تهران-ایرنا- تجاوز نظامی مشترک آمریکا و اسرائیل به ایران در ۹ اسفند ۱۴۰۴ افزون بر پیامدهای انسانی و منطقه‌ای، پیامدهای سیاسی سنگینی برای دونالد ترامپ و حزب جمهوری‌خواه به همراه آورد. شکست جمهوری‌خواهان در انتخابات میان‌دوره‌ای نوامبر ۲۰۲۶ و از دست رفتن کنترل هر دو مجلس، جنگ ایران را از یک پرونده امنیت ملی به مسئله‌ای تعیین‌کننده در معادلات داخلی آمریکا تبدیل کرد؛ مسئله‌ای که اکنون در قلب یک شکاف عمیق درون جنبش حامی ترامپ قرار دارد.

به گزارش خبرنگار سیاست خارجی ایرنا، بسیاری از رهبران حزب جمهوری‌خواه بر این نکته اتفاق‌نظر دارند که جنگ ایران یکی از عوامل اصلی شکست در انتخابات میان‌دوره‌ای بود. دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، در اظهاراتی پس از انتخابات، نقش جنگ را پذیرفت: «فکر می‌کنم تا حد زیادی درست است، چون بنزین را اندکی بالا برد.» او اما بر درستی تصمیم خود برای آغاز جنگ پافشاری کرد و گفت: «با این حال، اگر دوباره مجبور شوم، دوباره انجامش می‌دهم.»

جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا، موضعی صریح‌تر گرفت و در پستی در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «دلیلی که باختیم، جنگ بود. خود رئیس‌جمهور دیشب همین را گفت.» ونس تأکید کرد بسیاری از رأی‌دهندگانی که در انتخابات ۲۰۲۴ به ترامپ و او رأی داده بودند، در ۲۰۲۶ به دموکرات‌ها روی آورده‌اند و جنگ ایران عامل اصلی این جابه‌جایی بوده است.

جنگ ایران، کاتالیزور شکست جمهوری‌خواهان و گسل درون جنبش حامی ترامپ

داده‌های نظرسنجی‌های پای صندوق رای نیز این تحلیل را تقویت می‌کند: بر پایه این نظرسنجی‌ها، حدود ۷۴ درصد رأی‌دهندگان جنگ ایران را عامل «حیاتی» یا «عمده» رأی خود به کنگره دانستند و ۶۲ درصد استفاده از نیروی نظامی علیه ایران را تصمیمی اشتباه خواندند.

تریتا پارسی، معاون اجرایی اندیشکده مؤسسه کویینسی و تحلیل‌گر مسائل خاورمیانه، نیز در شبکه‌های اجتماعی نوشت: «این دموکرات‌ها نبودند که انتخابات میان‌دوره‌ای را بردند، بلکه ایران بود.»

هزینه اقتصادی جنگ عامل تعیین کننده شکست جمهوری‌خواهان

افزایش قیمت سوخت و تورم، مهم‌ترین کانال اثرگذاری جنگ بر رفتار انتخاباتی رأی‌دهندگان بود. تجاوز نظامی مشترک آمریکا و اسرائیل در اسفند ۱۴۰۴، بازار جهانی نفت را وارد بحرانی کرد که قیمت بنزین را به یادآور دائمی تصمیم ترامپ برای ورود به جنگ تبدیل ساخت. برای رأی‌دهندگان آمریکایی، جنگ دیگر صرفاً یک بحث امنیت ملی در قاره دیگر نبود؛ گرانی بنزین، فشار تورمی و احساس ورود دوباره واشنگتن به یک «جنگ بی‌پایان» به مسئله‌ای روزمره و تعیین‌کننده در صندوق رأی تبدیل شده بود.

سینا طوسی، پژوهشگر ارشد غیرمقیم مرکز سیاست بین‌الملل واشنگتن، در گفت‌وگو با رویترز درباره وضعیت ترامپ گفت: «ترامپ اکنون در بن‌بست است: تشدید تنش مسیر روشنی به سمت پیروزی ندارد و ریسک خراب‌ترکردن بیشتر ریاست‌جمهوری‌اش را در پی دارد، در حالی که دیپلماسی راه خروج بالقوه‌ای فراهم می‌کند.» طوسی همچنین هشدار داد که ادامه تشدید می‌تواند به تلافی گسترده ایران، اختلال بیشتر در اقتصاد جهانی و افزایش نارضایتی درون خود حزب جمهوری‌خواه بینجامد.

گسلی که پیش از انتخابات شکل گرفت

شکاف درون جنبش بازگشت عظمت آمریکا (MAGA) صرفا پس از انتخابات آغاز نشد. استعفای مارجوری تیلور گرین از کنگره در پایان ۲۰۲۵ نشان داد بخشی از حامیان سابق ترامپ، سیاست خارجی او را خلاف وعده «اول آمریکا» می‌دانستند. مارجوری تیلور گرین، نماینده پیشین جمهوری‌خواه جورجیا، در نامه استعفای خود نوشت: «تنها هدف و خواسته من همیشه این بوده که حزب جمهوری‌خواه را در قبال وعده‌هایش به مردم آمریکا پاسخگو نگه دارم و اولویت را به آمریکا بدهم.» گرین حمله به ایران در جریان جنگ ۱۲ روزه، کمک نظامی به اوکراین، ادامه کمک‌های تسلیحاتی به اسرائیل و کمک مالی به آرژانتین را نشانه‌هایی از فاصله‌گرفتن ترامپ از وعده‌های انتخاباتی‌اش می‌دانست.

تاکر کارلسن، مجری و مفسر محافظه‌کار آمریکا، از منتقدان سرسخت جنگ بود. او در مصاحبه‌ای با ای‌بی‌سی نیوز جنگ با ایران را «به‌طرز کاملاً حال به هم زن و شیطانی» توصیف کرد و ترامپ را متهم کرد که عنصر بنیادین جنبش بازگشت عظمت آمریکا، یعنی «اول آمریکا»، را رها کرده است.

جو کنت، مدیر پیشین مرکز ملی مبارزه با تروریسم آمریکا، نیز در نامه استعفای خود نوشت: «ایران تهدید فوری‌ای برای آمریکا نداشت.» کنت تصریح کرد مقام‌های ارشد اسرائیلی و افراد بانفوذ در رسانه‌های آمریکا کمپینی از اطلاعات نادرست به راه انداخته‌اند که «شعار اول آمریکا»ی ترامپ را تضعیف کرده و او را به جنگ کشانده است.

جنگ ایران، کاتالیزور شکست جمهوری‌خواهان و گسل درون جنبش حامی ترامپ

دو روایت رقیب درون حزب جمهوری‌خواه

پس از شکست انتخاباتی، دو روایت رقیب در حزب جمهوری‌خواه شکل گرفت: روایتی که جنگ را نقض وعده‌های انتخاباتی و عامل شکست می‌داند و روایتی که مشکل را نه در آغاز جنگ، بلکه در ناتوانی از پیروزی سریع و کامل می‌بیند.

گرین پس از انتخابات حتی فراتر رفت و خواستار کنار گذاشتن ترامپ از حزب شد: «اگر حزب جمهوری‌خواه بخواهد در آینده شانسی داشته باشد، باید دونالد ترامپ را از حزب بیرون بیندازد.» او همچنین نوشت: «باید حرف من و تاکر و دیگرانی را که از ابتدا به شما گفتند، گوش می‌کردید.»

در مقابل، آری فلیشر، سخنگوی پیشین کاخ سفید در دولت جورج دبلیو بوش، موضع جناح مداخله‌گرا را چنین خلاصه کرد: «اگر جنگی را شروع می‌کنی، باید آن را ببری و تمامش کنی؛ وگرنه شروعش نکن.»

در سطح رهبری حزب جمهوری‌خواه نیز نشانه‌های روشنی از نارضایتی و فاصله‌گیری از سیاست جنگی ترامپ دیده می‌شود. تد کروز، سناتور جمهوری‌خواه از تگزاس، در پادکست خود شکست حزب را «سونامی آبی» و «کتک‌کاری» توصیف کرد و جنگ ایران را مورد اشاره قرار داد: «تعرفه‌ها همه‌چیز را گران کرده‌اند و جنگ ایران بیش از حد طول کشیده است. جنگی که باید کوتاه، قاطع و تمام‌شده باشد.» او تأکید کرد: «باید تمام شود، و ما نباید تحت هیچ شرایطی به رهبران ایران میلیاردها دلار بدهیم.»

نکته مهم این است که کروز، که خودش از بازهای سنتی و حامی سرسخت اسرائیل بوده، این‌بار از جنگ فاصله گرفته و آن را «طولانی‌تر از حد» می‌داند؛ نشانه‌ای روشن از اینکه حتی درون جناح مداخله‌گرا هم نارضایتی از ادامه جنگ وجود دارد.

استیو بنن، چهره برجسته جنبش بازگشت عظمت آمریکا و مدیر اجرایی پیشین کاخ سفید، پیش‌تر هشدار داده بود که اجازه دادن به «دولت پنهان» برای کشاندن آمریکا به جنگ با ایران، «ائتلاف حامی ترامپ را منفجر می‌کند».

ران دی‌سانتیس، فرماندار فلوریدا و نامزد پیشین ریاست‌جمهوری، نیز در گفت‌وگو با مجری ورزشی استیون ای. اسمیت گفت: «جنگ ایران یک فشار بزرگ، بزرگ روی جمهوری‌خواهان است.» او ادامه داد: «برخی از حامیان ما کنار کشیده‌اند چون حس می‌کنند: من نمی‌خواستم جنگ بیشتری در خاورمیانه، و حالا درگیرش شده‌ایم.» دسانتیس ترامپ را متهم کرد که با وعده «وارد جنگ‌های خاورمیانه نمی‌شوم» رأی آورده، اما اکنون دقیقاً برعکس عمل کرده است.

فاکس نیوز با کنار هم گذاشتن اظهارنظرهای تد کروز، ران دی‌سانتیس و جی‌دی ونس در خصوص شکست در انتخابات، تاکید کرده‌است که رقابت‌های درون حزبی برای انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۲۸ خیلی زود شروع شده‌است.

نیوت گینگریچ، رئیس پیشین مجلس نمایندگان آمریکا و چهره شاخص حزب جمهوری‌خواه، نیز در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «مقیاس شکست جمهوری‌خواهان آن‌قدر بزرگ است که رقابت برای نامزدی ریاست‌جمهوری حزب را کاملاً باز می‌کند.»

جنگ ایران، کاتالیزور شکست جمهوری‌خواهان و گسل درون جنبش حامی ترامپ

دوراهی ترامپ: دیپلماسی یا تشدید تنش

شکست انتخاباتی ترامپ را در یک انتخاب سخت قرار داده است: توافق و خروج از جنگ از طریق مذاکره، یا تشدید نظامی برای «تمام‌کردن کار». رویترز این وضعیت را چنین توصیف کرده است: «ترامپِ تضعیف‌شده با انتخابی میان خروج از جنگ با مذاکره و تشدید تنش پرخطرتر روبه‌روست.»

علی واعظ، مدیر پروژه ایران در اندیشکده گروه بین‌المللی بحران، در گفت‌وگو با شبکه سی‌ان‌ان گفت: «جنگ ایران به یک بار سیاسی بر گردن او تبدیل شده و او را در انتخابی سخت گذاشته: توافقِ حفظ آبرو و اعلام پیروزی، یا پافشاری بر راهکار نظامی برای بازپس‌گیری ابتکار عمل.» واعظ هشدار داد: «خطر این است که رئیس‌جمهوری که در صندوق رأی تضعیف شده، ممکن است در میدان نبرد به دنبال رستگاری بگردد.»

برایان هاگرتی، تحلیل‌گر پیشین ارشد سیا، نیز می‌گوید: «دلیل خوبی هست که تصور کنیم ترامپ ممکن است با توجه به اینکه آسیب سیاسی وارد شده، کمتر مهار شود.»

رویترز به نقل از منابع نزدیک به محافل حکومت‌های خلیج فارس نوشت که ترامپ ممکن است باور کند «دیگر از نظر سیاسی چیزی برای از دست دادن ندارد» و به همین دلیل احتمال دارد بر سر ایران دو برابر سخت‌تر بایستد و به حمله اقدام کند. مجله تایم نیز در تحلیل خود نوشت که نتایج انتخابات «تضمینی برای حل سریع جنگ نیست» و ترامپ همچنان می‌تواند گزینه تشدید نظامی را روی میز نگه دارد.

جنگ ایران، کاتالیزور شکست جمهوری‌خواهان و گسل درون جنبش حامی ترامپ

تناقض میراث ترامپ

تناقض اصلی ترامپ این است که او هم‌زمان خود را وارث دو میراث می‌داند: میراث «معامله‌گر بزرگ» که باید جنگ‌ها را تمام کند، و میراث «رهبری که ایران را شکست داد». اما جنگ ایران این دو را در تضاد قرار داده است. در سخنرانی آغاز دوره دوم خود، ترامپ گفته بود موفقیتش با «جنگ‌هایی که واردشان نمی‌شویم» سنجیده خواهد شد؛ اما جنگ ایران اکنون ماه‌هاست ادامه دارد و هزینه اقتصادی و سیاسی آن برای حزب جمهوری‌خواه ملموس شده است.

این تناقض دقیقاً همان چیزی است که جناح ضدجنگ را تقویت کرده است: برای ونس، گرین، کارلسن و کنت، ادامه جنگ نه «قدرت» بلکه نقض اصلی‌ترین وعده ترامپ به پایگاه خود است.

دونالد ترامپ باید انتخاب کند: بازگشت به دیپلماسی و وعده‌های اصلی‌اش درباره پایان جنگ‌های بی‌پایان، یا تشدید نظامی برای حفظ میراثی که هر روز گران‌تر و پرریسک‌تر می‌شود. تحلیل‌گران بر سر احتمال هر یک از این دو مسیر اختلاف دارند اما بر یک نکته اتفاق‌نظر دارند: جنگ ایران دیگر نه یک مسئله حاشیه‌ای که تعیین‌کننده‌ترین آزمون سیاست خارجی و میراث ترامپ در دو سال پایانی ریاست‌جمهوری اوست.

مذاکراتی که در تابستان متوقف شده بود، در روزهای اخیر از طریق میانجی‌گری قطر از سر گرفته شده و مقام‌های ایرانی پیشنهادهایی را در اختیار میانجی‌ها قرار داده‌اند؛ با این حال، هیچ تضمینی برای پایان سریع جنگ وجود ندارد.