افزایش هزینه سوخت نیروگاهی از ابتدای آبان، قبض برق را به هزینه تازهای برای خانوارها تبدیل کرده است؛ آن هم در شرایطی که نگرانی از تأمین سوخت نیروگاهها در زمستان و احتمال آسیب به زیرساختهای حیاتی، چشمانداز تأمین برق را پیچیدهتر کرده است.
رویداد۲۴| افزایش هزینه سوخت نیروگاهی از ابتدای آبان، هزینه تازهای به قبوض برق اضافه کرده است؛ آن هم در شرایطی که خاطره خاموشیهای تابستان امسال و سال گذشته هنوز از ذهن مردم و صنایع پاک نشده و نگرانی از احتمال آغاز دوباره درگیریهای نظامی، آینده زیرساختهای انرژی را مبهمتر کرده است. حالا در آستانه زمستان، مسئله فقط قیمت برق نیست؛ پرسش این است که آیا شبکه برق ایران توان عبور از ناترازی سوخت و تهدیدهای احتمالی جنگ را دارد؟
نسخه دولت برای ناترازی؛ گرانکردن برق
از ابتدای آبانماه، هزینه سوخت نیروگاهی به قبوض برق مشترکان اضافه شده است. احسان ذبیحزاده، سخنگوی صنعت برق، اعلام کرده که پس از افزایش نرخ سوخت تحویلی به نیروگاهها و تعیین نرخ گواهی سوخت از سوی وزارت نفت، سقف قیمت برق در بازار عمدهفروشی نیز افزایش یافته است.
این هزینه در بخش خانگی بهصورت پلکانی و بر اساس میزان مصرف محاسبه میشود؛ از مصرف در محدوده الگو تا بیش از ۲.۵ برابر آن؛ بنابراین میزان افزایش پرداختی همه مشترکان یکسان نیست و خانوارهای کممصرف با افزایش کمتری مواجه میشوند.
دولت میگوید منابع حاصل از این افزایش قرار است صرف توسعه بخش بخار نیروگاههای گازی، تبدیل نیروگاهها به سیکل ترکیبی و افزایش راندمان تولید برق شود. اما در شرایطی که تورم، هزینههای زندگی را برای خانوارها سنگین کرده، پرسش مهم این است که آیا این افزایش هزینه در نهایت به بهبود خدمات و کاهش خاموشیها منجر خواهد شد؟
تجربه سالهای گذشته نشان داده است که افزایش قیمت برق بهتنهایی نمیتواند ناترازی این صنعت را برطرف کند. مشکل برق ایران تنها به قیمتگذاری محدود نیست؛ کمبود سرمایهگذاری، وابستگی به گاز، فرسودگی تجهیزات و تلفات شبکه نیز در این وضعیت نقش دارند.
تابستان گذشت، اما بحران برق تمام نشد
نگرانی درباره وضعیت تامین برق و قیمت آن وقتی بیشتر میشود که خاموشیهای تابستان ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵ را به یاد آوریم. قطعی برق در خانهها، اختلال در فعالیت کسبوکارها و محدودیت برق صنایع، بخشی از تجربه روزمره مردم و تولیدکنندگان شد.
در چنین شرایطی، وعده تأمین برق پایدار در زمستان زمانی قابل اتکاست که محدودیتهای واقعی شبکه نیز در نظر گرفته شود. سخنگوی صنعت برق گفته است ظرفیت تولید برق در زمستان از میزان مصرف بیشتر است و در صورت تأمین مناسب سوخت، محدودیتی برای برق صنایع وجود نخواهد داشت.
اما همین شرط، نقطه آسیبپذیر شبکه برق است. ذبیحزاده با اشاره به آسیبهای واردشده به زیرساختهای تأمین گاز در جنگ و ناترازی عرضه و تقاضای گاز در فصل سرد، هشدار داده است که در صورت محدودیت گاز نیروگاهها یا کاهش ذخایر سوخت مایع به سطح هشدار و اضطرار، مدیریت مصرف اجتنابناپذیر خواهد بود.
به بیان دیگر، ظرفیت اسمی نیروگاهها لزوماً به معنای برق قابل دسترس نیست. نیروگاه بدون سوخت نمیتواند تولید کند و شبکهای که با کمبود گاز روبهرو شود، ممکن است حتی با وجود ظرفیت تولید کافی، ناچار به اعمال محدودیت باشد.
برق ایران میان تهدید نظامی و ناترازی داخلی
نگرانی از وضعیت برق، در شرایط فعلی تنها به زمستان و کمبود سوخت محدود نمیشود. کشور همچنان زیر سایه جنگ قرار دارد و با افزایش احتمال ازسرگیری درگیریهای نظامی، حفاظت از زیرساختهای حیاتی به مسئلهای جدیتر تبدیل شده است.
سردار غلامرضا جلالی، رئیس سازمان پدافند غیرعامل، همین امروز گفته است: «فعلا با بازدارندگی که ایجاد کردیم دشمن به زیرساختهای برق کشورمان حمله نمیکند.» او در ادامه احتمال چنین حملهای در آینده را مطرح کرده و گفته است که باید اقدامات لازم انجام شود.
این اظهارات از یک سو بر بازدارندگی تأکید دارد و از سوی دیگر، احتمال تهدید زیرساختهای برق را در آینده منتفی نمیداند. در شرایط جنگی، مسئله فقط جلوگیری از حمله نیست؛ بلکه توان شبکه برای ادامه فعالیت در صورت بروز اختلال نیز اهمیت دارد.
آسیب به نیروگاهها، پستهای انتقال یا خطوط فشارقوی میتواند فراتر از خاموشی در یک منطقه اثر بگذارد. از همین رو، آمادگی شبکه برای مواجهه با اختلالهای احتمالی، به اندازه ظرفیت تولید برق اهمیت دارد. بهویژه آنکه تجربه خاموشیهای تابستان گذشته نشان داده است که حتی بدون حمله نظامی نیز ناترازی برق میتواند زندگی روزمره و فعالیت اقتصادی را مختل کند.
آزمون سخت صنعت برق در روزهای پرتنش
سخنگوی صنعت برق از اجرای اقداماتی برای عبور از زمستان و توسعه نیروگاههای تجدیدپذیر خبر داده است. توسعه انرژیهای تجدیدپذیر، افزایش راندمان نیروگاهها و کاهش تلفات شبکه میتواند در بلندمدت به کاهش فشار بر شبکه برق کمک کند. اما اجرای این طرحها به سرمایهگذاری، زمان و مدیریت مؤثر نیاز دارد.
در شرایطی که زیرساختهای انرژی آسیب دیدهاند و احتمال تشدید تنشهای نظامی همچنان وجود دارد، نمیتوان چشمانداز برق را تنها با اتکا به ظرفیت نصبشده نیروگاهها ارزیابی کرد. وضعیت تأمین گاز، ذخایر سوخت مایع، آمادگی شبکه انتقال و امکان جایگزینی ظرفیتهای آسیبدیده، همگی در تعیین میزان پایداری برق نقش دارند.
افزایش هزینه سوخت نیروگاهی ممکن است بخشی از منابع مورد نیاز برای توسعه این صنعت را فراهم کند، اما تضمینی برای جلوگیری از خاموشی نیست. اگر قرار است هزینه بیشتری از مشترکان دریافت شود، دولت باید درباره نحوه هزینهکرد این منابع و نتایج آن شفافسازی کند.
زمستان پیش رو، آزمونی برای صنعت برق ایران است؛ آزمونی که در آن، تجربه خاموشیهای دو تابستان گذشته، نگرانی از ناترازی گاز و احتمال بازگشت درگیریهای نظامی به هم گره خوردهاند. مردم و صنایع بیش از هر چیز به برق پایدار نیاز دارند؛ نه قبضهای گرانتر و وعدههایی که نتیجه آنها در زمان بحران مشخص میشود.
