اقتصادنیوز: هازلیت در کتاب اقتصاد در یک درس، خطای سیاستگذاری اقتصادی را فقط محصول ناآگاهی سیاستمداران یا حکمرانان نمی‌داند. او توضیح می‌دهد که گروه‌های ذی‌نفع می‌توانند استدلالی بسازند که منفعت خاص خود را منفعت عمومی جلوه دهند.

به گزارش اقتصادنیوز، هفته نامه تجارت فردا در شماره این هفته خود به این سوال پرداخته است که «چرا سیاست‌های خیرخواهانه اغلب به زیان جامعه تمام می‌شوند؟»

با نیت بهتر شدن زندگی مردم، دولت در اقتصاد دخالت می‌کند، به سرکوب قیمت‌ها می‌پردازد، به کارخانه‌های زیان‌ده وام می‌دهد و واردات را محدود می‌کند. اما حاصل این حمایت‌ها اغلب کمبود کالا، اتلاف منابع و تورم است.

هنری هازلیت هشتاد سال پیش در «اقتصاد در یک درس» توضیح داد که چگونه سیاست‌گذار سود امروز یک گروه را می‌بیند اما هزینه امروز و فردای جامعه را نادیده می‌گیرد.

چرا نیت خیر سیاستمداران به نتیجه مطلوب نمی‌رسد؟

در همین راستا، محمد طاهری، سردبیر هفته نامه تجارت فردا در سرمقاله این شماره نوشت؛

در تابستان ۱۹۴۶، وقتی جهان سرگرم محاسبه خرابی‌های جنگ جهانی دوم و طراحی برنامه‌های بازسازی بود، هنری هازلیت کتابی منتشر کرد تا خطایی مشترک را در بسیاری از سیاست‌های اقتصادی نشان دهد. او معتقد بود محدودبودن میدان دید سیاستگذاران و معطوف بودن تصمیم‌گیری‌ها به منافع کوتاه‌مدت گروه‌های ذی‌نفع، منجر به نادیده‌گرفتن هزینه‌های گزاف اغلب سیاست‌ها برای عموم جامعه می‌شود.

photo_2026-10-31_08-05-21

هازلیت با الهام از فردریک باستیا، توجه خوانندگان را از آنچه دیده می‌شود به آنچه دیده نمی‌شود جلب کرد. بنابراین درس اصلی کتاب او این بود که برای ارزیابی هر سیاست، باید پیامدهای کوتاه‌مدت و بلندمدت آن را برای همه گروه‌های جامعه سنجید.

اقتصادنیوز: در کتاب «اقتصاد در یک درس» نویسنده به شکلی ساده و منطقی، با سلسله‌ای از استدلال‌ها و مثال‌های ملموس، قوانین اقتصادی حاکم بر رفتار و کنش‌های فردی و سیاست‌های عمومی را توضیح می‌دهد.

او از خوانندگان کتابش ‌خواست بعد از تدوین هر سیاست اقتصادی، پیامدهای آینده را ببینند و کسانی را به حساب آورند که در صحنه حاضر نیستند. مثال مشهور کتاب، شیشه شکسته نانوایی است. پسری شیشه را می‌شکند و شیشه‌بر برای نصب شیشه تازه می‌آید. تماشاگران نتیجه می‌گیرند که شیطنت پسر به کسب‌وکارها رونق داده است. اما هازلیت خیاط را وارد داستان می‌کند که نانوا قرار بود پیش از شکستن شیشه، از او لباس بخرد. اکنون به خاطر هزینه شیشه شکسته، سفارش لباس منتفی شده است. هازلیت یادآوری می‌کند که اغلب مردم درآمد شیشه‌بر را می‌بینند، اما درآمد ازدست‌رفته خیاط دیده نمی‌شود. نانوا نیز به جای داشتن شیشه سالم و لباس تازه، فقط شیشه سالم دارد و تعمیر خرابی، او را ثروتمندتر نکرده است.

هازلیت در کتاب اقتصاد در یک درس، خطای سیاستگذاری اقتصادی را فقط محصول ناآگاهی سیاستمداران یا حکمرانان نمی‌داند. او توضیح می‌دهد که گروه‌های ذی‌نفع می‌توانند استدلالی بسازند که منفعت خاص خود را منفعت عمومی جلوه دهند. این توضیح، ماندگاری خطاهای بی‌شمار سیاست‌گذاری را قابل فهم می‌کند. بنابراین اگر سیاستی ناکارآمد ادامه می‌یابد، الزاماً به این معنا نیست که هیچ‌کس زیانش را نفهمیده و قطعا برای کسانی که قدرت اثرگذاری بیشتری دارند، می‌تواند همچنان سودمند باشد.

برای ما که در ایران زندگی می‌کنیم، بسیاری از توصیف‌های کتاب آشناست. برای مثال، دولت‌ها با نیت بهتر شدن زندگی مردم، در اقتصاد دخالت می‌کنند، به سرکوب قیمت‌ها می‌پردازند، به کارخانه‌های زیان‌ده وام می‌دهند و واردات را محدود می‌کنند. اما حاصل این حمایت‌ها اغلب کمبود کالا، اتلاف منابع و تورم است. همچنین دولت‌ها با هدف حمایت از فرودستان یارانه می‌پردازند و قیمت‌ها را محدود می‌کنند؛ برای حفظ اشتغال به بنگاه‌های زیان‌ده منابع می‌دهند و برای تقویت تولید داخلی، واردات را دشوار می‌کنند اما همه این سیاست‌ها به زیان فرودستان تمام می‌شود.

به همین دلیل هازلیت تأکید می‌کند که پیش از تدوین هر سیاستی باید پرسید منابع این حمایت‌ها از کجا تأمین می‌شود، چه کسانی سود می‌برند، چه کسانی هزینه می‌دهند و چه فرصت‌هایی از دست می‌رود. ارزش کتاب در آموختن همین شیوه بررسی تصمیم‌هاست و اینکه هیچ منفعت آشکاری، ما را از جست‌وجوی هزینه‌های پنهان بازندارد.

هشتاد سال پس از انتشار، درس هازلیت همچنان برای سیاستگذاری ما کاربرد دارد. خیرخواهی سیاستمداران را باید با نتیجه آن سنجید و در ارزیابی هر سیاست حمایتی، کسانی را نیز باید در نظر گرفت که صورت‌حسابش را می‌پردازند.

«اقتصاد در یک درس» با ترجمه محسن رنجبر و نیلوفر اورعی، از سوی انتشارات دنیای‌اقتصاد منتشر شده و به چاپ هفتم رسیده است.