مارکو روبیو با یادآوری جنگ‌های ایران و یونان باستان، در حالی از قدرت نظامی و ضرورت توسل به زور سخن می‌گوید که آمریکا در تقابل نظامی با ایران قرار دارد؛ روایتی که سوالاتی درباره استفاده ابزاری آمریکا از تاریخ برای توجیه سیاست‌های امروز خود مطرح می‌کند.

اهمیت سیاسی این اظهارات زمانی بیشتر می‌شود که به شرایط کنونی توجه کنیم. سخنان روبیو در حالی بیان شد که آمریکا درگیر جنگ با ایران است و مقام‌های آمریکایی هم‌زمان درباره برنامه هسته‌ای ایران، تنگه هرمز و فشار اقتصادی بر کشور موضع‌گیری می‌کنند. روبیو در نشست خبری آتن نیز مدعی شد ایران کنترل کامل تنگه هرمز را از دست داده و درباره وضعیت اقتصادی کشور اظهاراتی تند مطرح کرد. همچنین بر موضع دولت ترامپ مبنی بر جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای تأکید کرد. کنار هم قرار گرفتن این مواضع با تاکید او بر ضرورت آمادگی برای استفاده از زور، نشان می‌دهد که سخنرانی تاریخی وی در فضایی کاملا متأثر از رقابت‌ها و منازعات جاری بیان شده است.

  • بیشتر بخوانید:
    آفتابه ایرانی، دردسر جدید برای مارکو روبیو!

از این منظر، مسئله فقط اشاره یک مقام آمریکایی به خشایارشاه نیست؛ مسئله، نحوه استفاده از گذشته برای صورت‌بندی سیاست امروز است. هنگامی که آمریکا از میراث تمدنی و ارزش‌های تاریخی سخن می‌گوید، نمی‌توان پیامدهای جنگ کنونی، فشارهای اقتصادی و تهدیدهای نظامی علیه ایران را از ارزیابی سیاست آن جدا کرد. دفاع از تمدن، اگر قرار است معیاری برای سیاست امروز باشد، باید با معیارهایی یکسان درباره همه ملت‌ها و قدرت‌ها سنجیده شود؛ نه آنکه بخشی از تاریخ برجسته شود و زمینه‌های گسترده‌تر تاریخی و پیامدهای اقدامات قدرت‌های معاصر نادیده بماند.

سخنان روبیو همچنین این پرسش را مطرح می کند که مرز میان بازخوانی تاریخ و استفاده سیاسی از آن کجاست و چگونه می‌توان اجازه نداد روایت‌های گزینشی از گذشته، به ابزاری برای عادی‌سازی منطق تقابل و قدرت نظامی در زمان حال تبدیل شوند.