
بااینحال، این نوع فکر کردن بهجای آنکه احساس آمادگی و اطمینان بیشتری ایجاد کند، میتواند فرد را خسته و سردرگم کند.
نشانههایی که میگویند در چرخه افکار منفی گرفتار شدهاید
مدام یک فکر یا اتفاق را در ذهن خود تکرار میکنید
یکی از واضحترین نشانهها این است که بارها به یک موقعیت برمیگردید، بدون آنکه به نتیجه مشخصی برسید.
ممکن است گفتوگویی را بارها در ذهن مرور کنید، درباره تصمیمی که گرفتهاید تردید داشته باشید یا مدام به این فکر کنید که چطور میتوانستید رفتار متفاوتی از خود نشان دهید.
شاید با خودتان بگویید اگر یک بار دیگر به موضوع فکر کنید، بالاخره پاسخ را پیدا خواهید کرد. اما اگر بارها به همان پرسشها برمیگردید، بدون آنکه به دیدگاه تازهای برسید یا راهحلی عملی پیدا کنید، احتمال دارد در چرخه نشخوار فکری گرفتار شده باشید.
یک نگرانی کوچک به چندین نگرانی دیگر تبدیل میشود
گاهی یک مسئله ساده بهسرعت به نگرانی بزرگی تبدیل میشود.
برای مثال، اگر یکی از همکارانتان دیر به پیام شما پاسخ دهد، ممکن است با خودتان فکر کنید که آیا از شما ناراحت شده است یا نه. سپس عملکردتان در محل کار را زیر سؤال ببرید، به اختلافنظر قبلی خود با او فکر کنید و در نهایت نگران امنیت شغلیتان شوید.
دکتر توگنایت توضیح میدهد که ذهن گاهی میان تجربههای مختلف ارتباط برقرار میکند، حتی اگر این ارتباطها واقعی یا معنادار نباشند. در نتیجه، مشکل اولیه بهتدریج با ترسها و نگرانیهای دیگر درهم میآمیزد و تشخیص مسئله اصلی دشوارتر میشود.
همیشه بدترین سناریو را تصور میکنید
وقتی در چرخه افکار منفی گرفتار میشوید، تحمل ابهام برایتان دشوار میشود. ممکن است حرفهای معمولی دیگران را منفی برداشت کنید، پیامدهای بعید و ناخوشایند را در ذهن بسازید یا به دنبال معنای پنهان رفتار دیگران بگردید.
دکتر پریتیکا سینگ، میگوید افراد در چنین شرایطی ممکن است بارها حرفهای دیگران را تحلیل کنند، بدترین احتمال را در نظر بگیرند یا برای اطمینان خاطر از دیگران سؤال کنند؛ اما این اطمینان معمولاً دوام چندانی ندارد و خیلی زود دوباره دچار تردید میشوند.
به خاطر داشته باشید که هر فکری لزوماً واقعیت ندارد و نامشخص بودن یک موقعیت نیز به این معنا نیست که حتماً اتفاق بدی رخ خواهد داد.
بدنتان منقبض میشود، درحالیکه ذهنتان آرام نمیگیرد
افکار منفی مداوم فقط ذهن را درگیر نمیکنند، بلکه ممکن است نشانههای جسمی استرس را نیز به همراه داشته باشند.
قفل کردن فک، تنفس سطحی، احساس فشار در قفسه سینه، گرفتگی عضلات یا احساس گره در معده از جمله نشانههایی هستند که ممکن است تجربه کنید.
دکتر توگنایت تأکید میکند که این واکنشهای جسمی میتوانند نشانههای مهمی باشند که نشان میدهند روند فکر کردن از حالت سازنده خارج شده و به چرخهای آزاردهنده تبدیل شده است.
توجه به واکنشهای بدن میتواند به شما کمک کند تشخیص دهید چه زمانی باید مکث کنید و بهجای ادامه تحلیل یک مسئله تکراری، به خودتان فرصت استراحت بدهید.
گذر زمان را متوجه نمیشوید
ممکن است تصمیم بگیرید چند دقیقه به یک موضوع فکر کنید، اما ناگهان متوجه شوید نیم ساعت یا حتی بیشتر گذشته است.
در این شرایط، افکار آنقدر فوری و مهم به نظر میرسند که نمیتوانید آنها را کنار بگذارید؛ حتی اگر در همان لحظه هیچ اقدام مشخصی برای حل مسئله وجود نداشته باشد.
این وضعیت میتواند تمرکز شما را کاهش دهد، انجام کارها را دشوار کند و لذت بردن از فعالیتهایی را که معمولاً باعث آرامشتان میشوند، تحت تأثیر قرار دهد.
بعد از پایان کار هم نمیتوانید ذهنتان را خاموش کنید
گرفتار شدن در چرخه افکار منفی لزوماً با پایان روز کاری تمام نمیشود.
ممکن است پس از بازگشت به خانه همچنان جلسهای را که در آن شرکت کردهاید مرور کنید، درباره مهلت تحویل یک پروژه نگران باشید یا مدام از خودتان بپرسید که آیا حرف نامناسبی زدهاید یا نه.
دکتر کاپاسی توضیح میدهد که ناتوانی در فاصله گرفتن ذهنی از کار، تنش جسمی و احساس گیجی و خستگی ذهنی، با وجود تلاش مداوم، میتوانند نشانههای فشار شناختی بیشازحد باشند؛ نه لزوماً نشانه بهرهوری و تلاش بیشتر.
اگر این الگو ادامه پیدا کند، ممکن است خواب، روابط شخصی و عملکرد شغلی شما نیز آسیب ببیند.
چگونه از چرخه افکار منفی خارج شویم؟
با تغییر فعالیت بدنی، چرخه افکار را متوقف کنید
تلاش برای پیدا کردن پاسخ منطقی برای تکتک نگرانیها ممکن است شما را بیشتر درگیر همان افکار کند. گاهی بهتر است بهجای ادامه دادن این روند، فعالیت خود را تغییر دهید.
از جایتان بلند شوید، کمی راه بروید، برای تنفس هوای تازه بیرون بروید، حرکات کششی انجام دهید یا صورتتان را بشویید.
حتی تغییر کوتاه فعالیت نیز میتواند به قطع چرخه افکار تکراری و بازگشت توجه شما به زمان حال کمک کند.
متوجه شوید که در حال بیشازحد فکر کردن هستید
بهجای آنکه هر فکر را مسئلهای بدانید که باید فوراً برای آن پاسخی پیدا کنید، ابتدا الگوی فکری خود را تشخیص دهید.
برای مثال، به خودتان بگویید: «دارم بیشازحد به این موضوع فکر میکنم» یا «دوباره دارم همان نگرانی را در ذهنم تکرار میکنم.»
نامگذاری این تجربه میتواند فاصلهای میان شما و افکارتان ایجاد کند و کمک کند بهجای واکنش فوری به هر فکر، آگاهانهتر تصمیم بگیرید.
افکارتان را روی کاغذ بنویسید
نوشتن نگرانیها میتواند به شما کمک کند آنها را مرتب کنید، بهجای آنکه مدام در ذهن خود مرورشان کنید.
مشخص کنید چه چیزی شما را نگران کرده، چه چیزهایی را واقعاً میدانید و کدام بخش از نگرانیهایتان صرفاً بر اساس حدس و گمان است. سپس از خودتان بپرسید آیا اقدام عملی مشخصی برای حل مسئله وجود دارد یا نه.
دکتر کاپاسی نیز نوشتن افکار برای خارج کردن آنها از ذهن و ثبت روی کاغذ را توصیه میکند. او همچنین بر روشهایی برای بازگرداندن توجه به زمان حال، مانند پیادهروی و تمرینهای تنفسی، تأکید دارد.
از خودتان بپرسید دقیقاً میخواهید چه مسئلهای را حل کنید
دکتر سینگ پیشنهاد میکند که هنگام تکرار افکار، ابتدا مشکل اصلی پشت آنها را شناسایی کنید.
اگر لازم است موضوعی را با همکارتان روشن کنید، از کسی عذرخواهی کنید یا تصمیمی بگیرید، برای انجام آن یک برنامه عملی تنظیم کنید.
اما اگر تلاش میکنید آینده را پیشبینی کنید یا دقیقاً بفهمید شخص دیگری درباره شما چه فکری میکند، ممکن است هرقدر بیشتر موضوع را تحلیل کنید، باز هم به پاسخ قطعی نرسید.
پذیرفتن این واقعیت که بعضی مسائل نامشخص باقی میمانند، میتواند به شما کمک کند از جستوجوی بیپایان برای یافتن توضیحاتی که شاید هرگز در دسترس نباشند، دست بکشید.
توجهتان را دوباره به کاری که در حال انجام آن هستید، برگردانید
لازم نیست تمام نگرانیها را همان لحظه برطرف کنید.
اگر در آن زمان اقدام مفیدی از دستتان برنمیآید، آگاهانه فکر را موقتاً کنار بگذارید و به کاری برگردید که نیازمند توجه شماست.
کمی استراحت، تمرکز بر تنفس یا صحبت با فردی که دیدگاهی متعادل و واقعبینانه دارد نیز میتواند کمککننده باشد.
در محیط کار، تعیین مرزهای روشن میان کار و زندگی شخصی، استراحتهای منظم و گفتوگوی صریح درباره استرس میتواند مدیریت فشارهای ذهنی را آسانتر کند.
چه زمانی باید از متخصص کمک بگیرید؟
بیشازحد فکر کردن در برخی موقعیتها لزوماً به معنای وجود یک اختلال روانی نیست. بااینحال، اگر افکار تکراری بهطور مداوم به سراغتان میآیند، متوقف کردن آنها دشوار است یا خواب، کار و روابط شما را مختل میکنند، بهتر است با متخصص سلامت روان مشورت کنید.
رواندرمانی میتواند به شما کمک کند عوامل محرک این الگوهای فکری را بشناسید و روشهای سالمتری برای مواجهه با ابهام، استرس و تجربههای ناراحتکننده یاد بگیرید.
سخن پایانی
شاید نتوانید همیشه از ورود افکار مختلف به ذهنتان جلوگیری کنید، اما میتوانید یاد بگیرید چه زمانی این افکار دیگر مفید نیستند و به عاملی برای فرسودگی ذهنی تبدیل شدهاند.
بهجای آنکه هر نگرانی را تا رسیدن به بدترین نتیجه احتمالی دنبال کنید، مکث کنید، مشخص کنید چه چیزهایی در کنترل شما هستند و یک قدم کوچک و عملی برای پیشرفت بردارید.
گاهی رهایی از چرخه افکار منفی به معنای پیدا کردن پاسخ برای تمام پرسشها نیست؛ بلکه به معنای پذیرفتن این واقعیت است که لازم نیست برای هر فکر، پاسخی فوری پیدا کنید.
