تهران-ایرنا- استقلال به دور از تمامِ حواشی ابتدای فصل و گمانهزنیهایی که میگفتند بختیاریزاده تنها چند هفته میهمان باشگاه است، به پیش میرود. بختیاریزاده میخواهد ثابت کند که آخر شاهنامه خوش است، البته این بار با پیروزی سهراب و لشکر جوانی که او همراه خود دارد.
به گزارش عصر چهارشنبه ایرنا، شاید اگر ابتدای فصل، به هر هوادارِ خوشبینی میگفتیم که استقلال از ۴ بازی ابتدایی خود در لیگ نخبگان آسیا، ۹ امتیاز کسب میکند و در لیگ هم از ۱۰ بازی، ۲۰ امتیاز میگیرد، حرفمان را باور نمیکرد و حتماً در پاسخ میگفت: «شوخی میکنید؟»
بختیاریزاده میخواهد ثابت کند که آخر شاهنامه خوش است، البته این بار با پیروزی سهراب و لشکر جوانی که او همراه خود دارد.
استقلال، از پنجره نقلوانتقالات محروم بود و نمیتوانست بازیکنِ جدیدی به اسکواد خود اضافه کند. چند بازیکن هم از فصل قبل جدا شدند که مشهورترینِ آنها رامین رضاییان بود. از طرفی، سهراب بختیاریزاده هم سرمربی شد؛ آنهم در شرایطی که گروهی معتقد بودند او در مقایسه با آندرهآ استراماچونی، فرهاد مجیدی و .... مقبولیت کمتری دارد و به لحاظِ تجربه نیز در جایگاه پایینتری است.
پنجره بسته، برخی از مربیان را وادار کرد تا به پیشنهاد استقلال پاسخ منفی بدهند. ترس از مقابله با سایر مدعیانِ میلیون دلاری، آنهم با دستهای خالی باعث شد تا آنها همان ابتدا از مسیر مذاکره خارج شوند و حضور در استقلال را به زمانی بهتر از حالا موکول کنند.
مدیران استقلال، اما فارغ از تمام این بلبشوی مذاکراتی، تصمیم گرفتند کار را به سهراب بختیاریزاده بسپارند و از او روی نیمکت بهره بگیرند. سهراب اما کار مشکلی پیشِ رو داشت؛ ابتدا باید با منتقدان کلنجار میرفت و سپس تیمی آماده را راهی مسابقات میکرد. حضور در سه تورنمنت مهم هم مزید بر علت شد تا گروهی در همان ابتدا، بر این اعتقاد باشند که عمر مربیگری بختیاریزاده در استقللال، تنها چند هفته است!
بختیاریزاده اما لیگ را با استقلال طوفانی آغاز کرد و در لیگ نخبگان نیز ابتدا السد و سپس الغرافه را از پیشِ رو برداشت. تکیهی سهراب برای رسیدن به موفقیت، جوانهایی بودند که برخلاف فصل قبل، بیشتر در ترکیب قرار گرفتند و بالطبع فرصت بهتری برای ارائه تواناییهای خود داشتند.
میتوان اسمش را گذاشت: توفیقِ اجباری. هم پنجره بسته باعث شد تا بختیاریزاده به نیمکت استقلال برسد و هم عدم جذب بازیکنان جدید، بهانهای بود تا جوانترها فرصت عرضاندام پیدا کنند و نام خود را بسیار بیشتر از قبل سر زبانها بیندازند.
هفته به هفته که از مسابقات میگذشت، فکر میکردیم که بدنهای بازیکنان استقلال تحلیل میرود و افول این تیم آغاز میشود. شکست مقابل شباب الاهلی در لیگ نخبگان، به این فرضیه نزدیکمان کرد اما پیروزی برابر الشمال، ورق را برگرداند و بارِ دیگر اثبات کرد که سهراب و تیمش، پیروزی مقابل «رستمها» را به خوبی بلدند و میدانند حریفان را چگونه از پیشِ رو بردارند.
در فوتبال جهان، میگویند که یک تیم باید خوب تمرین کند، گروهِ آنالیز داشته باشد و البته از امکانات بسیاری نیز سود ببرد. بخشی از ماجرا، اما قدرت بازیخوانی و تصمیماتی است که سرمربی میگیرد و باعث میشود تا از ابزارها به بهترین شکل ممکن استفاده شود.
در استقلال، نمونههایی از این دست وجود دارد. جلالالدین ماشاریپوف، مثالِ زندهای است که احیا و بازگشت درخشاناش را فقط باید به نام بختیاریزاده نوشت. بازیکنی که تمام مربیان اسبق استقلال، از او در پست وینگر چپ استفاده کردند، اما بختیاریزاده تصمیم گرفت تا او را به میانه میدان بیاورد و از وجود این بازیکن در پستی جدید بهره بگیرد. تغییری که جواب داد و ماشاریپوف را به یک بازیکن کلیدی در ترکیب استقلال تبدیل کرد.
حالا استقلال، به دور از تمامِ حواشی ابتدای فصل و گمانهزنیهایی که میگفتند بختیاریزاده تنها چند هفته میهمان باشگاه است، به پیش میرود. بختیاریزاده میخواهد ثابت کند که آخر شاهنامه خوش است، البته این بار با پیروزی سهراب و لشکر جوانی که او همراه خود دارد.
