اعتیاد جنسی چگونه یک زن را تا مرز خودکشی پیش برد؟

بسیاری از زنان آرزو دارند زندگی عاشقانه و جنسی پرشورتری داشته باشند، اما برای ربکا بارکر، نویسنده انگلیسی، میل بیش از اندازه به رابطه جنسی به کابوسی تبدیل شد که زندگی مشترکش را تا مرز فروپاشی پیش برد.

به گزارش دیروزبان او که اکنون ۴۵ سال دارد و خود را فردی در حال بهبودی از اعتیاد جنسی می‌داند، می‌گوید زمانی آن‌قدر به رابطه جنسی نیاز داشت که از همسرش می‌خواست روزانه پنج بار با او رابطه داشته باشد. این میل مداوم به‌تدریج تمام زندگی‌اش را تحت تأثیر قرار داد و حتی او را به فکر خودکشی انداخت.

بارکر می‌گوید هنوز هم با وجود گذشت نزدیک به یک دهه از ازدواجش با ژان‌مارک، از بازگشت دوباره آن وضعیت می‌ترسد.

وقتی میل جنسی به وسواس تبدیل می‌شود

بارکر می‌گوید از دوران جوانی میل جنسی بالایی داشته است. او در ۱۵ سالگی با پدر دو فرزند نخستش وارد رابطه شد و سال‌ها تقریبا هر روز رابطه جنسی داشتند. اما با به دنیا آمدن دو فرزند، اختلافات میان آنها بیشتر شد و سرانجام در ۲۴ سالگی از هم جدا شدند.

پس از آن، او با مردی به نام مارک آشنا شد. رابطه آنها در ابتدا رضایت‌بخش بود و تقریبا بیشتر شب‌ها با یکدیگر رابطه داشتند. اما شرایط در سال ۲۰۱۴ تغییر کرد؛ زمانی که به دلیل مشکلات روحی بارکر، مارک تصمیم گرفت برای زندگی خانوادگی به کاروانی نزدیک محل ساخت خانه‌شان نقل مکان کند.

نزدیکی دائمی به مارک، میل جنسی بارکر را به شکلی غیرقابل‌کنترل افزایش داد. مارک نیز با وجود داشتن میل جنسی بالا، به‌تدریج از این وضعیت خسته شد. او حتی گاهی با لباس کامل به تختخواب می‌رفت و از دخترشان می‌خواست میان آنها بخوابد تا مانع نزدیک شدن بارکر شود.

شش ماه زندگی در تختخواب و فکر خودکشی

بارکر می‌گوید به مدت شش ماه، بخش عمده روزهایش را در تختخواب می‌گذراند؛ یا با مارک رابطه داشت یا گریه می‌کرد و منتظر بازگشت او از محل کار می‌ماند.

او توضیح می‌دهد که هدفش صرفا لذت نبود، بلکه به دنبال نزدیک‌ترین تماس جسمی ممکن با فردی بود که دوستش داشت. وقتی مارک پس از رابطه از او فاصله می‌گرفت، احساس طردشدگی به سراغش می‌آمد و دوباره برای جلب توجه او تلاش می‌کرد.

یک روان‌درمانگر متخصص مسائل جنسی در لندن، وضعیت او را در چارچوب اختلال رفتار جنسی اجباری توضیح داده است؛ اختلالی که به گفته این متخصص، می‌تواند شباهت‌هایی با وسواس فکری و اعتیاد به مواد داشته باشد.

افکار مداوم درباره رابطه جنسی چنان زندگی بارکر را مختل کرده بود که حتی به خودکشی فکر می‌کرد. او سرانجام موضوع را با مادرش در میان گذاشت و همراه فرزندانش به خانه او رفت.

خیانت نامزد و آغاز یک زندگی تازه

مدتی پس از جدایی، بارکر متوجه شد مارک با زن دیگری رابطه دارد. این اتفاق ابتدا او را به‌شدت ناراحت کرد، اما در نهایت باعث شد تصویر ایده‌آلی که از مارک ساخته بود، فرو بریزد.

او به‌تدریج توانست با مردان دیگری آشنا شود و متوجه شود که می‌تواند بدون نیاز دائمی به رابطه جنسی نیز از یک ارتباط عاطفی لذت ببرد.

در همین دوران با ژان‌مارک آشنا شد؛ مردی ۱۷ سال بزرگ‌تر از خودش که ابتدا صاحبخانه او بود. رابطه آنها به‌تدریج جدی شد و در سال ۲۰۱۸ ازدواج کردند.

بارکر از همان ابتدای رابطه، اعتیاد جنسی خود را برای ژان‌مارک توضیح داد. او می‌گوید برخلاف تجربه قبلی‌اش، ژان‌مارک هنگام ناراحتی به او محبت می‌کند و بدون آنکه مجبور باشد برای دریافت توجه التماس کند، کنارش می‌ماند.

ترس از بازگشت اعتیاد جنسی

بارکر می‌گوید برخلاف گذشته، کنترل بیشتری بر رفتار خود داشت و می‌توانست به فعالیت‌های روزمره نیز بپردازد.

بارکر اخیرا خاطرات زندگی خود را در قالب کتابی منتشر کرده و می‌گوید هدفش شکستن تابوی اعتیاد جنسی زنان است. او معتقد است این اختلال می‌تواند زنان و مردان را در هر سنی گرفتار کند.

به گفته او، با وجود دریافت پیام‌های آزاردهنده از برخی مردان پس از انتشار تجربه‌اش، زنان زیادی نیز با او تماس گرفته‌اند و گفته‌اند سال‌هاست با چنین مشکلی دست‌وپنجه نرم می‌کنند، اما از بیان آن شرم دارند.