بازسازی بازی کلاسیک The Legend of Zelda: Ocarina of Time فردا برای نینتندو سوییچ ۲ منتشر خواهد شد و اکنون با انتشار نقدها و نمرات آن...

یک بازسازی محتاطانه که همچنان جادوی نسخه اصلی را حفظ کرده است

بازسازی بازی کلاسیک The Legend of Zelda: Ocarina of Time فردا برای نینتندو سوییچ ۲ منتشر خواهد شد و اکنون با انتشار نقدها و نمرات آن، به‌نظر می‌رسد بازی مطابق انتظارات عمل کرده باشد.

در لحظه انتشار این خبر، بازسازی The Legend of Zelda: Ocarina of Time توانسته از ۸۰ نقد ثبت شده در سایت متاکریتیک به امتیاز فوق‌العاده ۹۶ دست پیدا کند. در اوپن‌کریتیک نیز از ۲۷ نقد ثبت شده، امتیاز ۹۵ به‌دست آمده و ۱۰۰٪‌ منتقدان تجربه بازی را پیشنهاد کرده‌اند. بدین ترتیب، این بازسازی اکنون بالاترین نمرات برای یک بازی در سال ۲۰۲۶ را کسب کرده و از این نظر وارد لیست بهترین بازی‌های تاریخ شده است.

طبیعتا با این نمرات واضح است که منتقدان رضایت بسیار زیادی از Ocarina of Time روی نینتندو سوییچ ۲ دارند. نسخه اصلی این بازی یکی از بهترین بازی‌های تاریخ (یا از دید برخی، بهترین بازی تاریخ) محسوب می‌شود و ظاهرا این بازسازی توانسته همان جادوی کلاسیک را حفظ کند و با ظاهری جدید و تغییراتی جزئی در راستای مدرن‌سازی فرمول گیم پلی، می‌تواند مخاطبان قدیمی و جدید را به خود جذب کند. البته با اینکه هیچ نقد منفی برای این بازی ثبت نشده است، اما برخی از منتقدان اشاره کرده‌اند که این بازی در بازسازی نسخه کلاسیک شاید کمی زیادی محتاطانه عمل کرده باشد.

در ادامه نگاهی به خلاصه و نمره برخی از نقدهای منتقدان به The Legend of Zelda: Ocarina of Time خواهیم داشت. ابتدا از VGC با نمره کامل ۵ از ۵ شروع می‌کنیم:

ریمیک سوییچ ۲ بازی The Legend of Zelda: Ocarina of Time یک بازآفرینی فوق‌العاده از یکی از محبوب‌ترین ماجراجویی‌های گیمینگ است. نینتندو به جای اینکه یک شاهکار را از ابتدا بازخلق کند، نکاتی که بازی را به چنین اثر خاصی تبدیل کرده‌اند را تراش داده است. این کار باعث خلق بهترین راه ممکن برای بازیکنان جدید برای کشف این اثر، و برای بازیکنان قدیمی که می‌خواهند دوباره عاشق آن شوند، شده است.

سایت GamesRadar+ نیز به شکلی مشابه، نمره کامل ۵ از ۵ را برای بازی در نظر گرفته است:

The Legend of Zelda: Ocarina of Time ریمیکی درجه یک است که جذابیت و نمک بازی اصلی را با گرافیک چشم‌نواز و گیم پلی قابل هضم‌تر ترکیب کرده است. بازی به همان اندازه همیشگی کهنگی‌ناپذیر است و توانسته یکی از زیباترین بازی‌های تاریخ را به شکلی بازسازی کند که نه‌تنها لطمه‌ای به جادوی نسخه سال ۱۹۹۸ وارد نشود، بلکه به آن افزوده شود. با دیالوگ‌هایی که این بار صداگذاری شده‌اند، دانجن‌های بهبودیافته، پازل‌های جدید و بیشتر، هایرول هیچوقت به این شکل زنده نبوده است.

سایت Nintendo Life با نمره ۹ از ۱۰ مسلما رضایت بسیار زیادی از این بازی دارد، اما معتقد است که این ریمیک کمی زیادی محتاطانه است. همچنین از کمبود حالت Master Quest نیز انتقاد شده است:

Ocarina of Time روی سوییچ ۲ یک بازسازی محشر از نسخه اصلی است که آن تجربه را با گرافیک چشم‌نواز، گیم پلی مدرنیزه شده و صداگذاری به‌مراتب بهتر، کاملا متحول می‌کند. علی‌رغم چند ضعف کوچک، این به راحتی چشم‌نوازترین چیزی است که نینتندو تاکنون منتشر کرده و بدون هیچ شک و تردیدی بهترین راه برای بازی کردن یکی از تاثیرگذارترین بازی‌های تاریخ است. با این حال، این یک بازسازی واقعا محتاطانه است. علی‌رغم تغییرات کوچکی که به وفور در بازی می‌بینید، این همان بازی همیشگی است که احتمالا تاکنون تجربه کرده‌اید و در نتیجه، اگر با نسخه اصلی روی نینتندو ۶۴ یا بازسازی 3DS آشنا باشید، احتمالا چالش چندانی در بازی نخواهید داشت. این باعث می‌شود کمبود حالت Master Quest (یا هر حالت چالش‌برانگیز دیگری) به چشم آید، اما امیدوارم که این ویژگی در آینده اضافه شود.

در نهایت، یکی از پایین‌ترین نمرات بازی با امتیاز ۸ از ۱۰ توسط سایت Gamekult ثبت شده است:

در حالی که ابتدا از طراحی هنری آن خوشمان نیامده بود، در نهایت Ocarina of Time توانست با کنتراستی جذاب از یک دنیای واقع‌گرایانه و باجزئیات، و یک برداشت مدرنیزه شده از طراحی شخصیت‌ها، دل ما را به دست آورد. بازی یک تکامل محتاطانه هرچند تدریجی است که به‌لطف نوستالژی فراوانی که دور یک بازی همچنان لذت‌بخش وجود دارد، به سطح بالاتری دست یافته است، چه برای طرفداران قدیمی و چه بازیکنان جدید. نینتندو نخواسته یک بازسازی صد درصد وفادار بسازد و تصمیم گرفته که تغییراتی در جزئیات کوچک بازی اعمال کند. با اینکه این تغییرات ریتم و ساختار کلی این ماجراجویی را دستکاری نمی‌کنند، اما ارزش افزوده اندکی به بازی می‌دهند. البته شاید بتوان گفت این مدرن‌سازی می‌تواند به ساده‌سازی تجربه منجر شود؛ تغییری غیرضروری برای یک بازی که از همان ابتدا هم چندان چالش‌برانگیز نبود.