به گزارش مشرق، مهدی محمدی، مشاور رئیس مجلس در امور راهبردی با انتشار گزارشی در کانال تلگرامیاش نوشت:
ما در ساعتهای بسیار حساسی هستیم؛ ساعتهایی که هر یک با ساعت پیش از خود متفاوت است و رویدادهای تازه میتواند صحنه را کاملاً متحول کند. بازیگران متعددی در این صحنه دخیلاند: کشورهای منطقه، رژیم اسرائیل، برخی کشورهای اروپایی، روسها، چینیها و بهطور ویژه ایران و آمریکا. همه میکوشند به وضعیت کنونی شکلی بدهند که حداکثر دستاورد نظامی و سیاسی نصیبشان شود.
وضعیت عملیاتی در جنوب بهگونهای است که درگیریها نسبت به گذشته شدت پیدا کرده. اصابتها به شناورهای متخلف جدی و گسترده شده است. در تنگه هرمز، ترکیبی از حملات موشکی و پهپادی و مینهای کارگذاشتهشده به شناورهای متخلف برخورد میکند. پیام روشن است: آمریکا قادر به کنترل آبراه تنگه هرمز نیست و ایران بر اوضاع مسلط است.
آمریکاییها هفته گذشته تلاش کردند به برخی لانچرهای شلیک ساحلبهدریا حمله کنند، اما موفق نشدند؛ ضربات نقطهایشان هیچ تأثیری بر توان ایران برای تداوم آتش ایران در تنگه هرمز نداشت. اخیراً نیز پدافندها را در قشم، سیریک و یکی دو نقطه دیگر جنوب هدف قرار دادهاند. حمله به پدافند از لحاظ عملیاتی معنادار است؛ یعنی دشمن در حال آمادهسازی برای درگیری بعدی و فکر کردن به یک پلن تهاجمی است.
حملات دیشب نتوانست تغییری در وضعیت عملیاتی جنوب ایجاد کند و نخواهد کرد. پهپادهای رزمی دشمن هدف قرار گرفتند، شلیکهای مؤثری به سمت هواپیماها انجام شد و نیروی هوافضا توانست دو پهپاد شناسایی را سالم بنشاند و در اختیار بگیرد. همزمان نشانههایی دیده میشود که دشمن تلاش میکند اگر لازم شد شکلی از درگیری را آغاز کند؛ از حمله به کوهکلنگ تا حملات گستردهتری که در ذهن رژیم اسرائیل میگذرد. صحبتهای نتانیاهو و ترامپ نیز عمدتاً درباره شکل مذاکرات و تلاش برای توافق بر یک پلن مشترک عملیاتی در آینده است.
برخی میکوشند در شبکههای اجتماعی هراس از حمله اتمی به ایران را تزریق کنند. این موضوع را نباید جدی گرفت. با دشمنی خبیث روبهروییم که خط قرمز ندارد، اما دلایل راهبردی مهمی وجود دارد که نشان میدهد حمله هستهای به ایران برای دشمن امکانپذیر و اساساً منطقی نیست. اگر چنین اتفاقی بیفتد، پاسخ هستهای ایران قطعاً وجود خواهد داشت و میتواند موجودیت رژیم را کاملاً از بین ببرد؛ در حالی که هیچ حمله هستهای نمیتواند موجودیت ایران را کاملاً تحت تأثیر قرار دهد. ممکن است جنگ وجود داشته باشد و احتمال آن افزایش یافته باشد، حتی جنگ گسترده و شدید؛ اما استفاده از سلاح اتمی علیه ایران موضوع جدی نیست و طرح آن بیش از واقعیت عملیاتی، پروپاگاندایی برای تولید واکنشهای هیجانی است.
درباره مذاکرات: تبادل متون کنونی در مقطع مناسبی انجام نمیشود و بهتر بود در آستانه انتخابات آمریکا انجام نمیشد. با این حال، معادله انتخابات آمریکا تقریباً روشن است و تأثیر فرایند مذاکراتی ایران و آمریکا بر آن ناچیز بوده است. برخلاف نمایش آمریکاییها، مذاکرات چندان رو به پیشرفت نیست و اعتماد به نتیجه نرسیدن آن بسیار بیشتر از رسیدن به نتیجه است. آمریکا باید در موضوعات اساسی مانند تحریمها و مسائل هستهای امتیازهای اساسی واگذار کند، وگرنه توافقی وجود نخواهد داشت.
ما هفت شرط داریم و از آنها کوتاه نمیآییم. این شروط همیشه روی میز بوده و هیچگاه از این جهت میز مذاکره را ترک نکردهایم. طرف مقابل ابتدا باید این هفت شرط را بپذیرد و اجرا کند، ما اجرا را راستیآزمایی کنیم و سپس درباره قدم بعدی سخن بگوییم. همه چیز در کشور با مجوزهای عالیترین سطوح و در چارچوب مدیریتی متمرکز و منسجم اداره میشود. بعید میدانم این مذاکرات پیشرفت جدی و معناداری کند؛ زیرا طرف مقابل برای پیشرفت باید امتیازهای مهم بدهد و در دولت ترامپ با وضعیت انتخاباتیاش چنین آمادگیای دیده نمیشود. ما نیز امتیازی نخواهیم داد. بنابراین احتمال بیشتر آن است که در روزهای آینده کار در این حوزه گره بخورد و دوباره به شرایط رشد تهدیدهای متقابل بازگردیم. فعلاً تبادل متون و پیامها ادامه دارد و مذاکره مستقیمی با آمریکا در کار نیست؛ همین میانجیها رفتوآمد میکنند.
درباره نگرانی از افت قیمت نفت: گاهی در آستانه جنگ لازم است حرف بزنیم تا آخرین دیدگاههای طرف مقابل شنیده و مواضع خودمان شفاف شود؛ اگر توافقی نشد، باید برای همه روشن باشد که چرا نشد. اگر این مستلزم چند دلار افت قیمت نفت هم باشد، هزینهای است که در ضرورتهای امنیت ملی باید پرداخت شود. اما افت پایدار قیمت نفت را نباید انتظار داشت. نفت در بازار به معنای متعارف تقریباً وجود ندارد، سطح تنشها بالاست و تنگه هرمز بسته است. اگر افتی هم رخ دهد، ظرف یکی دو روز جبران خواهد شد. بسیاری از افتها اساساً ربطی به مذاکرات ندارد؛ دو روز پیش آمریکاییها ۴۵ میلیون بشکه از ذخایر استراتژیک خود را آزاد و وارد بازار کردند. عبور قاچاق نفت از تنگه، آزادسازی ذخایر، کاهش مصرف بازیگران بزرگ و سفتهبازیای که در بازار وجود دارد نیز عوامل مؤثری هستند. تصور اینکه تنها تعیینکننده قیمت نفت مذاکرات ایران و آمریکاست، غیرواقعبینانه است.
خلاصه: اگر آمریکا حاضر به امتیازدهی به ایران نباشد، وضعیت ظرف چند روز تعیینتکلیف میشود.
*بازنشر مطالب شبکههای اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکهها منتشر میشود.
