حملات آمریکا و اسرائیل به تأسیسات فولادی کشور در سال ۱۴۰۵، علاوه بر تحمیل خسارات مستقیم به زیرساختهای تولید، یکی از مهمترین مزیتهای رقابتی فولاد ایران، یعنی استمرار حضور در بازارهای صادراتی منطقه را با تهدیدی جدی مواجه کرد.
بااینحال، بازگشت سریع بخشی از ظرفیتهای آسیبدیده، ازجمله راهاندازی مجدد شش کوره فولادسازی فولاد خوزستان، نشان داد که توان فنی، سرمایه انسانی و قابلیت بازسازی این صنعت همچنان پابرجاست. اما واقعیت مهمی در اقتصاد جهانی وجود دارد: بازسازی یک کارخانه لزوماً به معنای بازگشت سهم ازدسترفته بازار نیست. مشتریان خارجی برای تأمین مواد اولیه خود منتظر احیای تولیدکنندگان نمیمانند و هر وقفه در عرضه، فرصتی برای ورود رقبا و شکلگیری مناسبات تجاری تازه فراهم میکند. از همین منظر، چالش اصلی صنعت فولاد ایران پس از بازگشت خطوط تولید، تنها افزایش تناژ تولید نیست، بلکه بازسازی اعتبار تجاری و اطمینان خریداران به پایداری عرضه است.
نشانههای این رقابت تازه را میتوان در بازار کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس مشاهده کرد؛ جایی که صادرات بیلت چین در هشتماهه نخست سال ۲۰۲۶ با رشد ۱۶۶.۷ درصدی از ۱.۷ میلیون تن فراتر رفته است. عربستان، امارات و عمان به مقاصد مهم شمش چینی تبدیل شدهاند و رقبای ایران با بهرهگیری از قیمتهای رقابتی، در حال تثبیت حضور خود در این بازارها هستند. در چنین شرایطی، مزیت جغرافیایی فولادسازان ایرانی تنها زمانی به قدرت رقابتی تبدیل میشود که مشتری خارجی از تحویل بهموقع و استمرار قراردادها اطمینان داشته باشد. اینجاست که ناترازی انرژی، از یک مسئله داخلی فراتر میرود و به تهدیدی راهبردی برای صادرات کشور تبدیل میشود. بازاری که بر اثر جنگ و تحریم آسیب دیده، نباید بار دیگر به دلیل محدودیتهای قابل پیشگیری برق و گاز به رقبا واگذار شود. استمرار چنین وضعیتی برای خوزستان نیز پیامدهایی فراتر از کاهش صادرات دارد؛ زیرا فعالیت فولاد خوزستان با تأمین مواد اولیه صنایع نوردی استان، اشتغال، حملونقل، خدمات صنعتی، درآمدهای مالیاتی و گردش اقتصادی منطقه پیوند خورده است.
اکنون صنعت فولاد کشور، بهویژه مجموعههایی چون فولاد خوزستان، برای آغاز مرحله تازهای از تولید و حضور در بازارهای داخلی و صادراتی آمادگی دارند، اما تحقق این ظرفیت نیازمند پشتیبانی عملی سیاستگذاران است. تأمین پایدار انرژی در زمستان پیش رو و پیشگیری از تکرار خاموشیها در تابستان آینده باید در شمار اولویتهای فوری دولت قرار گیرد. وزارتخانههای نفت، نیرو و صمت باید با هماهنگی مؤثر، برنامهای روشن برای جلوگیری از وقفههای تولید در صنایع پیشران ارائه دهند؛ برنامهای که هزینه اقتصادی توقف تولید، تعهدات صادراتی و آثار منطقهای محدودیت انرژی را در تصمیمگیریها لحاظ کند. تجربه اخیر نشان داده است که فولادمردان ایرانی حتی پس از خسارات جنگی نیز توان بازگرداندن کورهها به مدار تولید را دارند؛ اکنون مسئولیت دولت آن است که اجازه ندهد آنچه با تلاش و هزینه فراوان دوباره ساخته و احیا شده، این بار نه با حملات نظامی، بلکه با خاموشیهای تکراری از میدان رقابت خارج شود.
