وعده فروپاشی دو هفته ای اقتصاد ایران، حالا به لیستِ بلندِ پیش‌بینی‌های ناکامِ واشنگتن اضافه شد. در حالی که اسکات بسنت تلاش داشت با دلار ۳۰۰ هزار تومانی، بازار را به هراس بیندازد، رفتارِ قیمت‌ها در روزهای اخیر نشان داد که بازار ارز با تکیه بر ابزارهای مداخله‌ای، مسیر خود را از فشارهای روانی جدا کرده است.

به گزارش خبرنگار اقتصادی تابناک؛ دو هفته پیش، اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا، با اتخاذ یک موضع تهاجمی، وعده داد که اقتصاد ایران ظرف «دو هفته» فرومی‌پاشد. این ادعا تنها یک جمله ساده نبود؛ بلکه بخشی از یک عملیات روانی پیچیده در فضای اقتصادی و تجاری کشور بود که با هدف ایجاد رعب و وحشت در بازارها مطرح شد. اما حالا با عبور از آن ضرب‌الاجلِ ادعایی، نه تنها خبری از تحقق پیش‌بینی‌های خزانه‌داری آمریکا نیست، بلکه واقعیت‌های بازار ارز نشان می‌دهد که این «سناریوی فروپاشی» نیز به لیست طولانی وعده‌های توخالی دولت آمریکا پیوسته است.

تقویمِ وعده‌های شکست‌خورده: از «۳ روز» تا «۲ هفته»

تاریخِ تهدیدهای اقتصادی علیه ایران، پر از «پیش‌بینی‌های غلط» است. کافی است به عقب بازگردیم؛ دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، در روزهای نخستِ شروعِ جنگِ رمضان، با لحنی قاطعانه مدعی شده بود که «در دو یا سه روز کار ایران را تمام می‌کنیم». از آن تاریخ تا امروز ۲۲۵ روز گذشته است؛ اما نه تنها کار ایران تمام نشد، بلکه ترامپ همچنان درگیرِ تقلا برای کنترل تنگه هرمز است.

وعده اخیر وزیر خزانه‌داری آمریکا مبنی بر فروپاشی اقتصاد ایران و رسیدن قیمت دلار به سطح ۳۰۰ هزار تومان نیز، دقیقاً در راستای همان استراتژیِ کهنه طراحی شده بود. هدف از این نوع اظهارات، پیش از هر چیز، «سیاسی» است؛ آن‌ها تلاش می‌کنند با ایجاد انتظارات منفی و وحشت در میان فعالان اقتصادی، خود را در موضع پیروزی نشان دهند. اما گذشتِ ۱۴ روز از آن وعده «دو هفته‌ای»، به روشنی ثابت کرد که این ادعاها فاقد پشتوانه واقعی در ساختار اقتصادی ایران است و خبری از دلار ۳۰۰ هزار تومانی نیست.

نگاهی به داده‌ها: ترمزِ صعود دلار چگونه کشیده شد؟

بررسی دقیق روند روزانه نرخ دلار در بازار آزاد تهران، ابعادِ اثرگذاریِ مدیریت بازارساز را به‌خوبی آشکار می‌کند. به گونه ای که روند شاخص ارزی نشان می دهد هم‌زمان با اجرای طرح عرضه ۱۰ هزار دلار به هر ایرانی، روند صعودی نرخ دلار در بازار آزاد متوقف شد؛ اتفاقی که در کنار اظهارات مقام وزارت خزانه‌داری آمریکا درباره اهداف فشار اقتصادی علیه ایران، اهمیت مدیریت بازار ارز و مقابله با انتظارات منفی را برجسته می‌کند.

به گونه ای که روند روزانه نرخ دلار آزاد در بازار تهران نشان می‌دهد نرخ دلار که در ۱۰ شهریور ۱۴۰۵ حدود ۲۱۴ هزار تومان بود، در روزهای منتهی به اجرای طرح عرضه ارز بانک مرکزی افزایش یافت و در ۱۰ مهر به ۲۵۸ هزار و ۵۰۰ تومان رسید. این روند صعودی در روزهای بعد نیز ادامه پیدا کرد و نرخ دلار در ۱۱ مهر، هم‌زمان با آغاز اجرای طرح فروش ۱۰ هزار دلار، به حدود ۲۶۷ هزار و ۹۰۰ تومان رسید.

حراج اعتبار «اسکات بسنت» در سبزه‌میدان / پرونده «فروپاشی دوهفته‌ای» هم بایگانی شد!

با این حال، پس از اجرای طرح، روند رشد شتابان دلار متوقف شد و نرخ ارز در محدوده ۲۶۳ تا ۲۶۹ هزار تومان نوسان کرد. نرخ دلار در ۱۸ مهر به حدود ۲۶۵ هزار تومان رسید. این داده‌ها نشان می‌دهد دست‌کم در روزهای ابتدایی اجرای طرح، بازار از روند صعودی پرشتاب قبلی فاصله گرفته است؛ هرچند برای ارزیابی دقیق اثر سیاست بانک مرکزی، بررسی روند بلندمدت‌تر و سایر عوامل اثرگذار بر بازار نیز ضروری است. اما همین «توقفِ شیب صعودی» خود یک سیگنال مثبت برای ثبات بازار است.

اهمیت این تحولات زمانی دوچندان می‌شود که به پشت‌صحنه فشارهای خارجی نگاهی بیندازیم. در میانه یک جنگ تمام‌عیار اقتصادی، ارین براون، معاون وزیر خزانه‌داری آمریکا در امور بین‌الملل، در گفت‌وگو با شبکه بی‌بی‌سی فارسی، پرده از استراتژی واشنگتن برداشت. او به‌صراحت به تلاش آمریکا برای «محدود کردن منابع مالی ایران» اشاره کرد و گفت واشنگتن امیدوار است این فشارها بر ساختار سیاسی کشور اثر بگذارد.

در واقع، سخنان اسکات بسنت (وعده دلار ۳۰۰ هزار تومانی) و اظهارات ارین براون، دو لبه یک قیچی هستند؛ یکی با فشار روانیِ ارزی و دیگری با تلاش برای انسداد منابع مالی. اما اجرای طرحِ اخیر بانک مرکزی، پاسخی هوشمندانه به این فشارها بود.

اجرای این طرح را می‌توان اقدامی قابل توجه در مدیریت بازار ارز، آن هم در شرایط تشدید فشارهای خارجی و تلاش برای برهم زدن ثبات اقتصادی کشور، ارزیابی کرد. بانک مرکزی کشورمان با عرضه ارز و فراهم کردن امکان دسترسی مردم به ارز مورد نیاز خود، علاوه بر پاسخ‌گویی به بخشی از تقاضای بازار، این پیام را مخابره کرد که سیاست‌گذار ارزی برای مدیریت شرایط و مقابله با انتظارات منفی، ابزار و برنامه مشخصی در اختیار دارد. توقف رشد پرشتاب دلار در روزهای ابتدایی اجرای طرح، نشانه‌ای امیدوارکننده از اثرگذاری این رویکرد است.

چرا بازار آزادِ ارز، زمینِ بازیِ مطمئنی نیست؟

در اینجا باید به یک نکته فنی اما مهم اشاره کرد: عمق بازار آزاد ارز در مقایسه با بازار رسمی و تجاری (مرکز مبادله)، بسیار کمتر است. این یعنی بازار آزاد به شدت «هیجان‌محور» است و رفتارهای معامله‌گران در آن، نه بر اساس واقعیت‌های اقتصادی، بلکه بر مبنای جو رسانه‌ای و شایعات شکل می‌گیرد. به همین دلیل است که با کوچک‌ترین مداخله‌یِ به‌موقع از سوی بازارساز، روند بازار آزاد تغییر می‌کند. این بازار، زمین مناسبی برای کسب سود پایدار نیست و نوسانات آن بیش از آنکه اقتصادی باشد، روانی است.