عینک دودی شماره ۶۷
مرحوم مادربزرگم میگفت: «هنوز نمیدونی دور یکقرونی چند کیلومتره!» آن روزها دلار تازه هزار تومان شده بود و حالا باید حساب کرد با پژوی ۵ میلیاردی و نان باگت ۹۰ هزار تومانی، محیط آن سکه چند صد فرسخ است. در این وانفسا که فرانسویها نه بلدند خیابان جمع کنند و نه جلوی قیمت باگت را بگیرند، دعوای وحید اشتری و قربانزاده سر رپورتاژ برای شریعتمداری بالا گرفته است؛ اما انصاف داشته باشید، عدالتخواه هم خرج دارد.
فرارو- محسن صالحیخواه؛ مرحوم مادربزرگ بنده که در سال ۱۳۸۸ رفت و ما را تنها گذاشت، در بعضی موارد زبان تندی داشت. یعنی از فارسی سخت برای انتقال پیام استفاده میکرد که احتمالاً قبلاً در همین ستون طنز آبکی و بینمک، به آن اشاره کردم. البته این سختپسندی عزیز خدابیامرز، همیشگی نبود. صرفاً وقتی گل میکرد که نیاز بود برای انتقال پیام به مخاطب، عبارات کمی کوبندهتر و گزندهتر باشند.
اما در این مورد نمیخواهم از آن مثالهای مناقشهبرانگیز عزیز استفاده کنم. خدابیامرز وقتی میخواست درباره سختی پول درآوردن و کار کردن به ما تذکر بدهد، میگفت: «هنوز نمیدونی دورِ یک قرونی چند کیلومتره.»
البته عزیز ما زمانی به رحمت خدا رفت که دلار تازه ۱۰۰۰ تومان شده بود. وقتی با دلار ۱۰۰۰ تومانی، دور یک قرونی چند کیلومتر میشد، با دلار ۲۷۲ هزار تومانی (تا لحظه به هم بافتن این سطور پرمغز) چند صد کیلومتر میشود؟ خلاصه که هم پول درآوردن سختتر از آن روزهاست، هم زندگی کردن. زندگی ما خلاصه شده در چک کردن قیمت ماشین، ببینیم ایرانخودرو کی قرعهکشی میکند، دلار امروز چند است، سکه چند شده، گوشت کیلویی چند با ما حساب میشود و... . علاوه بر تمام این گرانیها، ما باید پول هم دربیاوریم که ببینیم این وسط زور پولمان به کدام یک از اینها میرسد.
با گذر زمان، دغدغههای ما کمی افت کرده و آنچه بالاتر گفتم، دغدغه همیشگی نیست. گاهی وضعیت زیگزاگی میشود. ممکن است در یک روز با خبر پژوی ۵ میلیاردی روبهرو بشویم، با نان باگت فرانسوی ۹۰ هزار تومانی هم سلاموعلیک کنیم. یعنی خاک بر سر این فرانسویها که عرضه هیچ کاری را ندارند! نه بلدند خیابانهایشان را گازانبری جمع کنند، نه قیمت نان باگت کنترل میشود، نه پژوهایشان قیمت آدمیزادی دارد. احتمالاً با قیمت الان یک دستگاه پژو، ۳۰ سال پیش میشد خط تولید پژو را داخل ایران راهاندازی کرد.
همزمان با گران شدن نان باگت، مینیهاتداگ، شیرمال، فطیر و نان تست، دعوای وحید اشتری و حسین قربانزاده هم بالا گرفت. آن هم برای بفرما زدن جهت ایجاد یک موج رپورتاژی خفن برای محمد شریعتمداری که مدیرعامل هلدینگ است و شوق خدمت نمیگذارد صندلیاش را رها کند.
البته این ادعای مطرحشده در مناظره او با یکی از حواریون قالیباف بود و ما نمیدانیم کاملاً صحت دارد یا نه. خود ایشان گفت اصلاً توی تلگرام چت نکرده و احتمالاً یادش رفت بگوید به احترام قانون از فیلترشکن استفاده نمیکند و هر کس سندی دارد، لطفاً از پیامرسانهای داخلی بیاورد. بابک زنجانی هم تکذیب کرد و گفت ما اصلاً با این بچهمچهها کاری نداریم.
در چنین شرایطی، متأسفانه میبینم عدهای به آقای وحید اشتری هجمه میکنند که چرا دنبال گرفتن پروژه از هلدینگ پتروشیمی خلیج فارس بوده. واقعاً واضح نیست؟ زندگی خرج دارد، آقاجان! اشتری هم میداند دور یک قرونی چند کیلومتر است. عدالتخواه نان نمیخواهد؟! قطعاً که میخواهد. آن هم نان باگت ۹۰ هزار تومانی!
